در حالی که بحران و تنشهای نظامی در خاورمیانه ابعاد تازهای به خود گرفته است، گزارشها و تحلیلهای جدید نشان میدهند اصلیترین برندهی این مناقشه، کرملین و شخص «ولادیمیر پوتین» است. افزایش جهشی قیمت نفت و تعدیل برخی تحریمهای صادرات نفتی علیه روسیه، شوک اقتصادی شکنندهای را که مسکو با آن دستبهگریبان بود مهار کرده و جان تازهای به ماشین جنگی این کشور بخشیده است. در این میان، گسترش روابط دیپلماتیک و نظامی میان ایران و حکومت روسیه با تبادل اطلاعات امنیتی، فناوری پهپادی و گسیل تسلیحات پیشرفته عمیقتر شده و خاورمیانه و جنگ اوکراین را به دو جبههی وابسته از یک نبرد بزرگتر بدل ساخته است؛ نبردی که در آن، رئیسجمهور روسیه همچون یک «عروسکگردان» با بازی همزمان روی چندین جبهه، تلاش میکند فشارها را از روی اقتصاد و جبههی داخلی خود منحرف سازد.
طناب نجات نفتی برای اقتصاد در حال فروپاشی روسیه
متاسفانه، پیامدهای جنگ «دونالد ترامپ» در ایران، با افزایش قیمت نفت و تعلیق برخی تحریمهای بینالمللی نفتی علیه روسیه توسط ترامپ، بهشدت به نفع ولادیمیر پوتین تمام شده است. در واقع، این جنگ دقیقا همان طناب نجاتی را فراهم کرد که پوتین برای نجات از یک فاجعهی اقتصادی به آن نیاز داشت.
اکنون پوتین با ارسال مهمات، پول و اطلاعات به ایران، عملا به طولانیتر شدن جنگ کمک میکند. در مقابل، ایران نیز به روسیه کمک میکند تا تهاجم خود به اوکراین را ادامه دهد.
ردپای اطلاعاتی کرملین در حملات موشکی ایران
عروسکگردانهایی مانند پوتین حرکات عروسکهای خود را نه تنها با یک نخ، بلکه با کشیدن همزمان چند نخ کنترل میکنند. بر همین اساس، به نظر میرسد پوتین نخهای متعددی را در دست دارد؛ گزارشهای اطلاعاتی آمریکا نیز جزییات روابط محرمانهی ایران و ارتش روسیه را تایید میکنند. ماههاست که نهادهای اطلاعاتی متعدد آمریکا کمکهای اطلاعاتی روسیه به ایران علیه آمریکا را مستند کردهاند.
همین هفتهی گذشته، وقتی از ترامپ دربارهی هشدار «ولودیمیر زلنسکی»، رئیسجمهور اوکراین، پرسیده شد (اینکه روسیه ظاهرا تصاویر ماهوارهای از پایگاههای آمریکایی را برای تقویت حملات موشکی ایران در اختیار تهران قرار میدهد) او پاسخ داد: «خواهیم فهمید آیا این درست است یا نه. از پوتین میپرسم.» کارشناسان این ادعا را درست میدانند؛ اما پرسش این است که آیا ترامپ آمادهی مواجهه با پوتین هست یا نه. شاید به همین دلیل بود که او به اوکراین مجوز تولید رهگیرهای «پاتریوت» داد و از لایحهی تحریمهای روسیه حمایت کرد.
تنفس مصنوعی به اقتصاد بحرانزدهی روسیه
کمکهای پوتین به ایران در حالی صورت میگیرد که او از افزایش قیمت نفت سودهای کلان میبرد. پیش از این جهش قیمتها، اقتصاد روسیه در مسیر فروپاشی قرار داشت. سرمایهگذاری مستقیم خارجی از سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار به نزدیک صفر سقوط کرده، بیش از هزار شرکت بینالمللی از این کشور خارج شدهاند، و دولت با کسریهای عظیم مواجه است، در حالی که کشورهای اندکی حاضر به تامین مالی این بدهی هستند. در همین حال، بهرهوری داخلی پایین است؛ بین ۷۰۰ هزار تا ۱.۵ میلیون نیروی متخصص فناوری کشور را ترک کردهاند و الیگارشها [افراد بسیار ثروتمند و پرنفوذی که از طریق ثروت هنگفت خود، قدرت سیاسی یا نفوذ زیادی بر دولت و تصمیمگیریهای کلان کشور دارند] میلیاردهای دلار سرمایه را از کشور خارج کردهاند.
