تصاویر استعفای معلمان با دستنوشتههایی دربارهی پایین بودن دستمزد، در شبکههای اجتماعی منتشر شده و واکنشهایی را به وضعیت معیشتی و بحران نیروی انسانی در آموزشوپرورش به دنبال داشته است. محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این اقدام را عمدتا نمادین و بخشی از اعتراض معشیتی معلمان در ایران میداند.
فاصلهی ۵۰ میلیونتومانی حقوق با خط فقر
حبیبی با اشاره به تشدید مشکلات معیشتی در یک سال و نیم گذشته گفت: «شکاف میان دریافتی معلمان و خط فقر به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته است. در حالی که بر اساس آمارهای رسمی مراکزی چون مرکز پژوهشهای مجلس، خط فقر حدود ۷۵ میلیون تومان اعلام میشود و حتی فعالان صنفی مستقل و همچنین نمایندگان مجلس از سبد معیشت ۹۰ میلیون تومانی سخن میگویند، میانگین دستمزد معلمان در حال حاضر حولوحوش ۲۵ میلیون تومان است؛ رقمی که از نصف خط فقر رسمی هم کمتر است.»
به گفتهی او، افزایش تورم و فاصلهی درآمد و هزینه، نارضایتی انباشتهای ایجاد کرده که در شبکههای اجتماعی به شکل کمپین استعفای معلمان بروز کرده است. با این حال، او تاکید کرد که خروج واقعی نیز وجود دارد. به ویژه میان نیروهای استخدامشده از طریق مادهی ۲۸ که در آغاز کار کمتر از ۲۰ میلیون تومان دریافت میکنند و تعهد خدمتی خاصی ندارند.
در مقابل، فارغالتحصیلان دانشگاه فرهنگیان به دلیل تعهد خدمت معادل دو برابر مدت تحصیل و جریمههای سنگین، امکان ترک آسان شغل را ندارند. از همین رو، حبیبی استعفاهای اخیر را بیشتر اقدامی اعتراضی و نمادین برای جلب توجه مسئولان و افکار عمومی میداند.
استعفای معلمان و تشدید کمبود نیرو
حبیبی معتقد است مساله تنها به اعتراض معیشتی معلمان در ایران محدود نمیشود و میتواند بر توان آموزشوپرورش برای تامین نیروی انسانی اثر بگذارد. او گفت: «در گذشته شکاف دستمزدی تا این حد عمیق نبود و برای کسب شغل معلمی رقابت وجود داشت. معلمان حقالتدریس با حقوقهای اندک کار میکردند تا روزی استخدام شوند. اما امروز کار به جایی رسیده است که حقوق ۱۶ تا ۱۷ میلیون تومانی یک معلمِ تازهاستخدامشده، از حداقل حقوق یک کارگر ساده مشمول قانون کار (که بین ۲۲ تا ۲۵ میلیون تومان است) نیز کمتر است. این دستمزد حتی کفاف هزینهی رفتوآمد معلمان را هم نمیدهد.»
او همچنین با اشاره به افزایش بازنشستگیها گفت: «امروز معلمان ترجیح میدهند وقت و انرژی خود را صرف شغلهای دوم و سوم کنند. هماکنون موج بازنشستگی بسیار بالاست و میزان استعفای معلمان دو برابر میزان ورودی آنهاست.»
به گفتهی حبیبی، ادامهی خروج معلمان رسمی و استخدامنشدن نیروهای حقالتدریس میتواند کمبود نیروی انسانی را تشدید کند. او همچنین تاکید کرد که برخلاف برخی برداشتها، استعفاهای اعتراضی لزوما به معنای امکان جایگزینی آسان معلمان نیست. همچنین حبیبی در ادامه سخنانش پرسید: «قرار است چه کسی را جایگزین معلمان کنند؟ ربات؟»
فشار اقتصادی بر مدارس غیرانتفاعی
حبیبی بخش دیگری از بحران را متوجه معلمان مدارس غیردولتی دانست. به گفتهی او، به جز تعداد محدودی از مدارس غیرانتفاعی سطح بالای کلانشهرها، بسیاری از این مراکز شرایط کاری مناسبی برای معلمان فراهم نمیکنند. همچنین شماری از نیروها نه حداقل حقوق قانون کار را دریافت میکنند، نه از بیمه و امنیت شغلی برخوردارند.
او در عین حال کاهش توان مالی خانوادهها را عامل دیگری در تضعیف مدارس غیرانتفاعی دانست. به گفتهی حبیبی، افت قدرت خرید طبقهی متوسط باعث شده خانوادههای بیشتری توان پرداخت هزینهی مدارس غیرانتفاعی را از دست بدهند؛ مسالهای که تعطیلی برخی مدارس و انتقال دانشآموزان به مدارس دولتی را به دنبال داشته است.
این فعال صنفی هشدار داد که افزایش شمار دانشآموزان مدارس دولتی، همراه با کمبود نیروی انسانی، میتواند بار آموزشی این مدارس را در سال جاری و سال آینده سنگینتر کند. او افزود که در شهرستانها تعطیلی مدارس غیرانتفاعی به بیکاری معلمان منجر شده است. در حالی که در کلانشهرهایی مانند تهران، برخی معلمان به دلیل پایین بودن دستمزد، خودشان این مدارس را ترک میکنند و به دنبال مشاغل پردرآمدتر میروند.
اعتراضی با سابقهی چند دهه
حبیبی استعفای اخیر معلمان را جدا از سابقهی طولانی اعتراضات صنفی نمیداند. به گفتهی او، فرهنگیان در سه دههی گذشته از نامهنگاری و فعالیت رسانهای تا جمعآوری امضا و تجمعات میدانی برای طرح مطالبات خود استفاده کردهاند.
او دربارهی بازتاب کمپین اخیر نیز گفت: «با وجود گذشت زمان کوتاهی از آغاز این استعفاها، همین که این اقدام توانسته نمایندگان مجلس و مسئولان دولتی را وادار به واکنش کند و افکار عمومی را نسبت به این مساله حساس سازد، به معنای دستیابی به هدف اولیه است. هرچند که شخصا به ایجاد تغییرات عملی و سریع از سوی مسئولان چندان خوشبین نیستم.»
منبع: ایلنا