دو شبیهسازی نظامی از جنگ احتمالی ایران و آمریکا نشان میدهد که حتی با بازسازی ذخایر تسلیحاتی واشینگتن و تقویت پدافند متحدانش، حملات گسترده و همزمان موشکی و پهپادی ایران میتواند پایگاههای نظامی، فرودگاهها و زیرساختهای حیاتی منطقه را از کار بیندازد.
بر اساس گزارشی از فارنپالیسی، پایان درگیریهای کنونی لزوما به معنای کاهش خطر جنگی دیگر نیست. برنامهی هستهای، زرادخانهی موشکی و پهپادی و شبکهی متحدان منطقهای ایران همچنان از عوامل اصلی تنش باقی ماندهاند. همچنین مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز نیز حل نشده است. در همین حال، همکاری نظامی ایران با روسیه و چین میتواند روند بازسازی توان دفاعی و تهاجمی تهران را سرعت ببخشد.
جنگ بعدی با چه شرایطی آغاز میشود؟
به نوشتهی فارنپالیسی، جنگ هفتماههی اخیر آسیبپذیریهای نظامی آمریکا در خاورمیانه و محدودیت ذخایر مهمات این کشور را آشکار کرده است. نیروهای آمریکایی در پایان درگیری با تجهیزات و مهمات کمتر و فرسودگی عملیاتی بیشتری روبرو خواهند بود. درحالیکه ایران نیز فرصت یافته است عملکرد موشکها و پهپادهای خود را در میدان نبرد ارزیابی کند.
تهران همچنین با استفاده از مینها، قایقهای کوچک، پهپادها و موشکها توانسته است تردد در تنگه هرمز را تا حد زیادی مختل کند. برخلاف انتظاری که ممکن بود از جنگ وجود داشته باشد، درگیریها نه تنها تهران را از مسکو و پکن دور نکرده، بلکه همکاری نظامی ایران با روسیه و چین را تقویت کرده است.
فارنپالیسی برای بررسی پیامدهای احتمالی این وضعیت، دو بازی جنگی را با فرض وقوع دور تازهای از درگیری در اواخر سال ۲۰۲۷ بررسی کرده است. در هر دو سناریو، تلاش اسرائیل برای اجرای راهبرد «چمنزنی» – حملات دورهای با هدف تضعیف توان نظامی ایران – جرقهی دور تازهی جنگ را میزند.
در شبیهسازی جنگ ایران و آمریکا، روسیه و چین به ایران کمک کردهاند زرادخانهی موشکی و پهپادی خود را بازسازی و پیشرفتهتر کند. تهران نیز با بهرهگیری از تاکتیکهای تهاجمی روسیه، شیوههای مرگبارتری برای حمله به اهداف نظامی و زیرساختی توسعه داده است.
در مقابل، فرض شده است آمریکا و متحدان منطقهای آن سامانههای ضدپهپادی بیشتری مستقر کرده و ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت، تاد، اسام-۳ و اسام-۶ را تکمیل کردهاند. بااینحال، فارنپالیسی این فرض را خوشبینانه میداند. همچنین یادآوری میکند که بازسازی واقعی ذخایر موشکی آمریکا احتمالا دستکم تا سال ۲۰۲۹ طول میکشد.
پایگاههای نظامی و زیرساختهای حیاتی زیر آتش
با وجود این امتیازهای فرضی برای آمریکا و متحدانش، نتیجهی هر دو بازی جنگی برای واشینگتن نامطلوب بود. همچنین در یکی از سناریوها، تیم شبیهساز ایران و متحدانش پایگاههای نظامی آمریکا را هدف قرار داد. در سناریوی دیگر، تمرکز حملات بر زیرساختهای حیاتی و پایگاههای هوایی اسرائیل بود.
در هر دو مورد، موشکهای بالستیک باند فرودگاهها را تخریب کردند و موشکهای کروز و پهپادها به انبارها، تاسیسات سوخت، هواپیماها و رادارهای پدافندی آسیب رساندند. این حملات توان عملیاتی پایگاههای آمریکایی را مختل کرد. پایگاههای هوایی اسرائیل نیز برای مدتی از فعالیت بازماندند، هرچند استحکامات دفاعی میزان خسارت را کاهش داد.
در سناریوی مربوط به اسرائیل، صدها موشک و پهپاد شبکهی برق و یک تاسیسات آبشیرینکن را هدف گرفتند. حملاتی که به قطع برق و سهمیهبندی آب منجر شد. این بخش از شبیهسازی جنگ ایران و آمریکا نشان داد که پیامدهای جنگ احتمالی میتواند از میدانهای نبرد و تاسیسات نظامی فراتر برود و مستقیما زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار دهد.
تمرکز آتش؛ نقطه ضعف سامانههای دفاعی
مهمترین یافته دو شبیهسازی جنگ ایران و آمریکا، توانایی ایران برای متمرکز کردن حجم زیادی از تسلیحات علیه یک هدف مشخص بود. تاکتیکی که میتواند حتی شبکههای پدافندی پیشرفته را تحت فشار قرار دهد.
پس از چند روز نخست جنگ سال ۲۰۲۶، ایران به طور متوسط روزانه ۳۰ تا ۵۰ موشک و حدود ۱۰۰ پهپاد شلیک میکرد که میان اهداف مختلف در منطقه پراکنده میشدند. اما در بازیهای جنگی، تیم ایرانی معمولا ۱۵۰ تا ۳۰۰ سلاح را به سوی یک هدف متمرکز میکرد.
