تلاش تازهی دولت دونالد ترامپ برای قطع شریانهای اقتصادی ایران، آمریکا را در برابر معادلهای پیچیده قرار داده است: واشینگتن برای تشدید فشار بر تهران به همکاری چین نیاز دارد. اما پکن که بزرگترین خریدار نفت ایران است، تهدیدهای آمریکا به تحریم تجارت با ایران را غیرقانونی خواند. همچنین وعده داده است برای حفاظت از روابط ایران و چین «تمام اقدامات لازم» را انجام دهد. همزمان، آمریکا از اعمال تحریمهای ثانویه علیه کشورها و نهادهایی که به تجارت با ایران ادامه دهند سخن میگوید. اما تاکنون از هدف قرار دادن موسسات مالی بزرگ چین خودداری کرده است.
فشار اقتصادی آمریکا بر ایران
دولت ترامپ در تازهترین اقدام خود کارزار گستردهای برای منزوی کردن اقتصاد ایران آغاز کرده است؛ کارزاری که «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا، آن را «عملیات طرد اقتصادی» نامیده است.
بسنت گفته آمریکا کشورها و نهادهایی را که همچنان با تهران تجارت میکنند شناسایی کرده است. همچنین به آنها مهلت خواهد داد روابط خود با ایران را قطع کنند یا با تحریمهای آمریکا مواجه شوند. او همچنین هشدار داده هر نهادی که به پولشویی برای ایران کمک کند، از نظام مالی مبتنی بر دلار آمریکا کنار گذاشته خواهد شد.
این رویکرد پس از ماهها درگیری نظامی با ایران مطرح شده است؛ درگیریای که نتوانسته اهداف مورد نظر واشینگتن، از جمله وادار کردن تهران به تسلیم و تغییر رفتار حکومت، را محقق کند. اکنون فشار اقتصادی به بخش مهمی از راهبرد آمریکا تبدیل شده است.
چین؛ بزرگترین خریدار نفت ایران
چین طی سالهای اخیر بزرگترین خریدار نفت ایران بوده و برآورد میشود حدود ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران به این کشور برود. همین موضوع پکن را به حلقهای کلیدی در تلاش واشینگتن برای قطع درآمدهای نفتی تهران تبدیل کرده است.
بر اساس دادههای شرکت کپلر، واردات نفت خام ایران توسط چین از حدود یک میلیون و ۵۷۰ هزار بشکه در روز در فوریه به یک میلیون و ۴۷۰ هزار بشکه در مارس کاهش یافت. آمریکا در ماه جولای محاصرهی کشتیها و بنادر ایران را دوباره برقرار کرد و جریان صادرات نفت ایران به چین بیشتر کاهش یافت.
صادرات نفت ایران به چین در ماه جون به حدود ۷۸۵ هزار بشکه در روز رسید. همچنین در جولای به ۸۲۳ هزار بشکه افزایش یافت. دادههای اولیه نشان میدهد این رقم در ماه آگوست تاکنون به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز رسیده است.
با وجود کاهش صادرات نفت ایران به چین، پکن همچنان مهمترین بازار نفت ایران محسوب میشود و ادامهی خرید نفت از سوی پالایشگاههای چینی میتواند بخشی از فشار اقتصادی آمریکا بر تهران را خنثی کند.
پالایشگاههای مستقل چینی
بخش عمدهی نفت ایران در چین توسط پالایشگاههای مستقل خریداری میشود. پالایشگاههایی که به دلیل خرید نفت ارزانقیمت و عرضهی فرآوردههایی مانند بنزین و گازوئیل به بازار داخلی چین به «تِیپات» معروف هستند.
پالایشگاههای بزرگ دولتی چین از سال ۲۰۱۹ و پس از بازگشت تحریمهای آمریکا علیه ایران، عمدتا از خرید نفت ایران خودداری کردهاند تا دسترسیشان به نظام مالی بینالمللی مبتنی بر دلار را به خطر نیندازند. پالایشگاههای مستقل اما چنین محدودیتی ندارند.
