قیمت کالاهایی که ایران از جهان میخرد طی ۱۴ سال گذشته بیش از هشت برابر افزایش یافته است. اما قیمت کالاهای صادراتی کشور کمتر از دو برابر شده است؛ شکافی که باعث شده قدرت خرید صادرات ایران در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۳۹۰ حدود ۷۹ درصد سقوط کند.
قیمت دلاری کالاهای وارداتی بیش از هشت برابر شد
محاسبات نشان میدهد قدرت خرید یک سبد ثابت صادراتی ایران در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۳۹۰ حدود ۷۹ درصد کاهش یافته است. به بیان ساده، اگر صادرات ایران در سال ۱۳۹۰ امکان خرید پنج دستگاه صنعتی را فراهم میکرد، همان میزان صادرات در سال ۱۴۰۴ تقریبا تنها برای خرید یک دستگاه کافی بوده است.
این وضعیت از آنجا ناشی میشود که قیمت دلاری کالاهای وارداتی طی این دوره با سرعتی بسیار بیشتر از کالاهای صادراتی افزایش یافته است. از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴، قیمت دلاری کالاهای صادراتی حدود ۸۴ درصد رشد کرد، در حالی که قیمت دلاری واردات ۷۸۱ درصد افزایش یافت؛ یعنی کالاهای وارداتی بیش از هشت برابر گرانتر شدند، اما قیمت کالاهای صادراتی حتی دو برابر هم نشد.
این شاخص به معنای کاهش ۷۹ درصدی درآمد کل صادرات نیست. افزایش حجم صادرات میتواند بخشی از این فشار را جبران کند، اما برای تامین همان سبد وارداتی، کشور باید مقدار بیشتری کالا و خدمات صادر کند.
سال ۱۴۰۴؛ بدترین نقطه در ۱۴ سال
سال ۱۴۰۴ شکاف میان دو طرف تجارت خارجی را عمیقتر کرد. در این سال، قیمت دلاری کالاهای صادراتی ۲.۴ درصد کاهش یافت. در حالی که قیمت دلاری کالاهای وارداتی ۲۴.۳ درصد افزایش پیدا کرد. نتیجهی این تغییرات، افت حدود ۲۱.۵ درصدی «رابطهی مبادله» و رسیدن آن به پایینترین سطح از سال ۱۳۹۰ بود.
رابطهی مبادله نشان میدهد درآمد حاصل از فروش کالاهای صادراتی تا چه اندازه قدرت خرید کالاهای وارداتی دارد. بنابراین، کاهش این شاخص به معنای آن است که صادرات قبلی، توان تامین بخش کوچکتری از نیازهای وارداتی کشور را دارد.
حتی در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نیز روند مشابهی دیده میشود: قیمت دلاری صادرات تنها حدود ۵ درصد افزایش یافت، اما قیمت واردات بیش از ۷۱ درصد بالا رفت. بنابراین مساله صرفا افت قیمت کالاهای صادراتی ایران نیست؛ سرعت گرانشدن خریدهای خارجی بسیار بیشتر بوده است.
جهش ۱۵ هزار برابری قیمت ریالی واردات
وقتی همین روند با قیمتهای ریالی بررسی شود، شکاف بزرگتری آشکار میشود. طی ۱۴ سال گذشته، قیمت ریالی سبد کالاهای صادراتی حدود ۱۹۵ برابر افزایش یافته است. اما قیمت ریالی سبد وارداتی نزدیک به ۱۵ هزار برابر رشد کرده است.
البته این ارقام قیمت یک کالای مشخص را نشان نمیدهند و میانگین مجموعهای از کالاها هستند. تغییر ترکیب کالاهای وارداتی و صادراتی نیز میتواند بخشی از این فاصله را توضیح دهد.
شاخص قیمت کالاهای صادراتی تا حد زیادی تورم داخل کشور را منعکس میکند. در حالی که شاخص قیمت کالاهای وارداتی علاوه بر قیمت کالا در بازار جهانی، تحولات نرخ ارز و هزینههای مرتبط با واردات را نیز در خود دارد.
تحریمها نیز به این فشار اضافه شدهاند. افزایش هزینهی حملونقل، بیمه، واسطهگری و انتقال پول و طولانیتر شدن مسیرهای تامین باعث میشود کالایی که در بازار جهانی افزایش قیمت شدیدی نداشته، برای خریدار ایرانی با هزینهی بسیار بالاتری تمام شود.
فشار از تجارت خارجی تا هزینهی تولید
پیامد این وضعیت فقط در آمار تجارت خارجی و کاهش قدرت خرید صادرات ایران باقی نمیماند. بخش مهمی از واردات ایران را قطعات، مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز کارخانهها تشکیل میدهد. افزایش هزینهی این اقلام مستقیما هزینهی تولید را بالا میبرد. همچنین میتواند در نهایت خود را در قیمت محصولاتی مانند دارو، خودرو، لوازم خانگی و مواد غذایی نشان دهد.
از سوی دیگر، وقتی برای تامین حجم مشخصی از واردات به ارز بیشتری نیاز باشد، تقاضا برای منابع ارزی افزایش پیدا میکند و رقابت بر سر ارز حاصل از صادرات تشدید میشود.
آیا رابطهی مبادله عامل رشد دلار است؟
افت قدرت خرید صادرات ایران همزمان با افزایش نرخ دلار، ارتباطی معکوس میان این دو متغیر را نشان میدهد و در نگاه نخست میتواند این تصور را ایجاد کند که سقوط رابطهی مبادله به افزایش نرخ ارز منجر شده است.
با این حال، این همبستگی به تنهایی برای توضیح تمامی تغییرات نرخ دلار کافی نیست و نمیتوان تمام نوسانات بازار ارز را به رابطهی مبادله نسبت داد. آنچه روشن است، افزایش هزینهی تامین کالاهای خارجی و نیاز بیشتر به منابع ارزی برای خرید همان میزان کالا نسبت به گذشته است.
در مجموع، سال ۱۴۰۴ بدترین رابطهی مبادله ایران در ۱۴ سال گذشته را رقم زد. وضعیتی که نشان میدهد کشور برای تامین همان نیازهای خارجی، باید صادرات بیشتری انجام دهد. همچنین فشار ناشی از این شکاف میتواند از مسیر افزایش هزینهی مواد اولیه و تجهیزات، به بخش تولید و در نهایت به سبد مصرفی خانوارها منتقل شود.
منبع: زومون