تحلیلگران هشدار میدهند که سایه جنگ و حملات متقابل میان ایران و ایالات متحده آمریکا به شکلی در حال گسترش است که ریسک یک تقابل تمامعیار و غیرقابل کنترل را به همراه دارد؛ مگر اینکه دو کشور به سرعت به میز مذاکره بازگردند.
شمارش معکوس برای مهار یک تقابل ویرانگر
پس از گذشت بیش از یک هفته از حملاتی که آتشبس نافرجام میان دو کشور را از بین برد، درگیری میان ایالات متحده و ایران روی لبهی تیغ قرار گرفته است. کارشناسان میگویند اکنون زمان یافتن راهی برای کاهش این تقابل ویرانگر است، چرا که در غیر این صورت، خطر شعلهور شدن جنگی وجود دارد که ابعاد آن از کنترل هر دو طرف خارج خواهد شد.
تحلیلگران معتقدند علیرغم افزایش خطرات تشدید تنش، هیچ یک از دو طرف عملاً توان مالی و سیاسی داخلی برای تحمل یک جنگ تمامعیار را ندارد. طی چند روز گذشته، تهران و واشینگتن ضرباتی به یکدیگر وارد کردهاند که به سرعت از هدف قرار دادن مراکز نظامی فراتر رفته و سطح تنش را در این جنگ تازه بالا برده است.
هزینههای سنگین بروز بحران در تنگه حیاتی هرمز
هر دو طرف به تأسیسات آبشیرینکن حمله کردهاند که خطر قطع برق و آب هزاران نفر را در گرمای کشندهی تابستان خلیج فارس به همراه دارد. ایجاد بحران و اختلال در تردد تنگه حیاتی هرمز بار دیگر از سوی تهران و واشینگتن تشدید شده و ایالات متحده نیز محاصرهی بنادر ایران را از سر گرفته است.
آمریکا جادهها و زیرساختها را در جنوب ایران به شدت بمباران کرده که منجر به کشته و محاصره شدن غیرنظامیان شده است. این اقدام نگرانیها را دربارهی احتمال آمادهسازی فضا برای تهاجم زمینی به این منطقه افزایش داده است.
از سوی دیگر، حملات ایران به نیروهای آمریکایی در اردن، دو سرباز آمریکایی را کشته و دهها تن را زخمی کرده است. این اتفاق هزینهی انسانی جنگ را برای مردم ایران و افکار عمومی آمریکا ملموستر کرده و ادعای دولت ترامپ مبنی بر سلطهی کامل نظامی را به چالش کشیده است.
«الی گرانمایه»، کارشناس مسائل ایران در شورای روابط خارجی اروپا، در این باره میگوید: «این یک زنگ خطر برای هر دو طرف است. آنها یا باید اکنون از مسیر دیپلماتیک برای خروج از بحران استفاده کنند، یا خطر از کنترل خارج شدن جنگ را بپذیرند.»
گسترش بانک اهداف به زیرساختهای حیاتی
با توسعهی بانک اهداف دو کشور، قلمرو جغرافیایی جنگ و ابعاد این بحران منطقهای نیز در حال گسترش است و افزایش حملات متقابل به زیرساختها در ایران و کشورهای عرب حاشیهی خلیج فارس میتواند به سرعت زندگی غیرنظامیان را در آبراههایی چون تنگه استراتژیک هرمز فلج کند. ایران پیش از این هشدار داده است که اگر ضربهی سختی بخورد، تأسیسات خلیج فارس را که برای تأمین انرژی جهانی حیاتی هستند، هدف قرار خواهد داد.
عربستان سعودی، متحد آمریکا، هفتهی گذشته فرودگاهی را که در اختیار شورشیان حوثی همسو با ایران در صنعا یمن بود، هدف قرار داد. به گفتهی گرانمایه، این اقدام احتمال اینکه تهران از متحدان یمنی خود بخواهد آبراه کلیدی بابالمندب در دریای سرخ را مسدود کنند، افزایش داده است؛ حرکتی که خطرات بزرگی برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت. هزینههای ادامه و تشدید درگیری برای هر دو طرف بسیار بالاست.
افزایش فشار اقتصادی جنگ بر ایران و سیاستمداران آمریکا
هم دولت ترامپ و هم رهبری جدید تندروی ایران با همان خطرات اقتصادی و سیاسی مواجه هستند که تنها یک ماه پیش دولتهای درگیر را مجبور کرد یک «تفاهمنامه» مبهم را امضا کنند؛ توافقی که هدف آن مذاکره برای پایان دادن به درگیری بود. ترکشهای اقتصادی این جنگ که میان ایران و دولتمردان آمریکا و اسرائیل در فوریه گذشته آغاز شد، هنوز بر تن اقتصاد جهانی باقی است. از سوی دیگر، گسترش این نبرد نامحبوب میتواند موقعیت متحدان جمهوریخواه پرزیدنت ترامپ را در انتخابات میاندورهای پیش رو به خطر بیندازد.
وضعیت اقتصادی ایران حتی پیش از جنگ نیز به شدت وخیم بود و منجر به اعتراضات سراسری شد. اکنون، اقتصاد ایران زیر بار تخریبهای گسترده و محاصرهی کشتیها توسط آمریکا، با یک فروپاشی خطرناک روبهروست.
تداوم بحران و جنگ فرسایشی در تنگه استراتژیک هرمز
همان عواملی که تشدید جنگ را برای واشینگتن و تهران خطرناک میکند، ممکن است آنها را به سمت حملات پرریسکتر نیز سوق دهد؛ زیرا هر طرف تلاش میکند فشار بیشتری بر طرف مقابل وارد کند.
