گزارشهای جدید نشان میدهد تهران با تدوین یک جدول زمانی طولانیمدت برای مذاکرات، درصدد است «دونالد ترامپ» را تا زمان انتخابات سرنوشتساز میاندورهای آمریکا درگیر بحران و جنگ نگه دارد. مقامات ایرانی امیدوارند از این طریق، ضربهای مهلک به محبوبیت سیاسی رئیسجمهور آمریکا وارد کنند؛ رویکردی که اگرچه با هدف تضعیف موقعیت واشینگتن دنبال میشود، اما همزمان نگرانیهایی را دربارهی واکنشهای پیشبینیناپذیر یک ترامپ تضعیفشده به وجود آورده است.
انتقام از ترامپ؛ جنگ میان ایران و آمریکا شخصی شد
تهران جدول زمانی طولانیمدتی برای مذاکرات ترسیم کرده است که هدف آن، درگیر نگه داشتن دونالد ترامپ در مناقشه با ایران تا زمان برگزاری انتخابات حساس میاندورهای آمریکا است؛ اقدامی که امید میرود همان ضربهی ویرانگری را به ریاستجمهوری او وارد کند که «جیمی کارتر» در جریان بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در ایران، در سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱، متحمل شد.
برای بسیاری در ایران، وارد کردن ضربهای جدی به ترامپ و گرفتن انتقام از او، یکی از اهداف مشروع در جنگ جاری میان ایران و آمریکا است؛ موضوعی که حالوهوای مراسم تشییع «آیتالله علی خامنهای»، رهبر جمهوری اسلامی، نیز آن را نشان میداد؛ جایی که درخواستها برای انتقام در آن موج میزد.
مقامهای ایرانی از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ هرگز به آمریکا اعتماد نداشتهاند، اما اکنون این خصومت بهطور شخصی متوجه ترامپ نیز شده است. او نهتنها در سال ۲۰۱۸ توافق هستهای را که با دشواری فراوان به دست آمده بود پاره کرد، بلکه دستور ترور «قاسم سلیمانی»، فرمانده نظامی ارشد ایران، را نیز صادر کرد و دو بار ایران را وارد مذاکرات دربارهی برنامهی هستهایاش کرد، اما در نهایت علیه این کشور جنگ به راه انداخت. ترامپ بابت کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی یا تلاش برای سوءقصد به جان «مسعود پزشکیان»، رئیسجمهوری ایران، ابراز پشیمانی نکرده است.
تهران چگونه جنگ را تا انتخابات نوامبر میکشاند
با آغاز شمارش معکوس برای انتخابات ماه نوامبر، یعنی رقابتهای میاندورهای آمریکا، احتمال شکست سیاسی ترامپ به موضوعی مورد توجه و گمانهزنی گسترده در تهران تبدیل شده است. رسانههای ایرانی کاهش محبوبیت رئیسجمهوری آمریکا را زیر نظر دارند و این افت را به نارضایتی از جنگ و افزایش قیمت نفت نسبت میدهند. تحولات سیاسی در حزب دموکرات نیز با دقت زیادی بررسی میشود.
اما توجه تهران به انتخابات میاندورهای این هفته آشکارتر شد؛ زمانی که «کاظم غریبآبادی»، معاون وزیر خارجه ایران، به خبرگزاری رسمی ایرنا گفت پس از توافق بر سر مسیری برای تردد کشتیهای تجاری از تنگهی هرمز، دو تا چهار ماه زمان لازم خواهد بود تا مذاکرات دربارهی برنامهی هستهای ایران وارد مرحلهی دوم شود. به گفتهی غریبآبادی، طرح اولیه این بود که مذاکرات هستهای حداکثر ۳۰ روز پس از امضای تفاهمنامهی ماه ژوئن با آمریکا آغاز شود، اما دولت ترامپ این برنامه را کنار گذاشته است.
