مقامات ارشد واشنگتن گفتهاند که تهران در صورت تغییر موضع خود در قبال ایالات متحده، پاداش سخاوتمندانهای دریافت خواهد کرد؛ طرحی که عملاً مسیر سرمایه گذاری مستقیم آمریکا در ایران را هموار میکند، هرچند رهبران تهران در گذشته چنین معاملهای را رد کرده بودند.
رونق اقتصادی و چشمانداز یک توافق جدید ایران و آمریکا
در حالی که طرفین مذاکرات پیچیدهای را برای دستیابی به یک توافق صلح جدید آغاز کردهاند، مقامات واشنگتن از تغییر بنیادین در روابط پایدار میان ایران و آمریکا یعنی این دو دشمن دیرینه سخن میگویند.
«جی.دی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفته است ایران این فرصت را دارد که به رفاه داخلی دست یابد و سرانجام خود را از فشار شدید تحریمها رها کند، مشروط بر اینکه با محدودیتهای بلندمدت هستهای موافقت کرده و در مهمترین سیاستهای خارجی و نظامی خود تجدیدنظر کند. ونس که از سوی «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، ماموریت هدایت مذاکرات را به عهده دارد، همچنین گفته است که عملگرایان و تندروها در ایران به تدریج به این نتیجه میرسند که زمان آغاز فصلی تازه در روابط ایران و آمریکا فرا رسیده است.
مقاومت ساختاری در برابر گشایش
ایالات متحده پیش از این نیز مسیر مشابهی را پیموده است. در سال ۲۰۱۵، «باراک اوباما»، رئیسجمهور وقت آمریکا، به توافقی با ایران دست یافت که در ازای اعمال محدودیت بر برنامه هستهای ایران، کاهش تحریمها را پیشنهاد میکرد. آن توافق اکنون که دولت فعلی وارد گفتگوهایی با اهداف بلندپروازانهتر شده است، به عنوان یک درس عبرت عمل میکند.
حامیان دیپلماسی بر این باور بودند که یک توافق جامع و جدید میتواند تنشهای تاریخی میان ایران و آمریکا را کاهش داده و تهران را بر توسعه داخلی متمرکز کند، اما این رویکرد به سرعت با مقاومت ساختار روحانی-نظامی روبرو شد. این بخشها مانع از گشایش واقعی اقتصاد ایران شدند و با افرادی که سرمایهگذاری خارجی را وارد کشور کرده بودند، برخورد کردند.
البته ایران در یک دهه گذشته تحولات بزرگی را پشت سر گذاشته، از جمله چندین موج اعتراض ناشی از نارضایتی اقتصادی. رهبران کنونی که پس از کشته شدن پیشینیان خود در جنگ اخیر به قدرت رسیدهاند، ممکن است برای حفظ حاکمیت خود، رشد اقتصادی را در اولویت قرار دهند.
تجربه شکستخورده جذب سرمایه گذاری آمریکا در ایران در سال ۲۰۱۵
در زمان مذاکرات ۲۰۱۵، عملگرایان در ایران از قبل در تلاش بودند تا ظرفیتهای اقتصادی آن را به حداکثر برسانند. در سال ۲۰۱۴، «حسن روحانی»، رئیسجمهور وقت ایران، که با وعده رفع تحریمها از طریق دیپلماسی انتخاب شده بود، در هتلی در منهتن با برخی از موفقترین ایرانیان-آمریکایی در حوزههای فناوری، مالی، حقوقی و کسبوکار دیدار کرد. به گفته دو نفر از حاضران که نخواستند نامشان فاش شود، پیشنهاد روحانی در ظاهر جذاب بود و شامل تسهیل هرگونه سرمایه گذاری کلان توسط شرکتهای بزرگ یا کارآفرینان آمریکا در ایران به همراه یک شبکه ارتباطی قوی میشد. او تاکید کرده بود که ایران میخواهد اقتصاد خود را به ظرفیت کامل برساند و جامعه نخبگان خارج از کشور در این مسیر حیاتی است.
