ترامپ کمتر از یک ماه پس از استقبال از آتشبس، حملات به ایران را از سر گرفت؛ اقدامی که کارشناسان هشدار میدهند میتواند جنگ را طولانیتر کند و در آستانه رقابتهای انتخابات میان دوره ای، ضربه سختی به حزب جمهوریخواه در آمریکا بزند.
«دونالد ترامپ» نیم قرن است که با تکیه بر ریسکهای بزرگ و به راهانداختن جنگهای پنهان اقتصادی و تقابل با کشورهای مختلف از جمله ایران، بازی خطرناکی را برای رسیدن به خواستههایش پیش برده است. این رویکرد برای او بسیار پرسود بوده و کمکش کرده تا با عبور از چندین ورشکستگی به یک میلیاردر تبدیل شود و علیرغم رسواییهای متعدد حقوقی و سیاسی، دو بار بر کرسی ریاستجمهوری آمریکا تکیه بزند.
حالا رهبری که زمانی مالک برخی از مشهورترین کازینوهای جهان بود، ممکن است بزرگترین قمار دوران ریاستجمهوریاش را انجام دهد: آغاز علنی یک جنگ تمامعیار که در آن ترامپ به دنبال تقابل مستقیم با منافع راهبردی ایران است، آن هم کمتر از یک ماه پس از توافق بر سر آتشبسی که خود آن را برای جلوگیری از بحرانی اقتصادی در حد رکود بزرگ ضروری دانسته بود.
اثر تنش خلیج فارس بر انتخابات سرنوشتساز میان دوره ای در آمریکا
هفته گذشته، ترامپ، پس از آنکه به این نتیجه رسید تفاهمنامهای که ۱۷ ژوئن در کاخ ورسای امضا کرده بود عملاً بیاثر شده است، دستور ازسرگیری حملات علیه اهداف نظامی و زیرساختی ایران را صادر کرد. ایران نیز با حملات پهپادی و موشکی به متحدان آمریکا در خلیج فارس پاسخ داده است. این تفاهمنامه با انتقاد تند جناح نومحافظهکار جمهوریخواهان روبهرو شده بود که آن را نوعی عقبنشینی در برابر ایران میدانستند.
در حالی که کمتر از چهار ماه به انتخابات نوامبر مانده، در این میان گمانهزنیها نشان میدهد که این دوره از رقابتها میتواند دموکراتهای آمریکا را به بازپسگیری هر دو مجلس کنگره نزدیکتر کند؛ از این رو به نظر میرسد ترامپ با شعلهور کردن دوباره جنگی که از پیش هم میان رأیدهندگان محبوب نیست (بهویژه به دلیل اثرات تورمی آن بر قیمت سوخت و هزینههای زندگی) در حال نزدیک شدن به یک فاجعه انتخاباتی است.
تسویهحساب شخصی با ایرانیها
«کورت میلز»، سردبیر اجرایی نشریه امریکن کانزروتیو که از سیاست خارجی انزواگرایانه مورد حمایت هواداران اول آمریکای ترامپ دفاع میکند، گفت: «تقریباً هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن، این اقدام به حفظ عملکرد جمهوریخواهان در انتخابات پیشرو کمک کند، بلکه در این میان، شکست سنگینی در این دوره برای محافظهکاران آمریکا رقم خواهد خورد. به نظر من این یک باخت مطلق است. این نشان میدهد ترامپ واقعاً به انتخابات میاندورهای اهمیتی نمیدهد. او در این ماجرا مثل «ایکاروس» است که به خورشید نزدیک میشود؛ انگار نوعی تسویهحساب شخصی با ایرانیها دارد.»
فراتر از تأثیر انتخاباتی، کارشناسان هشدار میدهند که این تنشها و سایه جنگ که توسط ترامپ برافروخته شده، در نهایت به تقابل زمینی با خاک ایران منجر خواهد شد؛ تصمیمی که به نوبه خود میتواند همان جنگهای ابدی و طولانیمدتی را رقم بزند که او قبلاً از آنها اعلام بیزاری کرده و رؤسای جمهور پیشین را به خاطرشان سرزنش کرده بود.
تنگه هرمز؛ زمین بازی جدید
«نیت سوانسون»، مشاور سابق کاخ سفید و وزارت امور خارجه در امور ایران میگوید: «ارزیابی اولیه من این بود که این هم فقط یک جرقه دیگر و خشونت دورهای است و بعد دوباره به آتشبس و مذاکرات برمیگردیم. اما حجم تنشها همین حالا هم از آنچه فکر میکردم ممکن باشد فراتر رفته است. من این فرآیند را تلاشی برای احیای اهرم فشار در بستر یک جنگ فرسایشی میبینم که ترامپ برای مواجهه با سیاستهای منطقهای ایران طراحی کرده است، اما این کار بسیار پرریسک است و میتواند پیامدهای ویرانگری داشته باشد و به نظر من احتمالاً شکست خواهد خورد.»