او برای رسیدن به مرحلهی دوم، مجموعهای از موانع را برشمرد؛ از جمله لغو تحریمها، پایان محاصرهی بنادر ایران از سوی آمریکا، آزادسازی داراییهای بلوکهشدهی ایران و پذیرش تعهدات جدید برای جلوگیری از توسل دوباره به جنگ میان ایران و آمریکا. این روند میتواند تا مدتها پس از انتخابات میاندورهای ادامه پیدا کند.
جنگ سیاسی در صندوقهای رأی؛ دوراهی سخت کاخ سفید
اگر تهران بتواند این جدول زمانی را پیش ببرد، ترامپ در آستانهی انتخابات، بدون هیچ تعهدی از سوی ایران دربارهی سلاح هستهای و تنها با صورتحساب سنگین اقتصادی ناشی از جنگ ناموفق میان ایران و آمریکا، به پای صندوقهای رأی خواهد رفت. «جیسون برادسکی» از گروه اتحاد علیه ایران هستهای، که از جنگ حمایت میکند، گفت: «این مسئله احتمال تداوم دورهای نزاع میان آمریکا و تهران بر سر تنگه را بسیار بالا میبرد. پیش از انتخابات میاندورهای، آرامش واقعی برقرار نخواهد شد؛ تهران هیچ علاقهای ندارد چنین آرامشی را در اختیار دولت ترامپ بگذارد… ایران به این بازیها ادامه خواهد داد.»
خبرگزاری مهر یادداشتی منتشر کرد و نوشت ایران ترامپ را بر سر یک دوراهی بزرگ قرار داده است. در این یادداشت آمده است: «ادامهی جنگ میتواند فشارهای سیاسی و اقتصادی را بر دولت افزایش داده و کاهش محبوبیت او را تشدید کند. از سوی دیگر، عقبنشینی یا حرکت به سمت کاهش تنشها نیز میتواند از سوی برخی طرفداران ترامپ بهعنوان عقبنشینی از شعارهای انتخاباتیاش تعبیر شود.»
از این منظر، نتیجهی این جنگ نه در میدان نبرد، بلکه پای صندوقهای رأی رقم خواهد خورد. مهر همچنین نوشت نتیجهی انتخابات در رقابتهای میاندورهای آمریکا میتواند مسیر سیاست داخلی و خارجی این کشور را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.
آمریکا و انتخابات؛ اختلاف تهران بر سر صبر تا موعد میاندورهای
در ایران کمتر کسی حرفهای ترامپ را باور میکند، اما این ادعای او که انتخابات میاندورهای تأثیری بر استراتژیاش در قبال ایران ندارد، با تردید بهمراتب بیشتری روبهرو شده است. رسانههای ایرانی به اظهارات «مارک زل»، رئیس سازمان جمهوریخواهان برونمرزی اسرائیل، استناد میکنند که گفته است: «همهچیز به انتخابات میاندورهای مربوط میشود… مردم آمریکا واقعاً از جنگ خسته شدهاند و دولت در حال مدیریت ماهرانهی فضای پیش از انتخابات است تا از تسلط دموکراتها بر کنگره جلوگیری کند.»
این اظهارات به بحثی در ایران دامن زده است دربارهی اینکه انتخابات میاندورهای تا چه اندازه باید در محاسبات تهران لحاظ شود. برخی معتقدند از دست دادن کنترل کنگره، ترامپ را محدود میکند یا حتی ممکن است به استیضاح او منجر شود؛ دستکم ممکن است به معنای پایان تأمین مالی جنگ باشد. «مصطفی زهرانی»، دیپلمات سابق ایرانی، استدلال کرد که شکست انتخاباتی «ترامپ را ناچار میکند که دیگر به جنگ بازنگردد و مذاکرات را جدی بگیرد.»