در نتیجه، پوتین بهسرعت با کمبود نقدینگی مواجه میشد و ارزش صندوق ثروت ملی و ذخایر اضطراری روسیه رو به کاهش بود. اما لغو برخی تحریمهای حوزه نفتی علیه روسیه و افزایش قیمت انرژی بار دیگر منابع مالی تازهای در اختیار او گذاشت تا از فروپاشی جلوگیری کند. حتی برخی تحلیلگران برآورد میکنند با کاهش برخی تحریمهای نفتی، درآمد سالانهی نفتی روسیه ممکن است دو برابر شود.
اگرچه درآمدهای بادآورده به روسیه کمک میکند تا جلوی فروپاشی اقتصادی را بگیرد، اما پوتین همچنان در حال سوزاندن داراییهای اساسی کشور برای تامین مالی جنگ است؛ او تمام بخشهای مولد را قربانی کرده و به هزینهکردهای بیسابقه و ناپایدار متکی است. این امر باعث تورم افسارگسیخته در بخشهای مختلف مصرفی شده است، آن هم در شرایطی که نگرانی عمومی رو به افزایش بوده و نرخ بهره به سطح سنگین ۱۴ درصد رسیده است.
ابعاد نظامی روابط ایران و روسیه؛ از سوخو-۳۵ تا تسلیحات پیشرفته
تناقضی آشکار وجود دارد؛ پوتین در قمار خونین گسترش سرزمینی خود، با کشته شدن صدها هزار نفر از شهروندانش و آسیب جدی به اقتصاد داخلی، با شکست مواجه شده، اما همچنان بر رهبران دیگر نفوذ دارد. او با پیشینهای اطلاعاتی در «کاگب»، مانند عروسکگردانی که چندین رشته را همزمان به بازی میگیرد، معرکههای انحرافی به پا میکند و پیوسته بر آتش بحرانها میدمد تا افکار عمومی را از بحرانهای بیشمار خود منحرف سازد.
روسیه بیتردید مهمترین متحد ایران در این همپیمانی علیه نظم جهانی است. ابعاد استراتژیک روابط دفاعی ایران و نیروهای روسیه نشان میدهد مسکو علاوه بر انتقال اطلاعات حساس دربارهی تاسیسات نظامی آمریکا، بهطور سیستماتیک در حال نوسازی زیرساختهای نظامی فرسودهی ایران است. تا میانهی سال ۲۰۲۶، روسیه تولید جنگندههای پیشرفتهی «سوخو-۳۵» و هلیکوپترها برای ایران را تکمیل کرده و هواپیماهای آموزشی «یاک-۱۳۰»، هلیکوپترهای تهاجمی «می-۲۸» و صدها موشک دوربرد هوابههوا و ضد رادار نیز تحویل داده است. همچنین در سال ۲۰۲۲، روسیه به پرتاب ماهوارهی «خیام» ایران کمک کرد و نیروهای روسی بهطور منظم تسلیحات غربی بهغنیمتگرفتهشده در اوکراین، از جمله «جاولین» و «استینگر»، را برای مهندسی معکوس در اختیار صنایع دفاعی ایران قرار میدهند. شرکتهای مخابراتی روسیه نیز فناوریهای پیشرفتهی نظارتی و جنگ سایبری در اختیار ایران میگذارند.
