وقتی عملیات نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ماه فوریه آغاز شد، من [برت مکگورک*] در تحلیل آینده جنگ ایران و آمریکا به یکی از اصول نظریه نظامی کلاسیک اشاره کردم: «اگر یک رهبر ــ در این مورد، رئیسجمهور دونالد ترامپ ــ پیش از آغاز یک عملیات نظامی، اهداف مدنظر خود را بهروشنی تعیین نکرده باشد، این اهداف در عمل برای او تعریف خواهند شد. آن هم به روشهایی که شاید هرگز پیشبینی نکرده باشد.»
این دیدگاه متعلق به «کارل فون کلاوزویتس»، نظریهپرداز نظامی قرن نوزدهم است که با توجه به تحولات جاری در خاورمیانه، احتمالا اکنون در گور به خود لرزیده است.
آینده جنگ ایران و آمریکا چگونه تغییر کرد؟
هنگام آغاز حمله به ایران در حدود پنج ماه پیش، نه اسرائیل و نه آمریکا، اهداف مشخصی را برای خود تعیین نکرده بودند. ترامپ از تغییر رژیم، تضعیف توانمندیهای نظامی ایران و از بین بردن مواد هستهای باقیمانده از حملات هوایی تابستان گذشته سخن میگفت. ایران نیز در واکنش، به کشورهایی در سراسر خاورمیانه و کشتیهای تجاری در حال عبور از تنگهی هرمز حمله کرد؛ آبراهی که ۲۰ درصد از تجارت جهانی انرژی را به خود اختصاص میدهد.
امروز، هدف اصلی ایالات متحده بازگشایی این تنگه است؛ هدفی که همانطور که کلاوزویتس احتمالا هشدار میداد، در زمان شروع جنگ اصلا مطرح نبود.
تفاهمنامهای با تفاسیری کاملا متفاوت
ایالات متحده و ایران در آستانهی رسیدن به نیمه راه (۳۰ روز) از یک یادداشت تفاهم ۶۰ روزه هستند که به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران رسیده بود. آن سند قرار بود در ازای عبور امن کشتیهای تجاری از تنگهی هرمز، امتیازاتی را در قالب کاهش تحریمها به ایران اعطا کند. با این حال، بر اساس مفاد آن، به نظر میرسد این سند به ایران حق میدهد که ترتیبات مورد استفاده در تنگهی هرمز را در این دوره تعریف کند.
تهران متن این سند را به صورت تحتاللفظی تفسیر میکند، در حالی که ایالات متحده به تفاهمهای جانبی فراتر از متن اشاره دارد.
هفتهی گذشته، پهپادهای ایرانی دو کشتی را هدف قرار دادند. یکی متعلق به قطر که حامل گاز طبیعی مایع بود و دیگری متعلق به عربستان سعودی که نفت خام حمل میکرد. گزارشها حاکی از آن است که ایران از طریق واسطهها پیامهایی فرستاده مبنی بر اینکه این حملات اشتباهی بوده است. برخی حتی مدعی شدند که این اقدام بازتابدهندهی یک جنگ قدرت داخلی در تهران میان کسانی است که به دنبال حفظ یادداشت تفاهم هستند و کسانی که آمادهاند ریسک تشدید بیشتر تنشها با ایالات متحده را بپذیرند.
فروپاشی توافق و بازگشت به نقطهی آغاز
ترامپ بلافاصله دستور حملات هوایی تلافیجویانه را صادر کرد تا برداشت آمریکا از این یادداشت تفاهم را تحمیل کند. این اقدام با حملات بیشتر ایران به کشتیها همراه شد. در نهایت، در هفتهی جاری، این توافق کاملا از هم پاشید. روز دوشنبه، ترامپ اعلام کرد که محاصره بنادر ایران را دوباره اعمال میکند و گفت ایالات متحده آماده است در ازای دریافت نوعی پرداخت، به نگهبان تنگهی هرمز تبدیل شود. ایالات متحده دور دیگری از حملات هوایی را در داخل خاک ایران آغاز کرد. همچنین ایران نیز دو کشتی تجاری دیگر را در سواحل امارات هدف قرار داد که منجر به کشته شدن یک خدمهی هندی شد.
تا زمانی که اوضاع آرام شود، کشتیهای کمی ریسک عبور از تنگهی هرمز را به جان میخرند. درنتیجه این امر باعث میشود قیمت نفت بار دیگر رو به افزایش بگذارد. این وضعیت میتواند فشار بر کاخ سفید را برای تلاش مجدد جهت احیای یادداشت تفاهم افزایش دهد.
بنابراین، ایالات متحده و ایران دقیقا به همان وضعیتی بازگشتهاند که قبل از امضای یادداشت تفاهم وجود داشت.
برتریهای ایران در برابر گزینههای محدود آمریکا
به نظر میرسد برآورد ایران این است که فشار بر تنگه هرمز، ایالات متحده را وادار به عقبنشینی از محاصره بنادر ایران خواهد کرد. در نتیجه، معادلهای جدید در خاورمیانه شکل میگیرد که در آن تهران عملاً کنترل این شاهراه حیاتی جهانی را در دست خواهد داشت. اما در مقابل، به نظر میرسد ایالات متحده بر این باور است که افزایش فشارها، ایران را به عقبنشینی و پذیرش دوباره جریان آزاد تجارت از تنگه هرمز، همانند دوران پیش از جنگ، وادار خواهد کرد.
