موج جدید حملات ایالات متحده به ایران پس از دورهای از آرامش نسبی در سایه یک آتشبس شکننده، بار دیگر ایرانیان را در وضعیت نااطمینانی و اضطراب عمیق فرو برده است. شهروندان ایرانی که از طریق یک اپلیکیشن رمزگذاریشده با رویترز گفتگو کردهاند، میگویند سایه جنگ ناخواسته و موج بیسابقه تورم، زندگی را در سراسر ایران تحت تأثیر قرار داده و مشکلات اقتصادی روزبهروز در حال افزایش است و نگرانی از آینده، ذهن آنها را بهشدت درگیر کرده است.
روایت سفرههای کوچکشده در پی جنگ و افزایش تورم ایران
«سمیه»، عکاس ۴۰ ساله ساکن تهران، با به اشتراک گذاشتن تصویری از خرید هفتگی خود گفت که قیمت اجناس نسبت به دوران پیش از جنگ تقریباً دو برابر شده است و بروز تورم شدید، برنامهریزی مالی را در کلونیهای شهری ایران دشوار کرده است. او میگوید: «مهمترین مسئله در میانه جنگ اقتصاد است. هر روز شرایط ما بدتر و سختتر میشود. اما آنچه بیش از همه استرسزاست، وضعیت الاکلنگی است؛ یک روز حرف از جنگ است و روز بعد صلح. ما واقعاً نمیدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد و حتی نمیتوانیم برای دو روز آینده زندگیمان برنامهریزی کنیم.»
او هم مانند سایر افرادی که با رویترز گفتگو کردهاند، به دلیل پیامدهای ناگوار حملات نظامی آمریکا و تمایل به افشای حقیقت وضعیت مردم ایران، اما از ترس برخوردهای امنیتی احتمالی دولت، نخواست نام کاملش فاش شود.
قطع اینترنت و فلج شدن کسبوکارهای آنلاین
«امیر»، مهندس نرمافزار ۳۰ ساله ساکن سنندج در استان کردستان، میگوید مدت کوتاهی پیش از آغاز جنگ و حملات گسترده و مشترک آمریکا و اسرائیل که آسیب زیادی به زیرساختهای آنلاین در ایران وارد کرد، در ۲۸ فوریه ازدواج کرده است. او گفت از زمانی که رهبران ایران در جریان اعتراضات ژانویه دسترسی به اینترنت را محدود کردند برای تأمین مخارج خانواده و پیدا کردن کار با مشکلات جدی روبهرو بوده است.
امیر میگوید: «حدود یک ماه بعد از وصل شدن مجدد اینترنت، جنگ شروع شد. اینترنت دوباره قطع شد و کسبوکارها بهشدت آسیب دیدند؛ صنف ما دچار مشکلات زیادی شد. من زیر بار بدهیهای سنگینی رفتم. بهعنوان یک دورکار در سنندج که کاملاً به اینترنت وابسته است، هیچ راه دیگری نداشتم و اصلاً نمیتوانستم کار کنم.»
او که موفق شده بود همین چند روز پیش سر کار برود، اکنون دوباره با تشدید درگیریها در این جنگ چهارماهه مواجه شده است؛ آتشبسی که در ماه جون به دست آمده بود، اکنون به حملات و پاتکهای روزانه تبدیل شده است.
رویای نافرجام مهاجرت در پی سقوط ریال
«نازنین»، رواندرمانگر ۳۴ ساله که او نیز ساکن سنندج است، میگوید پیش از این قصد داشته برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری روانشناسی از کشور برود؛ اما با شروع جنگ جاری و موج فزاینده تورم که در بازارهای مالی ایران رخ داد و به سقوط شدید ارزش ریال انجامید، دیگر توان مالی مهاجرت را ندارد.
او میگوید: «شاید بتوانم به ترکیه بروم و دو ماه بمانم، اما نه پولش را دارم و نه امکان عملی کردنش وجود دارد.»
هراس از حملات سنگین آمریکا به خانه و سوگ غربت ایران
«نازنین» میگوید تصمیمش برای ماندن، با توجه به وقوع حملات هوایی آمریکا و آسیبی که ممکن است به خانوادهاش در ایران برسد، به نگرانی شدید او در جریان درگیریهای قبلی نیز ارتباط دارد: «در طول جنگ، هر زمان که از خانوادهام دور بودم، این فکر رهایم نمیکرد که اگر موشکی به خانه بخورد، چه بلایی سر آنها میآید؟ یا اگر خانوادهام در بمباران کشته شوند، من چه باید بکنم؟ فکر دور بودن از آنها و آوارگی با کوهی از غم و تنهایی آنقدر سخت بود که روی تصمیمم برای مهاجرت تأثیر گذاشت.»
سمیه، عکاس تهرانی، نیز میگوید زمانی قصد خروج از کشور را داشته که بحران ارزی مانع آن شده است؛ اما تأکید میکند که اکنون حتی در صورت داشتن راه خروج مطمئن نیز کشور را ترک نخواهد کرد. او میگوید: «الان حتی اگر شرایط رفتن هم فراهم باشد، فکر نمیکنم بروم. زندگی، خانه و خانواده من اینجاست. حتی اگر برای چند ماه هم بروم، باید برگردم و همینجا به زندگیام ادامه دهم. فکر نمیکنم هیچوقت برای همیشه بروم.»
«هیوا»، ساکن مهاباد، نیز گفت تمایلی به ترک کشور ندارد؛ او معتقد است مشکلات اقتصادی ناشی از حملات پیاپی آمریکا، ضربه سختی به معیشت مردم در ایران زده و میتواند جرقهای برای تغییرات اجتماعی باشد. او میگوید: «تداوم این جنگ میتواند محرکهای اجتماعی را فعال کند؛ زیرا با روند فعلی تورم، سرانجامی جز اعتراضات خیابانی متصور نیست.»
چشمانداز مبهم آینده و بیم از سرنوشت آوارگی
امیر از تجربه بیخوابیهای شدید خود در ماههایی میگوید که به دلیل حضور پدرش در کردستان عراق، هیچ ارتباطی با او نداشته است. با این حال، او میگوید علیرغم دشواریهای ناشی از جنگ کنونی و بحران تورم که زندگی را در جایجای ایران سخت کرده است، در کشور میماند.
او میگوید: «مادرم دوران جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) را به یاد دارد. میگوید آن زمان پدربزرگم میگفت اشکالی ندارد اگر بمیریم، فقط زیر سقف خانه خودمان باشیم. ما نمیخواهیم خانهمان را ترک کنیم. نمیدانیم آوارگی چطور است. آیا مرزها باز خواهند بود? آیا کشورهای دیگر ما را راه میدهند یا به سرنوشت پناهجویان سوری دچار میشویم؟» (اشاره به شهروندانی که از جنگ داخلی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ در سوریه گریختند)
منبع: رویترز