«سورنا ستاری»، معاون علمی و فناوری دولت روحانی، نیز گفته است که در نشست ۲۰۱۴ نیویورک حضور داشته و در سفرهای خود به این شهر دهها دیدار دیگر با دانشمندان و کارآفرینان ایرانیتبار برگزار کرده است. در نهایت، تلاش او برای تحول در اقتصاد کشور از طریق ارتباطات خارجی با شکست مواجه شد.
در سالهای پس از توافق ۲۰۱۵، بسیاری از دوتابعیتیهای ایرانی و اتباع خارجی که قصد کار یا سفر به ایران را داشتند، با آزار و حتی بازداشت از سوی نهادهای امنیتی مواجه شدند. رهبران ایران نسبت به ورود سرمایه خارجی بدبین بودند و آن را راهی برای نفوذ خارجی میدانستند. آقای روحانی در سال ۲۰۲۳ گفته بود یکی از دوتابعیتیهایی که در یکی از نشستهای نیویورک او شرکت کرده بود، پس از بازگشت به ایران در فرودگاه بازداشت شد.
«محمدجواد ظریف»، وزیر خارجه وقت، گفته بود که سیاست ایران همواره تشویق دانشمندان و متخصصان به بازگشت بوده، اما به برخوردها با برخی از بازگشتکنندگان اشارهای نکرد.
اعتراف به اشتباه ۴۷ ساله یا چرخش تاکتیکی؟
ایران در انزوا باقی ماند و محبوبیت رئیسجمهورش نیز کاهش یافت. خروج ترامپ از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها نیز مانع از پیوستن ایران به اقتصاد جهانی شد.
اکنون، یک دهه بعد، دولت ترامپ امیدوار است که با وعده ادغام در اقتصاد جهانی، نیروهای امنیتی ایران را به تعدیل سیاستهای تقابلی ترغیب کند. ونس در مصاحبهای گفته است که رهبران ایران به این جمعبندی رسیدهاند که «۴۷ سال سیاست ایران در قبال آمریکا اشتباه بوده است.»
موانع ساختاری پیشروی توافق جدید ایران و آمریکا
تفاهمنامه موقتی که طرفین در ماه جون امضا کردند، ۳۰۰ میلیارد دلار بودجه بازسازی را پیشبینی میکند؛ پکیجی بیادماندنی که میتواند بزرگترین شانس سرمایه گذاری غیرمستقیم آمریکا در ساختار اقتصادی ایران پس از دههها باشد و در قبال محدود کردن برنامه هستهای تهران تخصیص یابد. از زمان امضای این تفاهمنامه، آقای ونس گفته است که ایران مهمترین مشوقهای مالی را دریافت نخواهد کرد، مگر اینکه از نزدیک به پنج دهه مخالفت ایدئولوژیک با ایالات متحده و حمایت خود از گروههای شبهنظامی در خاورمیانه دست بکشد. او در مصاحبه خود با نیویورک تایمز گفت: «اگر آنها تغییر نکنند، هیچیک از مزایای اقتصادی این معامله را به دست نخواهند آورد.»
با این حال، چنین تحول بنیادینی با عادات و ساختارهای شکل گرفته در ایران طی دههها همخوانی ندارد. ایدئولوژی حاکم بر نظام از سال ۱۹۷۹ بر پایه مخالفت با آمریکا بنا شده و بازیگران اصلی اقتصادی امروز، سپاه پاسداران و شرکتهای شبهدولتی هستند. کارشناسان میگویند گشایش واقعی اقتصادی میتواند منافع این نهادها را تهدید کند، زیرا ورود سرمایههای مستقل خارجی ممکن است کنترل آنها بر بخشهای کلیدی را کاهش دهد.