سود دوطرفهی مسکو و تهران از همپیمانی جنگی
اما این رابطه به هیچ وجه یکطرفه نیست، روسیه نیز از فناوری پهپادهای «شاهد» ایران بهرهمند شده است؛ پهپادهای ارزان و انبوهی که میتوانند خساراتی نامتناسب به سامانههای دفاعی گرانقیمت غربی وارد کنند. پوتین اکنون با استفاده از فناوری و نقشههای منتقلشده از ایران، این پهپادها را مستقیما در داخل روسیه تولید میکند. ایران نیز از کاهش تحریمها و افزایش قیمت نفت سود قابلتوجهی برده و درآمدهای نفتیاش به حدود ۶۰ میلیارد دلار در سال رسیده است؛ این رقم البته سوای آن ۳۰۰ میلیارد دلاری است که کاخ سفید در آخرین توافق خود با تهران پذیرفت.
با عمق یافتن روابط همهجانبه میان ایران و کشور روسیه، تجاوز پوتین به اوکراین و مناقشه در خاورمیانه را نمیتوان به عنوان دو مشکل مجزا و ایزوله دید. بلکه آنها بخشی از یک بحران جهانی واحد هستند که از یک زنجیرهی تامین مشترک تغذیه میشوند؛ زنجیرهای که به پوتین بهعنوان طراح و محرک اصلی آن گره خورده است. جدا دیدن مذاکرات صلح خاورمیانه از جنگ اوکراین، تنها به تشدید بحرانها خواهد انجامید.
تلاش آمریکا برای تشدید تحریمها علیه روسیه و ایران
شاید پیام این آگاهیِ روبهرشد را بتوان در تغییر موضع ترامپ برای افزودن ایران به لایحهی تحریمهای روسیه و همچنین حملهی اوکراین به کشتی حامل محمولههای نظامی ایران در دریای خزر دید. با این حال، حتی با تعلیق تحریمهای حوزه نفتی علیه روسیه، خشکاندن شریانهای مالی و پشتیبانی پوتین مستلزم اقداماتی بسیار جدیتر است؛ اقداماتی همچون تشدید تحریمهای فعلی و تصویب طرح تحریمهای جامعی که سناتور جمهوریخواه، «لیندزی گراهام»، با همراهی سناتور دموکرات، «ریچارد بلومنتال»، ارائه داد.
تصویب قاطعانهی این طرح در نشست سنا با ۸۸ رای موافق در برابر ۱۲ رای مخالف، گامی نویدبخش بود؛ رویدادی که با لبخند زلنسکی از بالکن تماشاچیان و ادای احترام سناتورها به یاد و نام همکارشان، لیندزی گراهام، همراه شد. حالا توپ در زمین مجلس نمایندگان است. از سوی دیگر، اتحادیهی اروپا نیز صرفنظر از سیاستهای ترامپ باید بسیار فعالانهتر عمل کند، چرا که برخلاف ادعاها، خریدهای نفت و گاز خود از روسیه را بهشکلی شرمآور افزایش داده است.
ضرورت مهار کرملین و بازسازی خطوط دفاعی
تمام شواهد تنها بر یک حقیقت انکارناپذیر گواهی میدهند؛ همانگونه که «جورج بوش» در سال ۲۰۰۲ در سخنرانی ماندگارش هشدار داد، «محور شرارتی» در کار است که ولادیمیر پوتین همچنان یکی از اصلیترین کانونهای آن به شمار میرود؛ کانونی که پیوسته کینهتوزیها و تحرکات ضدآمریکایی از آن سرچشمه میگیرد و تحکیم روابط استراتژیک ایران و دولت روسیه نیز بر اهمیت آن افزوده است.
سخنرانی سال ۱۹۴۰ «وینستون چرچیل» در مجلس عوام با عنوان «روزهای غرورآفرین»، با افشای هشداردهندهی تسلط «آدولف هیتلر» بر صنایع مناطق اشغالی، عزم ملت بریتانیا را برای ایستادگی جزم کرد. اکنون نیز ترامپ و شرکای اروپاییاش به جای همفکری و مشاوره با پوتین، باید تحریمها را احیا کرده و توان دفاعی خود را در برابر این عروسکگردان روسی بسیج کنند.
منبع: تایم