«حمیدرضا عزیزی»، کارشناس امنیت بینالملل، در رسانههای اجتماعی نوشت: «این درگیری و بحران جاری، اکنون به رقابتی علیه زمان و جنگی برای فرسایش تبدیل شده است و سؤال تعیینکننده این است که آیا سرعت تخریب شرایط اقتصادی و زیرساختی ایران از سرعت افزایش قیمت انرژی (ناشی از ناامنی در تنگه حیاتی هرمز) پیشی خواهد گرفت یا بالعکس.»
فشار افکار عمومی و تغییر استراتژیهای نظامی
نارضایتی از هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ در ایران در حال آشکار شدن است. روز شنبه ۲۶۸ نفر از چهرههای برجستهی ایرانی، شامل دانشگاهیان، سیاستمداران، ورزشکاران، روحانیون و فعالان صنفی، بیانیهی «نه به جنگ» را امضا کردند؛ اقدامی پرخطر در زمانی که حکومت، با حمایت پایگاه تندروی به شدت طرفدار جنگ، همچنان سرکوب مخالفان را ادامه میدهد.
«امید معماریان»، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسهی پژوهشی داون در واشینگتن، میگوید: «حکومت برای متقاعد کردن مردم به ادامهی جنگ، آن هم با هزینهی نابودی ایران، با کار بسیار دشواری روبهرو خواهد بود. بنابراین زمان برای آنها نیز در حال تمام شدن است.»
«فرزان ثابت»، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسهی عالی ژنو، معتقد است احتمالاً همین احساس کمبود زمان و اوجگیری بحران باعث شد ایران حملات به کشتیها را آغاز کند؛ اقدامی که نه با هدف گسترش جنگ، بلکه برای استفاده از مزیتهای استراتژیک در زمان موجود انجام شد و سپس او گفت: «آنها دیدند اهرم فشارشان، یعنی توانایی کنترل تنگه حساس هرمز، در حال کاهش است»، زیرا آمریکا در دوران آتشبس کشتیها را تشویق کرده بود بدون نظارت ایران از این آبراه عبور کنند.
معماریان معتقد است این حملات بیشتر تلاش ایران برای «حفظ جایگاه خود پای میز مذاکرهی احتمالی» است تا نشانهای از تلاش برای پیروزی نظامی. با این حال، این استراتژی به راحتی میتواند نتیجهی معکوس داشته باشد.
به عنوان مثال، حملات به مواضع آمریکا در اردن نه تنها تلفات سنگینی بر جای گذاشت، بلکه نشان داد تهران توانایی ضربه زدن و عبور از سد ارتش قدرتمند آمریکا را دارد. این موضوع میتواند خشم عمومی را در آمریکا برانگیزد یا ترامپ پیشبینیناپذیر را عصبانی کند و او را در موقعیتی قرار دهد که دست به تشدید حملات نظامی بزند.
سناریوی تهاجم زمینی و چالشهای پیش رو
با این حال، با توجه به بالا بودن هزینههای اقتصادی و سیاسی، ترامپ گزینههای محدودی برای تشدید درگیری دارد. ثابت گفت از اکنون تا اوایل یا اواسط ماه آگوست، دولت ترامپ احتمالاً تلاش خواهد کرد رهبران ایران را از نظر نظامی تضعیف کند یا توانایی ایران برای کنترل تردد در تنگه هرمز را از طریق حملات نامتقارن از بین ببرد. با این حال، او گفت نشانهی چندانی وجود ندارد که آمریکا بتواند در این کار موفق شود. او افزود: «من نسبت به اینکه یک اقدام تشدیدکنندهی محدود از سوی آمریکا بتواند محاسبات ایران را به طور چشمگیری تغییر دهد، تردید دارم. این اقدام باید واقعاً چیزی تکاندهنده و بیسابقه باشد.»
یکی از اقداماتی که میتواند چنین اثری داشته باشد، حملهی زمینی آمریکا است؛ احتمالاً در یکی از جزایر جنوبی نزدیک تنگه هرمز. بسیاری از ایرانیان حملات شدید آمریکا به جنوب کشور را مقدمهی احتمالی چنین عملیاتی دانستهاند.
اما گرانمایه تأکید میکند خطراتی که پیش از این دولت ترامپ را از این گزینه برحذر میداشت (مانند تلفات سنگین و اشغال طولانیمدت)، اکنون حتی بزرگتر شدهاند. نیروهای آمریکایی با چالشهایی چون گرمای شدید تابستان و نیروهای ایرانی که ماههاست خود را برای چنین حملهای آماده کردهاند، روبهرو خواهند شد. به گفتهی فرزان ثابت، اگر ترامپ به چنین گزینهای فکر کند، احتمالاً آن را به بعد از انتخابات میاندورهای موکول خواهد کرد تا ریسک سیاسی کمتری داشته باشد.
پیشبینی روزهای طوفانی پیش رو
با این حال، روزهای آینده همچنان بحرانی و خطرناک است. امید معماریان هشدار میدهد که با توجه به ابعاد جنگ رخداده میان ایران و دولت آمریکا و تمایل دو طرف برای به رخ کشیدن قدرت نظامی خود، هر حملهای ریسک یک محاسبات اشتباه را به همراه دارد که میتواند به جای تسریع مذاکرات، درگیری را عمیقتر کند. او در پایان میگوید: «فکر میکنم پیش از آنکه نشانهای از بهبود اوضاع دیده شود، روزهای به مراتب سختتری را پیش رو خواهیم داشت.»
منبع: نیویورکتایمز