در قلب این خشونتهای تازه، کنترل تنگه هرمز قرار دارد؛ یک آبراه راهبردی و حیاتی که قبل از شروع جنگ در ۲۸ فوریه، مسیر انتقال ۲۰ درصد از صادرات انرژی جهان بود و اکنون به بزرگترین برگ برنده تهران تبدیل شده است، چرا که میخواهد در برابر فشارها برای دادن امتیاز در مسائلی مانند برنامه هستهای و حمایت از گروههای نیابتیاش مثل حزبالله لبنان مقاومت کند.
جزئیات توافقی ناکام پیش از انتخابات میان دوره ای در آمریکا
قرار بود این تفاهمنامه راه را برای یک آتشبس ۶۰ روزه هموار کند که در طول آن مذاکراتی درباره برنامه هستهای ایران انجام شود. در عین حال، ایران در ازای لغو بخش زیادی از تحریمها، از جمله حق فروش نفت در بازارهای بینالمللی و آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدود شده، تنگه هرمز را که در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل بسته بود و باعث جهش قیمت جهانی نفت شده بود، بازگشایی میکرد.
اما مشکلات ظرف چند روز آشکار شد. ایران به کشتیهای تجاری متعلق به کشورهای همسایه خلیج فارس شلیک کرد؛ چرا که آنها با پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا، از یک مسیر کشتیرانی نزدیک به سواحل عمان بیطرف استفاده کردند، نه مسیرهای قبلی در نزدیکی سواحل ایران که مقامات تهران میتوانستند عبور و مرور را کنترل کنند و هزینههای خدمات بگیرند؛ هزینههایی که واشینگتن و متحدانش آن را معادل باجخواهی غیرقانونی میدانند.
پشت پرده آتشبس موقت
برخی از تحلیلگران این شعلهور شدن تنش را ناشی از مذاکره ضعیف آمریکا میدانند که ظاهراً منجر به سوءتفاهم و ابهام در تفاهمنامه شده است، چرا که در متن آن هیچ اشارهای به مسیرهای کشتیرانی نشده است.
اما «ولی نصر»، استاد دانشکده مطالعات بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است فروپاشی تفاهمنامه نتیجه اشتباه محاسباتی هر دو طرف بوده است. او گفت: «فکر نمیکنم سوءتفاهمی در کار بوده باشد. به نظرم این دقیقا همان چیزی است که ترامپ میخواست.»
او به اظهارات اخیر «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا اشاره کرد که گفته بود این تفاهمنامه فرصتی برای پر کردن ذخایر استراتژیک نفت فراهم کرده و در عین حال بهطور موقت فشار بر قیمت سوخت را کاهش داده و دست ایران را در مذاکرات تضعیف کرده است.
اشتباه در تخمین توان نظامی و مقاومت
نصر میگوید: «این تفاهمنامه عمدتاً یک فرصت تنفس برای ترامپ بود تا به هدفش برسد؛ یعنی کنترل تنگه یا گرفتن آن از ایران. ترامپ میخواهد پیش از مذاکره، این اهرم را از ایران بگیرد تا آنها نتوانند در برابر خواستههایش در موضوع هستهای یا هر موضوع دیگری مقاومت کنند. ایران هم قمار کرد که میتواند از این ۶۰ روز برای کسب کمی تنفس اقتصادی استفاده کند و در عین حال موقعیت خود را تقویت کند. نتیجه این است که شاید خطای محاسباتی وجود داشته، اما سوءتفاهمی در کار نیست. ترامپ شاید درباره کاری که میتواند از نظر نظامی انجام دهد زیادهروی کرده و باز هم کم آورده و تصمیم گرفته که باید بازی دیگری راه بیندازد. ایرانیها هم در این مورد که چقدر میتوانند مقاومت کنند، زیادهروی میکنند. این چیزی است که هیچکدام از دو طرف از آن مطمئن نیستند.»
حاشیهنشینی کارشناسان و هدایت جنگ توسط حلقه نزدیکان ترامپ
احتمال اشتباه محاسباتی به دلیل نبود کارشناسان مسائل ایران در دولت ترامپ بیشتر شده است. سوانسون – که میگوید پس از یک توییت انتقادی از سوی «لورا لومر»، چهره تأثیرگذار راستگرا، مجبور به ترک پست خود در وزارت امور خارجه شده – این کمبود را به گردن «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه میاندازد و میگوید او نیروهای کلیدی را عملاً حذف کرده است.
