«مدرسهی خانگی» در ایران دیگر صرفاً انتخاب معدودی از خانوادهها نیست. روایت والدین در شبکههای اجتماعی، فعالیت مجموعههای آموزشی و واکنشهای مکرر آموزشوپرورش نشان میدهد آموزش کودکان خارج از مدرسه بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ روندی که دلایل آن از نارضایتی از محتوای آموزشی و فضای ایدئولوژیک مدارس تا نگرانیهای امنیتی ناشی از جنگ و حملهی احتمالی به مدارس را دربرمیگیرد.
چرا خانوادهها مدرسه را کنار میگذارند؟
برخی والدین میگویند حتی پیش از آغاز جنگ تصمیم گرفته بودند فرزندشان را به مدرسه نفرستند. مادری گفته است در شرایط عادی نیز حاضر نیست کودک خود را در معرض آموزشهای ایدئولوژیک مدارس قرار دهد. مادر دیگری با انتشار تجربهی خود از آموزش ریاضی و ادبیات به فرزندش در خانه، این شیوه را در رشد کودک مؤثر دانسته است.
دلایل این خانوادهها یکسان نیست. مخالفت با محتوای ایدئولوژیک کتابها و فضای مدارس، نارضایتی از کیفیت آموزش، فشارهای روانی، مقررات و اجبارهای آموزشی و تربیتی و بیتناسبی محتوای درسی با نیازهای روز از جمله دلایل مطرحشده است. در ماههای اخیر، نگرانیهای امنیتی ناشی از جنگ نیز به این فهرست اضافه شده است.
با اینحال، صرفِ نرفتن موقت کودک به مدرسه را نمیتوان «مدرسهی خانگی» دانست. هوم اسکول زمانی معنا پیدا میکند که خانواده، آموزش کودک را بهطور مستمر از مدرسه به خانه منتقل کند؛ گاهی والدین خود آموزش را بر عهده میگیرند و گاهی از معلم خصوصی، کلاسهای کوچک یا گروههای آموزشی کمک میگیرند.
مادر یک دانشآموز پایهی پنجم ابتدایی نوشته است پس از چند سال تجربهی مدرسه به این نتیجه رسیده که نظام آموزشی پاسخگوی نیازهای فرزندش نیست. مادری دیگر که پسرش را تا پایان پایهی ششم در خانه آموزش داده، گفته است خواندن و نوشتن را با کتاب داستان به او آموخته و سایر آموزشها را نیز متناسب با علایق و نیازهای کودک پیش برده است.
اعتراض به محتوای مدرسه
روزنامه «پیام ما» در گزارشی دربارهی هوم اسکول، به نقل از مادری که فرزندش از پایهی اول تا ششم در خانه تحصیل کرده و خود مدیر یک مدرسهی خانگی است، شش دلیل اصلی این انتخاب را تفکیک جنسیتی، تضعیف روحیهی پرسشگری، آمیختگی آموزش با ایدئولوژی، تعطیلیهای مکرر، شیوهی ارزشیابی و بیتناسبی محتوای درسی با نیازهای روز عنوان کرده است.
او معتقد است جداسازی دختران و پسران فرصت شناخت متقابل و شکلگیری مهارتهای ارتباطی سالم را کاهش میدهد و نظام آموزشی بهجای تشویق پرسشگری، کودکان را به حفظ پاسخهای از پیش تعیینشده سوق میدهد. به گفتهی او، در آموزش خانگی میتوان مفاهیم را از طریق تجربه و موقعیتهای واقعی آموزش داد.
او دربارهی محتوای ایدئولوژیک مدارس میگوید: «آموزش مفاهیمی مانند ریاضی، علوم و فارسی باید مستقل از آموزشهای اعتقادی باشد.»
این مادر تأکید کرده که در مدرسهی خانگی تحت مدیریت او عربی و قرآن نیز تدریس میشود، اما مباحث دینی باید از سایر درسها تفکیک شوند. او همچنین شیوهی ارزشیابی مدارس را نقد کرده و گفته است بهجای سنجش انطباق پاسخ دانشآموز با کتاب، باید میزان پیشرفت هر کودک نسبت به گذشتهی خودش معیار ارزیابی باشد.