تردید کارشناسان نسبت به تحول واقعی
«ریچارد نفیو»، مقام سابق فدرال، درباره شانس موفقیت یک توافق دیپلماتیک و جدید میان ایران و آمریکا گفته است: «باور نمیکنم چنین تحول ساختاری رخ دهد. ممکن است آنها به دنبال گسترش تجارت باشند، اما این به معنای تغییر سیستم نیست.»
«آیتالله علی خامنهای»، رهبر وقت ایران که قدرت مطلق را در نظام مذهبی ایران در دست داشت، تنها چند هفته پس از آنکه دیپلماتهایش توافق را در جولای ۲۰۱۵ نهایی کردند، سلسله سخنرانیهایی ایراد کرد که در آنها نسبت به «نفوذ» دشمن در ایران هشدار داد. او در یکی از این سخنرانیها گفت: «ما اجازه نخواهیم داد که آمریکاییها در کشور ما نفوذ اقتصادی، نفوذ سیاسی، حضور سیاسی یا نفوذ فرهنگی داشته باشند.»
پیام این بود که ایران میتواند برخی از مزایای توافق را بپذیرد، اما این توافق مبنایی برای عادیسازی روابط با ایالات متحده یا دسترسی اقتصادی غرب به ایران نخواهد شد. آقای خامنهای تلاشهای بعدی آقای روحانی را برای تکیه بر توافق هستهای و اتصال بیشتر ایران به جهان خارج، علناً رد کرد. در سالهای بعد، موجی از بازداشتها علیه افراد مرتبط با غرب شکل گرفت که باعث کاهش تمایل سرمایهگذاران خارجی شد.
«مراد طاهباز»، فعال محیطزیست ایرانی-آمریکایی که در سال ۲۰۱۸ بازداشت شده بود، گفته است: «در چند سال آینده هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد که برای بازگشت و سرمایهگذاری مردم مثبت باشد. من نمیتوانم باور کنم که اوضاع بتواند به این شکل رادیکال تغییر کند.»
رهبران جدید تهران و شانس شکلگیری توافق جدید ایران و آمریکا
آقای خامنهای دیگر در قدرت نیست، چرا که در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه به همراه دیگر رهبران سیاسی و چندین لایه از فرماندهان نظامی کشته شد. آقای ترامپ گفته است که در ایران «تغییر رژیم» رخ داده و از رهبران جدید ایران به عنوان افرادی «غیر رادیکال» و «بسیار عاقل» تمجید کرده است.
«جمال عبدی»، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا گفت اگرچه ممکن است اظهارات آقای ونس درباره دورهای جدید در روابط بیش از حد سادهانگارانه باشد، اما «دلایلی برای نوعی خوشبینی وجود دارد که میتواند نقطه عطفی برای روابط ایالات متحده و ایران و نقش آنها در منطقه باشد.» او تصدیق کرد که همچنان موانع بزرگی وجود دارد. جنگ این دیدگاه ایران را تقویت کرده است که حمایتش از گروههای شبهنظامی در منطقه برای امنیتش ضروری است، و با توجه به اینکه مذاکرات گذشته با حملات متوقف شده بود، بیاعتمادی عمیقی نسبت به مقامات آمریکایی وجود دارد. او افزود که نسل جدیدی در رهبری و نهادهای امنیتی ایران ظهور کرده که کمتر به ایدئولوژی و بیشتر به عملگرایی توجه دارد.
«آیتالله مجتبی خامنهای»، رهبر جدید ایران، هنوز در ابتدای مسیر است و نشانهای از تغییر اساسی در نگاه به آمریکا نشان نداده است. «محمدحسین خوشوقت»، تحلیلگر سیاسی، اخیراً در مصاحبهای با یک رسانه اصلاحطلب در ایران گفت که مجتبی خامنهای راه پدرش را ادامه خواهد داد، اما با توجه به «شرایط جدید» پس از جنگ، ممکن است «سبک مدیریت» او متفاوت باشد. آقای خوشوقت گفت: «شرایط تغییر کرده است و طبیعی است که رهبر فعلی متناسب با شرایط عمل کند.»
منبع: نیورکتایمز