او میگوید: «برخی از اخبار درز کرده درباره تصمیمگیریهای این جنگ مرا شگفتزده کرده است؛ گزارشها نشان میدهد روبیو با وجود تردید نسبت به طرحهای اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران که به ترامپ پیشنهاد شده، سکوت اختیار کرده است. او عملاً وزارت امور خارجه را فلج و منفعل کرده و با اینکه در ظاهر سکوت پیشه کرده، در خفا به دنبال تبرئه خود از پیامدهای بعدی این تصمیمات است.»
ترامپ به جای کارشناسان باسابقه ایران، به تیم مذاکرهکننده مورد اعتماد و همیشگی خود تکیه کرده است؛ یعنی «استیو ویتکاف»، فرستاده ارشدش، «جرد کوشنر»، دامادش و اخیراً ونس که در ابتدا با تصمیم ورود به جنگ مخالف بود و شخصیتی کلیدی در مذاکرات تفاهمنامه به شمار میرفت.
اشتباه محاسباتی واشینگتن در شناخت ماهیت حریف
«الکس وطنخواه»، پژوهشگر ارشد اندیشکده خاورمیانه در واشینگتن میگوید: « او حریف خود را کاملاً اشتباه ارزیابی کرد. برای رئیسجمهور بهتر بود به حرف کارشناسانی گوش کند که سیستم ایران را میشناسند و میتوانستند به او بفهمانند که با تاجران نیویورکی طرف نیست و جنس این ساختار متفاوت است. ترامپ اکنون با حریفی روبهرو است که به مراتب بیش از تصور او، آماده تحمل سختیهاست. ایرانیها حاضرند روی کارت تنگه هرمز قمار کنند، چرا که این کار آنها را بر بخش بزرگی از عرضه انرژی جهان مسلط میکند و ثروتمندترین کشورهای خلیج فارس را به گروگان آنها تبدیل میسازد.»
این آمادگی ایران برای قمار بزرگ، میتواند ترامپ را به بالا بردن متقابل سطح بازی سوق دهد و احتمال تنشهای شدیدتر، از جمله تهاجم زمینی را تقویت کند.
احتمال جنگ طولانیمدت در منطقه
تغییر رژیم هدفی بود که در آغاز جنگ با ترور «آیتالله علی خامنهای»، در همان ساعات اولیه و به دنبال آن دیگر چهرههای کلیدی به طور آشکار دنبال میشد، اما به نظر میرسد فعلاً از روی میز کنار رفته است. مراسم تشییع جنازه طولانیمدت و یکهفتهای آیتالله خامنهای که پیکر او پیش از خاکسپاری در شهر زیارتی مشهد از میان جمعیت انبوه در چندین شهر ایران عبور کرد، بهطور گسترده به عنوان تلاشی از سوی نظام برای بازسازی اتحاد مردمی و مشروعیت در مواجهه با تهدیدهای خارجی علیه موجودیتش ارزیابی میشود.
با توجه به آمادگی ایران برای تلافی علیه متحدان خلیجفارسی آمریکا مانند امارات متحده عربی، قطر و حتی عمان (کشورهایی که حکومت آنها را همدست واشینگتن میخواند)، واتانکا نسبت به احتمال یک درگیری ۵ تا ۱۰ ساله هشدار داد.
او گفت: «میتوانید تصور کنید که ایالات متحده طی هفتهها و ماههای متمادی به بمباران ایران ادامه دهد. اما با نگاه به وضعیت فعلی، نمیدانم ترامپ چگونه میتواند بدون اشغال کامل، این نظام را از نظر نظامی شکست دهد.»
یکی از گزینهها که کمتر از اشغال کامل است، میتواند حمله به جزیره خارک (مرکز صادرات نفت خام ایران) باشد.
لزوم دیپلماسی و نیاز به صبر استراتژیک
اما به گفته جوزف ووتل، ژنرال بازنشسته آمریکا و فرمانده پیشین سنتکام، چنین اقدامی کارایی محدودی خواهد داشت و یک راهبرد موثر باید شامل دیپلماسی نیز باشد، از جمله تعامل با متحدان ناتو که ترامپ بارها به آنها توهین کرده است.
ووتل گفت: «مهم است که بر کاهش اهرمهای فشار ایران تمرکز کنیم. بخشی از این کار میتواند از طریق عملیات نظامی تهاجمی انجام شود و بخشی دیگر از طریق اقدامات دفاعی. ما شاهد یک چرخه مداوم اقدام و واکنش نظامی هستیم؛ ما حمله میکنیم، آنها حمله میکنند. این مرا به این نتیجه میرساند که این وضعیت احتمالاً هفتهها تا ماهها ادامه خواهد داشت. صبر استراتژیک زیادی لازم است و ریسک زیادی هم در کار است، چرا که نتایج انتخابات آتی و تحولات میانمدت، این دوره از تعاملات بینالمللی آمریکا را کاملاً تحت تاثیر قرار خواهد داد.»
منبع: گاردین