در ابعاد جدیدی از پرونده قتل، پیامکهایی که میان «استیون زویک» و دوستش ردوبدل شده بود، جزئیات نقشه هولناک آنها در شهر کلگری برای کشاندن زنان به مکانی خلوت، حبس کردن و تجاوز به آنها با هدف فیلمبرداری و فروش ویدئوها را فاش کرده است.
«چلسی داویدناس»، ۲۹ ساله، در فوریه ۲۰۲۴ به دست استیون زویک کشته شد. زویک او را با فریب به خانه دوستش در کلگری کشانده بود.
جلسه رسیدگی به این پرونده قتل روز دوشنبه در دادگاه کلگری در سکوت کامل برگزار شد؛ تنها صدای آرام دادستان شنیده میشد که پیامکهای تکاندهنده میان این دو مرد را برای دادگاه میخواند.
زویک چند ساعت پیش از اینکه دوستدختر سابقش، چلسی داویدناس، را به خانه دوستش بکشاند، در پیامی نوشته بود که باید دستهای قربانی را ببندند و لباسهایش را فوراً پاره کنند تا احساس آسیبپذیری کند و مقاومتش بیشتر شود.
اما نقشه آنها طبق برنامه پیش نرفت. داویدناس برای نجات جانش مقاومت کرد و در جریان درگیری کشته شد.
در حالی که داویدناس تلاش میکرد از دست آنها فرار کند، زویک او را در حالت خفگی نگه داشت و مرد دوم تلاش کرد دستها و پاهایش را ببندد.
دادستان گفت: «او پیش از آنکه بتوانند به او تجاوز کنند، جان باخت.»
حبس ابد برای قاتل
متهم اصلی این پرونده قتل یعنی زویک که ابتدا به قتل درجه یک متهم شده بود، روز دوشنبه در شهر کلگری به قتل درجه دو اعتراف کرد و دادگاه او را به حبس ابد محکوم کرد تا ۱۵ سال امکان آزادی مشروط نداشته باشد.
مرد دوم نیز در ارتباط با این جنایت با اتهام قتل روبهروست و از آنجا که اتهامات او هنوز در دادگاههای کانادا اثبات نشده، CBC او را با حروف اختصاری PR معرفی کرده است؛ محاکمه هیئت منصفه او قرار است ژانویه آغاز شود.
جزئیات این جنایت بر اساس بیانیهای از واقعیتهای مورد توافق میان دادستان و وکیل مدافع زویک در دادگاه قرائت شد.
پیام شروع جنایت شوم در کانادا: خفهاش کن!
در فوریه ۲۰۲۴، PR در یک خانه اشتراکی در محله راندل در شمالشرق کلگری زندگی میکرد و زویک بیخانمان بود. این دو با یکدیگر دوست بودند و زویک که ۳۴ سال از PR کوچکتر بود، او را مانند پدر خود میدانست و پاپس صدا میزد.
پیامکهای ضبطشده از تلفن زویک نشان میدهد که این دو از شب ۱۶ فوریه نقشه خود را آغاز کردند؛ آنها میخواستند زنان را به دام بیندازند، به آنها تجاوز کنند و از این کار فیلم بگیرند تا ویدئوها را بفروشند.
نخستین هدف آنها زنی جوان به نام «اشلی» بود که هم دوست زویک و هم از آشنایان PR محسوب میشد.
PR در یکی از پیامها نوشته بود: «هرچه زودتر با او گرم بگیر… فقط کاری کن بیاید اینجا و کمک کن مهارش کنیم… ساکتش کن و چشمهایش را ببند.»
تغییر هدف قربانی در پرونده قتل بیرحمانه در کلگری
اشلی که ابتدا قبول کرده بود زویک را ببیند، در نهایت نظرش را تغییر داد. به همین دلیل، دو مرد توجه خود را به چلسی داویدناس معطوف کردند.
داویدناس پس از چند پیام کوتاه با زویک، قبول کرد او را ببیند. وقتی سوار تاکسی شد، تصور میکرد به خانه زویک میرود.
همزمان با نزدیک شدن او به مقصد، این دو مرد از طریق پیامک درباره پنهان کردن صدای این جنایت بیرحمانه در یکی از خانههای کانادا صحبت کردند و تصمیم گرفتند ماشین لباسشویی و خشککن خانه را روشن کنند تا صداهای احتمالی به گوش دیگران نرسد.
زویک بیرون از خانه منتظر چلسی بود و او را از طریق پنجره وارد اتاق PR کرد. PR نیز پشت در اتاق منتظر علامت زویک بود.
در متن توافقشده دادگاه آمده است که PR به زویک دستور داده بود چلسی را خفه و مهار کند تا نتواند فریاد بزند یا فرار کند.
PR همچنین در پیامکی گفته بود که هدف اصلیاش همچنان اشلی است و چلسی قرار بود قربانی تمرینی پیش از حمله به اشلی باشد.
مقاومت چلسی در برابر این جنایت تاریک در کانادا
حدود یک ساعت و ۲۰ دقیقه پس از ورود چلسی به اتاق خواب PR، زویک به دوستش علامت داد که وارد شود.
وقتی PR وارد اتاق شد و در را بست، چلسی وحشتزده شد و تلاش کرد از روی تخت بلند شود. طبق اسناد دادگاه، دو مرد او را مهار کردند، در حالی که او مقاومت میکرد و فریاد میزد.