گزارشها حاکی است نفت ایران برای دشوارتر شدن ردیابی، در مواردی با عنوان نفت مالزی یا اندونزی وارد چین میشود. همچنین پرداخت آن نیز با یوآن انجام میگیرد. شبکهای از واسطهها نیز ردیابی مسیر واقعی نفت و پول را دشوار میکند.
احتیاط آمریکا در برابر روابط ایران و چین
واشینگتن در سالهای اخیر شماری از پالایشگاههای کوچک چینی، شرکتهای کشتیرانی و دیگر فعالان زنجیرهی انتقال نفت ایران را تحریم کرده است. در ماه آوریل نیز پالایشگاه «هنگلی» پتروشیمی در «دالیان» همراه با حدود ۴۰ شرکت و کشتی تحریم شد. آمریکا این پالایشگاه را به خرید میلیاردها دلار نفت ایران متهم کرد؛ اتهامی که هنگلی آن را رد کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین به دو بانک بزرگ چینی هشدار داده که در صورت انتقال منابع مالی ایران از طریق سیستمهای آنها، ممکن است با تحریمهای ثانویه روبرو شوند.
با این حال، در تازهترین فهرست تحریمهای آمریکا که شامل ۶۰ فرد، نهاد و کشتی بود، نام هیچ موسسهی مالی بزرگ چینی دیده نمیشد. موضوعی که نشاندهندهی احتیاط واشینگتن در برابر روابط ایران و چین است.
ایالات متحده و چین هماکنون در حوزههای متعددی از جمله رقابتهای فناوری هوش مصنوعی، مسالهی تایوان و کنترل صادرات مواد معدنی حیاتی دچار اختلافات عمیق هستند. ورود به یک جنگ مالی مستقیم با تحریم بانکهای بزرگ چین میتواند به بازارهای مالی جهان شوک شدیدی وارد کند. همچنین زنجیرههای تامین جهانی را با اختلال مواجه سازد.
وقتی از بسنت پرسیده شد چرا دولت آمریکا از تحریم فوری بانکهای چینی خودداری کرده است، او گفت: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهان را منفجر کنم؟»
پکن تهدید آمریکا را رد میکند
مواضع رسمی چین در برابر تهدیدهای تازهی آمریکا حاکی از رد کامل تحریمهای یکجانبه است. وزارت امور خارجه چین اعلام کرده که تعاملات تجاری و روابط با ایران در چارچوب قوانین بینالمللی انجام میشود و هرگونه مداخلهی خارجی در این روابط غیرقانونی است. پکن هشدار داده که برای حفظ منافع ملی و حقوق شرکتهای خود «تمام اقدامات لازم» را به کار خواهد بست. موضعی که نشان میدهد پکن قصد ندارد به راحتی از مزایای صادرات نفت ایران به چین و خرید نفت ارزانقیمت این کشور صرفنظر کند یا در برابر دیپلماسی اجباری آمریکا عقبنشینی نماید.
این موضعگیری در شرایطی صورت گرفته که واشینگتن تلاش دارد کشورهای بیشتری را وادار کند روابط تجاری خود با تهران را قطع کنند. بسنت تهدید کرده کشورهایی که به تجارت با ایران ادامه دهند ممکن است با تحریمهای ثانویه مواجه شوند. همچنین از دسترسی به نظام مالی مبتنی بر دلار محروم شوند.
نگرانی از واکنش تلافیجویانهی چین
کارشناسان مالی و تجاری میگویند یکی از نگرانیهای اصلی دولت ترامپ، احتمال واکنش تلافیجویانه چین است. به ویژه در آستانهی نشست احتمالی ترامپ و «شی جینپینگ» در ماه آینده.
پکن میتواند در صورت هدف قرار گرفتن بانکها یا شرکتهای چینی، از ابزارهای مالی و تجاری خود برای پاسخ به واشینگتن استفاده کند. یکی از حساسترین حوزهها نیز مواد معدنی حیاتی است؛ موادی که چین نقش مهمی در استخراج و فرآوری آنها دارد و برای صنایع پیشرفته و دفاعی آمریکا اهمیت زیادی دارند.