اما برخی دیگر، از جمله «ناصر هادیان»، استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران، با این دیدگاه مخالف هستند و معتقدند ایران باید همین حالا از دستاوردهای خود بهره ببرد و منتظر ضعیفتر شدن ترامپ نماند. هادیان گفت: «اگر او شکست بخورد، انگیزهی کمتری برای رسیدن به توافق با ایران خواهد داشت، چون در آن صورت تضعیف شده است و اسرائیل و دیگران بسیار راحتتر میتوانند به او حمله کنند؛ کاری که اکنون جرئت انجامش را ندارند. کسانی که میگویند باید تا انتخابات میاندورهای صبر کنیم، هیچ درکی از سیاست آمریکا ندارند.»
شکست ترامپ؛ فرصت برای تهران یا تهدیدی تازه؟
در واقع، اگر ترامپ احساس کند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، خوشحالی ایران از شکست او نیز کاهش خواهد یافت. با این حال، دیپلماتهای ایرانی در مجموع بر این باورند که آزادی عمل رئیسجمهوری آمریکا به دلیل نارضایتی عمومی از ادامهی درگیری و نگرانی نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاستجمهوری از طولانی شدن جنگ، محدود خواهد شد. ترامپ همچنین با این خطر روبهرو خواهد بود که تمام دورهی دوم ریاستجمهوریاش درگیر جنگ ویرانگر میان ایران و آمریکا شود.
تقابل یا دیپلماسی؛ ایران در جنگ از آمریکا چه میخواهد؟
پرسش بزرگتر این است که خود ایران میخواهد به چه چیزی دست یابد. موافقت با داغ نگه داشتن تنشها تا ماه نوامبر پاسخی به این پرسش نیست؛ پرسشی که ایرانیها در بحث کردن دربارهی آن مهارت بیشتری دارند تا حل کردنش.
پزشکیان بارها گفته که خواهان جنگ بیپایان نیست و تأکید دارد که تقریباً تمامی اعضای شورای عالی امنیت ملی با او موافقاند. او همچنان به یادداشت تفاهم باور دارد و میگوید این سند باید سنگبنای سیاست خارجی ایران باشد.
اما جریان محافظهکار ایران این تفاهمنامه را بیارزش میداند، زیرا به باور این جریان، آمریکا همواره تعهداتش را نقض میکند. این جریان معتقد است: «بر این اساس، مسئولان باید بدانند که تنگهی هرمز ابزار چانهزنی نیست و نباید بهعنوان گذرگاهی برای آمریکا باز شود.»
هم جریانهای تندرو و هم میانهروها معتقدند جنگ باید به شکلگیری معماری جدیدی برای امنیت منطقه منجر شود. با این حال، تندروها بر اخراج آمریکا از منطقه تأکید دارند و این هدف را بیشتر موضوعی برای تحمیل کردن میدانند تا مذاکره؛ بهویژه از طریق استفاده از کنترل بر ورودیهای تنگهی هرمز بهعنوان اهرمی برای بستن پایگاههای آمریکا.
نسخه متفاوت پزشکیان و ظریف برای رابطه با آمریکا
پزشکیان میگوید جایی برای سرمایهگذاری مشروع آمریکا در ایران میبیند، در حالی که «جواد ظریف»، وزیر امور خارجه سابق، این هفته در مقالهای استدلال کرد که ایران در «عصر پساقطبی از عدم وابستگی صرف به روسیه و چین در آینده سود خواهد برد.»
ظریف نوشت اگر ایران «سیاست خارجی متوازن و چندوجهی» در پیش بگیرد، دیگر مجبور نخواهد بود روابط خارجی خود را بر اساس ضرورت و اجبار شکل دهد. او افزود: «ادامهی تنشهای کنترلنشده با آمریکا نهتنها هزینههای مستقیمی بر ایران تحمیل میکند، بلکه همکاری سایر کشورها، حتی شرکای نزدیک مانند چین و روسیه، با ایران را نیز دشوارتر میکند.»
همانطور که ترامپ در موضعگیریهایش دربارهی ایران دچار سردرگمی است و نظرش از این جمله تا جملهی بعدی تغییر میکند، در داخل ایران هم بر سر اینکه اصلاً چه امتیازی میتوان از آمریکا گرفت، هیچ اجماع و توافقی وجود ندارد.
منبع: گاردین