«محمدرضا نیکنژاد»، کارشناس آموزش، نیز به خبرآنلاین گفته است: «برخی خانوادهها از محتوای آموزشی یا فضای حاکم بر مدارس رضایت ندارند و معتقدند فرزندانشان تحت آموزشهای ایدئولوژیک قرار میگیرند. این گروه ترجیح میدهند کنترل بیشتری بر فرایند تربیتی و آموزشی فرزندان خود داشته باشند و به همین دلیل آنها را از محیط مدرسه خارج میکنند.»
«مهرداد ناظری»، جامعهشناس، نیز گفته است برخی والدین محتوای مدرسه را ناسازگار با باورها و سبک زندگی خود میدانند و ترجیح میدهند با استفاده از معلم خصوصی، آموزش آنلاین و منابع دیگر، آموزش کودک را در خانه ادامه دهند.
آموزشوپرورش: هوم اسکول مجوز ندارد
در مقابل این روند، آموزشوپرورش فعالیت هوم اسکول ها را غیرقانونی میداند. «محمدباقر امیری»، مدیر روابط عمومی شورای عالی آموزشوپرورش، به ایسنا گفته است: «هرگونه فعالیت آموزشی و پرورشی از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی، از جمله موسسهها، مراکز، نهادها و هوم اسکول ها، که به ثبتنام نکردن یا حضور نداشتن دانشآموز در مدرسه منجر شود، ممنوع است.»
«رضوان حکیمزاده»، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، نیز افزایش مراکز آموزش در خانه را ناشی از «ناآگاهی خانوادهها از قوانین آموزشی» دانسته است.
«احمد محمودزاده»، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی، در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد مراکز فعال با عنوان هوم اسکول مجوز قانونی ندارند. بر اساس آمار اعلامشده از سوی مسئولان آموزشوپرورش، از ابتدای سال ۷۳ پروندهی «تخلف مراکز آموزشی» بررسی و در شهریور نیز ۲۳ «مرکز آموزشی غیرمجاز» شناسایی شده است. مجموعه «فردیت» نیز که با عنوان مدرسهی خانگی فعالیت میکرد، پس از ورود آموزشوپرورش در ایران تعطیل شد.
مدرک؛ چالش تغییر مدرسه به آموزش خانگی در سیستم ایران
یکی از موانع آموزش خانگی، امکان نداشتن دریافت مدرک تحصیلی است. با اینحال، گزارش همشهری از روشی خبر داده که برخی خانوادهها برای دور زدن این مشکل به کار میگیرند: کودک در مدرسه ثبتنام میشود، اما آموزش او در خانه یا نزد معلم خصوصی ادامه پیدا میکند و دانشآموز تنها برای امتحانات به مدرسه میرود. در برخی موارد نیز برای غیبتهای طولانی، دلایلی مانند بیماری یا سفر خارجی مطرح میشود.
همزمان، بازار خدمات مرتبط با هوم اسکول نیز در حال شکلگیری است. صفحاتی با هزاران دنبالکننده خدمات برنامهریزی و اجرای آموزش خانگی ارائه میکنند و برخی مجموعهها معلم، کلاسهای کوچک و مشاوره در اختیار خانوادهها میگذارند. «مونا آقابابایی»، فعال حوزهی آموزش کودک، تأکید کرده مراکزی که چند کودک را با معلم یا تسهیلگر آموزش میدهند، از نظر مفهومی بیشتر به «مایکرو اسکول» یا مدرسهی جایگزین شباهت دارند تا هوم اسکول واقعی.
با وجود این نشانهها، هنوز آمار رسمی و قابل اتکایی دربارهی تعداد کودکانی که در ایران واقعاً در خانه تحصیل میکنند وجود ندارد. مشخص نیست چند کودک اصلاً در مدرسه ثبتنام نمیشوند، چند نفر تنها روی کاغذ دانشآموز مدرسهاند و چند نفر پس از مدتی دوباره به نظام رسمی بازمیگردند.
با اینحال، افزایش روایت خانوادهها، شکلگیری صفحات و مراکز آموزشی و واکنشهای مکرر آموزشوپرورش نشان میدهد آموزش خارج از مدرسهی رسمی به موضوعی آشکارتر در تصمیمگیری خانوادههای ایرانی دربارهی آیندهی آموزشی فرزندانشان تبدیل شده است؛ پدیدهای که برخورد با مراکز غیرمجاز ممکن است آن را محدود کند، اما کنترل تصمیم خانوادههایی که شخصاً آموزش کودک را به خانه منتقل کردهاند، بسیار دشوارتر است.
منابع: Independent