تحریم گستردهی چین به دلیل تجارت با ایران میتواند اختلافات موجود میان دو قدرت بزرگ را تشدید کند. اختلافاتی که موضوعاتی مانند تایوان، هوش مصنوعی، توان هستهای چین و سیاستهای تجاری را نیز دربرمیگیرد.
به همین دلیل، واشینگتن باید میان دو هدف متضاد توازن برقرار کند: قطع درآمدهای ایران و جلوگیری از تبدیل این کارزار به رویارویی اقتصادی با چین.
واکنش ایران در برابر فشار آمریکا
ایران در شرایطی با این فشارها مواجه است که جنگ و محاصرهی آمریکا اقتصاد کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. کاهش صادرات نفت، محدود شدن مسیرهای تجاری و فشار بر منابع مالی تهران، بخش مهمی از راهبرد جدید واشینگتن برای وادار کردن دولت ایران به تغییر رفتار است.
با این حال، مقامهای ایرانی تاکید کردهاند که در برابر این فشارها تسلیم نخواهند شد. علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد ایران، در تلویزیون دولتی گفت دشمنان قصد دارند «یک حملهی تروریستی اقتصادی» علیه ایران آغاز کنند. اما تهران نیز ابزارهایی برای مقابله در اختیار دارد. او در واکنش به تهدیدهای آمریکا گفت: «دفاع ما دیگر صرفا دفاعی نیست؛ دشمنان باید منتظر حمله باشند.»
وضعیت تنگهی هرمز نیز به یکی از عوامل مهم در این معادله تبدیل شده است. محدود شدن عبور کشتیهای تجاری از این آبراه میتواند نه تنها صادرات نفت ایران به چین و دیگر کشورهای منطقه، بلکه بازار جهانی انرژی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
کلید واشینگتن در دستان پکن
چین تنها کشوری نیست که ادامه تجارت با ایران میتواند اجرای سیاست جدید آمریکا را با چالش مواجه کند. امارات متحده عربی اخیراً اعلام کرده تمامی مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی تعلیق میکند. در مقابل، ترکیه که همچنان یکی از شرکای تجاری مهم ایران محسوب میشود، تاکنون تصمیم مشابهی درباره قطع تجارت با تهران اعلام نکرده است.
با این حال، چین مهمترین متغیر در معادله جدید واشینگتن است. آمریکا برای تشدید فشار بر ایران به کاهش درآمدهای نفتی تهران نیاز دارد. اما همچنان روند صادرات نفت ایران به چین ادامه دارد. از سوی دیگر، تحریم مستقیم بانکها و شرکتهای بزرگ چینی میتواند هزینهای سنگین برای آمریکا داشته باشد.
به این ترتیب، روابط آمریکا، چین و ایران اکنون به یک مثلث اقتصادی و امنیتی تبدیل شده است: واشینگتن میخواهد تهران را منزوی و منابع مالی آن را قطع کند؛ ایران به دنبال حفظ مسیرهای تجاری و مقابله با فشار آمریکا است؛ و پکن در عین ادامهی همکاری اقتصادی با ایران، تلاش میکند از تبدیل این پرونده به رویارویی مستقیم با آمریکا جلوگیری کند.
در نهایت، موفقیت کارزار اقتصادی ترامپ بیش از آنکه به بیانیههای واشینگتن بستگی داشته باشد، به محاسبات راهبردی پکن در قبال روابطش با ایالات متحده وابسته است. اگر آمریکا نتواند چین را به همکاری متقاعد کند یا از ریسک تحریم موسسات مالی بزرگ چینی شانه خالی کند، استراتژی تازهی کاخ سفید نیز ممکن است به سرنوشت کمپینهای پیشین دچار شود؛ نبردی که در آن گزینههای نظامی به بنبست رسیده و گزینههای اقتصادی نیز به دلیل پیچیدگیهای روابط قدرتهای بزرگ، کارایی کامل خود را از دست دادهاند.
منابع: نیویورکتایمز، دگاردین، دگاردین