این تفاوت، معادلهی دفاع را تغییر میداد. موجهای بزرگ و متوالی حملات، ذخایر موشکهای رهگیر آماده شلیک را به سرعت کاهش میدادند و پیش از آنکه سامانهها فرصت بارگذاری مجدد پیدا کنند، امکان عبور شمار بیشتری از موشکها و پهپادها را فراهم میکردند.
در این سناریوها، ذخایر تسلیحاتی ایران برای ادامهی حملات در مقیاس گسترده طی هفتهها و حتی ماهها کافی فرض شده بود. درحالیکه آمریکا و متحدانش تنها برای چند نوبت درگیری ذخیرهی موشک رهگیر داشتند. آنها در هر دو شبیهسازی صدها موشک پیشرفته پاتریوت، تاد و خانواده استاندارد را ظرف چند روز مصرف کردند.
سامانههای ضدپهپادی در برخی موارد توانستند از اهداف مشخص محافظت کنند. موشکهای APKWS که از هواپیماهای گشتی دفاعی شلیک میشوند، انعطافپذیرترین ابزار مقابله با پهپادها بودند؛ اما حتی این تجهیزات نیز در برابر حملات چندلایه و چندموجی با محدودیت روبرو شدند.
چرا نابودی پرتابگرها کافی نیست؟
به نوشتهی فارنپالیسی، مشکل آمریکا فقط کمبود موشکهای رهگیر نیست. صنایع دفاعی این کشور نمیتوانند مهمات پیشرفته مصرفشده در جنگ ۲۰۲۶ را با سرعت لازم جایگزین کنند. بنابراین، در صورت وقوع درگیری تازه، ادامهی عملیات دفاعی ممکن است با محدودیت جدی روبرو شود.
راهبرد دیگر، یعنی شناسایی و نابودی پرتابگرهای ایران پیش از شلیک، نیز تضمینی برای جلوگیری از حملات نیست. عملیات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل نتوانسته است همه موشکها و پهپادهای ایران را از بین ببرد. افزون بر این، استقرار هواپیماهای آمریکایی در پایگاههای دورتر، از اردن و اسرائیل تا مناطق دیگر، شناسایی و هدف قرار دادن پرتابگرهای کوچک و متحرک ایران را دشوارتر میکند.
به این ترتیب، حتی برتری هوایی نیز لزوما مانع از اجرای حملات گسترده موشکی و پهپادی نخواهد شد؛ به ویژه اگر مهاجم بتواند تعداد زیادی سلاح را در فاصلهی زمانی کوتاه به سوی یک هدف مشخص روانه کند.
شبکهی دفاعی منطقه به هماهنگی بیشتری نیاز دارد
فارنپالیسی تقویت همکاری میان کشورهای حاشیه خلیج فارس را یکی از ضرورتهای مقابله با چنین تهدیدی میداند. در حملات موشکی و پهپادی، زمان واکنش ممکن است به چند دقیقه محدود شود. ازاینرو، شناسایی زودهنگام تهدیدها و تبادل سریع اطلاعات میتواند در تعیین نتیجهی حمله نقش مهمی داشته باشد.
آمریکا تاکنون نقش اصلی را در هماهنگی اطلاعاتی میان کشورهای منطقه ایفا کرده است، اما تردید برخی شرکای منطقهای دربارهی مشارکت در این سازوکار و بهاشتراکگذاری اطلاعات، مانع شکلگیری همکاری کامل شده است.
بااینحال، ایجاد شبکهی یکپارچه دفاعی به تنهایی برای حل مشکل کافی نیست. واشینگتن باید مشخص کند چه میزان از منابع نظامی خود را برای حفاظت از متحدان و تاسیسات منطقهای اختصاص خواهد داد و کدام اهداف را در اولویت قرار میدهد.
واشینگتن باید ماموریت نظامی خود را مشخص کند
از نگاه فارنپالیسی و براساس استناد به شبیهسازی جنگ ایران و آمریکا، واشینگتن نمیتواند در همهی نقاط حضور نظامی داشته باشد و حفاظت از برخی پایگاهها، به ویژه آنهایی که در برد شمار زیادی از تسلیحات کوتاهبرد ایران قرار دارند، ممکن است عملا امکانپذیر نباشد.
کاخ سفید و کنگره باید تصمیم بگیرند که ماموریت نیروهای آمریکایی در منطقه صرفا حفاظت از مسیرهای حملونقل و کشتیرانی است یا دفاع از متحدان در برابر حملات احتمالی آینده را نیز شامل میشود. این تصمیم، نوع سامانههای پدافندی مورد نیاز، محل استقرار آنها و فوریت تامین مهمات را تعیین خواهد کرد.
دو بازی جنگی فارنپالیسی پیشبینی قطعی از جنگ آینده ارائه نمیکنند؛ بلکه نشان میدهند کدام آسیبپذیریها ممکن است در محاسبات نظامی نادیده گرفته شوند. نتیجهی اصلی این شبیهسازیها آن است که درگیری بعدی، حتی با فرض تقویت دفاع آمریکا، الزاما شبیه جنگ قبلی نخواهد بود و توانایی متمرکز کردن حملات میتواند محاسبات دفاعی واشینگتن و متحدانش را به شدت پیچیده کند.
منبع: زومون