در این معادله، ایران از دو مزیت برخوردار است؛ یکی کهن و دیگری مدرن. مزیت کهن ایران، قدرت طبیعی جغرافیاست که اغلب بهترین ابزار برای یک مدافع به شمار میرود. مزیت مدرن ایران نیز جنگ پهپادی است. به ویژه پهپادهای شاهد ایران که تولید آنها ارزان است و میتوانند مسافتی بیش از ۱۰۰۰ مایل را برای حمله به یک نفتکش کندرو در تاریکی شب طی کنند. پهپادها را میتوان سرنگون کرد یا مسیر آنها را منحرف ساخت، اما تنها یک حمله – یا حتی تهدید به حمله – کافی است تا ترافیک تجاری را متوقف کند.
ترکیب این دو مزیت کهن و مدرن، دستکم در کوتاهمدت به نفع ایران است. در عین حال، اگر آمریکا بخواهد واقعا عبور امن کشتیها را تضمین کند، گزینههای محدودی پیش رو دارد. من در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ مسئول پروندهی خاورمیانه در کاخ سفید بودم. زمانی که گروه نیابتی ایران، یعنی حوثیها، عملا با استفاده از پهپادها و موشکهای ضدکشتی، دریای سرخ را بستند. با وجود تشکیل یک ائتلاف بینالمللی و اجرای یک کارزار طولانی حملات هوایی علیه حوثیها، تقریبا غیرممکن بود که بتوان هر پرتابی را متوقف کرد یا اعتماد شرکتهای کشتیرانی را برای بازگشت به مسیر جلب کرد.
تحلیل آینده جنگ ایران و آمریکا؛ برنده این تقابل چه کسی خواهد بود؟
با این حال، در بلندمدت ممکن است در آینده جنگ ایران و آمریکا، کفه ترازو به نفع واشینگتن سنگین شود؛ آن هم به چهار دلیل:
- نخست، کشورهای حوزهی خلیج فارس در رد ادعاهای ایران دربارهی تنگه متحد هستند. درنتیجه همکاری آنها با آمریکا برای جلوگیری از پایان این بحران به سود ایران در حال افزایش است.
- دوم، اقتصاد ایران همچنان در بحران است و محاصره طولانی مدت بنادر ایران، فشارها را بر تصمیمگیرندگان و همچنین مردمی که خواستار تغییر هستند، دوچندان خواهد کرد.
- سوم، حریم هوایی ایران همچنان از پدافند ضعیفی برخوردار است. درنتیجه نیروهای نظامی ایالات متحده میتوانند هر زمان که بخواهند حمله کنند و تنها محدودیت آنها، تعداد اهداف شناساییشده است.
- در نهایت، با گذشت زمان، پیشرفتهایی در مسیرهای جایگزین صادراتی حاصل میشود که وابستگی جهانی به تنگه را کاهش میدهد. امارات این هفته برنامههای جدیدی برای توسعهی بنادر و زیرساختهایی اعلام کرد که تنگه را دور میزنند. کاهش توان ایران برای گروگان گرفتن اقتصاد جهانی از طریق تنگه، مهمترین اهرم فشار آن را تضعیف میکند.
سناریوی چرخهی بیپایان تنش و دیپلماسی
اینکه آیا آمریکا میتواند یک کارزار طولانیمدت فشار نظامی و اقتصادی را ادامه دهد یا نه، در نهایت به قیمت جهانی نفت و سایر کالاهایی بستگی دارد که هر هفته از تنگه هرمز عبور میکنند؛ مانند کود شیمیایی و گاز طبیعی مایع. اندکی پیش از امضای تفاهمنامه، ترامپ گفته بود نمیخواهد مانند «هربرت هوور» باشد و شاهد یک رکود بزرگ جدید شود. اعترافی ضمنی به اینکه فشار ایران از طریق تنگه موثر بوده است. پس از امضای توافق، قیمت انرژی به طور قابل توجهی کاهش یافت، اما اکنون دوباره در حال افزایش است و روز دوشنبه نزدیک به ۱۰ درصد جهش کرد.
تلهی دوگانه برای تجارت جهانی و تقابل نهایی ارادهها
اوضاع میتواند بدتر هم شود. حوثیها همچنان توانایی بستن دریای سرخ را دارند و روز دوشنبه با عربستان سعودی تبادل آتش داشتند — اقدامی که آتشبس شکننده در شبهجزیره عربستان را محک میزند. از دست رفتن همزمان دریای سرخ و تنگه هرمز فشار بیشتری بر اقتصاد کلان جهانی وارد خواهد کرد. درنتیجه فشار بر واشنگتن را افزایش میدهد.
در همین حال، توانایی و تمایل ایران برای هدف قرار دادن کشتیهای غیرنظامی با پهپاد و موشک در دو گلوگاه بینالمللی، ماهیت اصلی مسئله با حکومت ایران را برجسته میکند. این کشور سالها برای چنین سناریوهایی آماده شده و رهبران جدید آن باور دارند که در نهایت آمریکا عقبنشینی خواهد کرد.
تا اینجا، ترامپ نشان داده که این پیشبینی نادرست است.
*برت مکگورک تحلیلگر امور جهانی در شبکهی سیانان است که در سمتهای ارشد امنیت ملی زیر نظر روسایجمهور «جورج دبلیو بوش»، «باراک اوباما»، «دونالد ترامپ» و «جو بایدن» خدمت کرده است.
منبع: سیانان