زویک از پشت سر او را در حالت خفگی قرار داد و PR دستهایش را با یک کراوات بست و پاهایش را نیز مهار کرد.
طبق بیانیه دادگاه، این حمله، از جمله خفگی، کمتر از ۱۰ دقیقه طول کشید و چلسی تا آخرین لحظه برای نجات جانش مقاومت کرد.
خیلی هم از کاری که کردم ناراحت نیستم
دو مرد چند روز جسد چلسی را روی کف اتاق خواب PR رها کردند و در همین مدت، همچنان درباره حمله به اشلی نقشه میکشیدند.
PR در پیامی پرسید آیا قرار است اشلی را برای مدت بیشتری نگه دارند و گفت همچنان موافق ادامه دادن نقشه، گرفتن عکس و فروش آنهاست.
زویک نیز در پاسخ نوشت که چندان از کارش ناراحت نیست و بهتر است از این راه پول واقعی به دست بیاورند. او همچنین مدعی شد که چلسی مستحقش بوده و ذهنش کمی از حالت عادی خارج شده بود.
پیش از اجرای نقشه مربوط به اشلی، زویک نوشت که ابتدا باید دوست افقیمان را از سر راه بردارند؛ منظور او جسد چلسی بود.
تلاش برای تکرار این جنایت روی قربانی دوم در کانادا
حدود سه روز پس از قتل، زویک یک خودرو سرقت کرد و جسد چلسی را به منطقهای روستایی در جنوب استرثمور برد و آنجا رها کرد.
چند روز بعد، این دو مرد موفق شدند اشلی را نیز سوار همان خودروی سرقتی کنند.
زویک رانندگی میکرد و PR در صندلی عقب به اشلی مواد مخدر داد. اما اشلی احساس کرد اتفاقی خطرناک در حال رخ دادن است. او مخفیانه مواد را روی کف خودرو ریخت و وانمود کرد بیهوش شده است.
سپس شنید که این دو مرد درباره گذاشتن او داخل یک چمدان صحبت میکنند.
ناگهان PR از صندلی عقب با یک سیم از پشت گردن اشلی را خفه کرد و او تا مرز بیهوشی پیش رفت.
اشلی توانست آنها را متقاعد کند که میتواند از یکی از دوستانش برایشان پول بگیرد.
عملیات مخفی پلیس
پس از ناکامی در تکرار این جنایت، زویک اشلی را به خانهای در کانادا برد و او توانست وارد خانه شود و ماجرا را برای دوستانش تعریف کند.
از آنجا که چلسی مفقود شده بود و با زویک نیز ارتباط داشت، یکی از دوستان اشلی با پلیس کلگری تماس گرفت.
ماه بعد، پلیس یک عملیات مخفی برای به دام انداختن زویک اجرا کرد.
در ۲۷ مارس ۲۰۲۴، زویک در گفتوگو با مأموران مخفی به جنایت اعتراف کرد. او گفت نقشه طبق برنامه پیش نرفته، چون چلسی قبل از اینکه بتوانند به او تجاوز کنند، مرده بود، اما در عین حال گفت که به هر حال قصد داشتم او را بکشم.
یک هفته بعد، زویک به اتهام قتل بازداشت شد و بار دیگر به پلیس اعتراف کرد.
در ۴ آوریل، دو روز پس از بازداشت زویک، پلیس جسد چلسی را پیدا کرد.
قاضی: طرحی به این اندازه نفرتانگیز، بهسختی قابل تصور است
بیش از ۱۲ نفر از اعضای خانواده و نزدیکان چلسی روز دوشنبه در دادگاه حاضر شدند و چند نفر از آنها اظهارات احساسی خود درباره تأثیر این جنایت تلخ در جامعه کانادا و بر زندگیشان را بیان کردند.
ویدئویی نیز در دادگاه پخش شد که در آن دختر چلسی، که اکنون نوجوان است، متن خود را میخواند. او هنگام کشته شدن مادرش ۱۱ سال داشت.
او گفت: «او عاشق مهمانیهای رقص بود، عاشق خندیدن و خوشحال کردن دیگران. آرزو میکنم خاطرات بیشتری از او داشتم. برای شنیدن دوباره صدایش هر کاری میکردم.»
مادر چلسی نیز در حالی که اشک میریخت، گفت: «میگویند همیشه خاطراتت را خواهی داشت، اما غم و اندوه میتواند این خاطرات را آنقدر دردناک کند که دیگر نتوانی به آنها دسترسی پیدا کنی.»
«کندرا داویدناس»، خواهر چلسی، نیز گفت که به دلیل علاقهاش به گلها گلفروش شده است؛ گلهایی که او را به یاد چلسی رز میاندازند.
همچنین او گفت: «چلسی فقط نامی نبود که در دادگاه گفته شود. او دختر کسی، مادر کسی و خواهر من بود. او اهمیت داشت.»
قاضی «گلن پولمن» هنگام صدور حکم نهایی این پرونده قتل و تعیین حبس ابد برای زویک، با اشاره به رفتار بیرحمانه او در کلگری گفت چلسی در جریان این حادثه با مبارزهای وحشتناک و دردناک روبهرو شده است.
قاضی افزود که تصور کردن مجموعه اقداماتی تا این اندازه نفرتانگیز دشوار است؛ نقشهای برای سوءاستفاده از زنان آسیبپذیر با هدف ارضای تمایلات منحرفانه زویک و همدستش.
منبع: سیبیسی