مرزبانی کانادا دررابطه با پرونده خدمت سربازی اجباری در سپاه پاسداران ایران پاسخ تفصیلی میدهد، اداره مهاجرت استخراج آمار را آغاز کرده و رسانه هدهد در آستانه بازکردن مسیر حقوقی و مستندسازی پروندههای واقعی است.
گزارش قبلی رسانه هدهد کانادا در رابطه با خدمت سربازی در سپاه ریشه حقوقی و تاریخی این پرونده را از قانون مهاجرت سال ۲۰۰۱ تا لایحه نافرجام سال ۲۰۲۳، رأی دادگاه فدرال در پرونده وادیاتی، نامههای PFL و وضعیت امروز جامعه ایرانی کانادا بررسی کرد. این گزارش ادامه همان پرونده است و عمداً آن مطالب را تکرار نمیکند. سؤال این بار دیگر این نیست که ماجرا از کجا شروع شد؛ سؤال این است که بعد از انتشار گزارش و آغاز پیگیری رسمی، دقیقاً چه اتفاقی افتاده است.
این بار تصمیم گرفته شد فقط تماشاگر نباشیم
پس از بازتاب گسترده گزارش و واکنشهای متعدد در جامعه ایرانیان کانادا، یکی از داوطلبان جامعه ایرانی-کانادایی که سالها در کانادا در فضای حرفهای و مدنی فعال بوده است، تصمیم گرفت این پرونده را از مرحله بحث عمومی یک قدم جلوتر ببرد.
او نخواست نامش در مرکز گزارش قرار بگیرد. استدلالش ساده بود: «موضوع، شخص او نیست؛ مسئله خانوادههایی است که ممکن است با پیامدهای مهاجرتی یک خدمت سربازی اجباری قدیمی در سپاه روبهرو شده باشند.» به همین دلیل، بهجای تبدیل این پیگیری به یک نمایش شخصی، از مسیرهای رسمی فدرال این پیگیری آغاز شد.
وی در کانال شخصی خود که تنها عده محدودی در آن عضویت دارند موارد زیر را نوشت:
این بار تصمیم گرفتم فقط تماشاگر نباشم
در چند روز گذشته، با استفاده از ظرفیتها، ارتباطات حرفهای و امکان پیگیری مستقیمی که طی سالها در کانادا ایجاد کردهام، پیگیری یک موضوع جدی درباره بخشی از ایرانیان مقیم کانادا را آغاز کردم.
در نخستین مرحله، موضوع را از مسیرهای رسمی با نهادها و مجموعههایی مطرح کردهام که هرکدام بخشی از این پرونده را از منظر امنیت، مهاجرت، قانونگذاری یا سیاست عمومی دنبال میکنند:
- سرویس اطلاعات امنیتی کانادا (CSIS – Canadian Security Intelligence Service)
- آژانس خدمات مرزی کانادا (CBSA)
- وزارت امنیت عمومی کانادا (Public Safety Canada)
- دفتر وزیر امنیت عمومی کانادا
- وزارت دادگستری کانادا (Department of Justice)
- کمیته دائمی امور خارجی و توسعه بینالمللی مجلس عوام کانادا
- اداره مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا (IRCC)
این پیگیریها را همچنین در چارچوب یکی از جایگاههای فدرالی که در اختیار دارم آغاز کردهام. بنا به ملاحظاتی، فعلا علاقهای ندارم درباره عنوان و جزئیات آن در فضای عمومی جامعه ایرانی صحبت کنم؛ آنچه اهمیت دارد این است که موضوع را از مسیر رسمی، مکتوب و قابل پیگیری دنبال میکنم.
ترجیح دادم قبل از اینکه در فضای عمومی درباره این مسئله زیاد صحبت کنم، اول سراغ جاهایی بروم که واقعا میتوانند پاسخ بدهند، موضوع را بررسی کنند یا در روشنشدن و اصلاح احتمالی وضعیت نقش داشته باشند.
حالا از ابتدا میگویم؛ اصل ماجرا چیست؟
سالهاست فعالیت اصلی من در کانادا بیشتر روی تجارت، روابط اقتصادی و پروژههای بینالمللی متمرکز بوده است. و برخلاف سالهای دورتر، حضور گستردهای در مسائل روزمره جامعه ایرانیان کانادا نداشتهام. اما این بار با موضوعی مواجه شدم که واقعاً نتوانستم نسبت به آن بیتفاوت بمانم.
موضوع مربوط به بخشی از مردان ایرانی است که سالها قبل، در دوران خدمت سربازی اجباری، به واحدهایی در سپاه پاسداران اعزام شدهاند؛ در بسیاری از موارد بدون آنکه انتخاب واقعی درباره محل خدمت خود داشته باشند.
امروز همان خدمت سربازی اجباری در سپاه ممکن است در برخی پروندههای مهاجرتی کانادا دوباره باز شود و فرد با پرسشهای جدی درباره مفهوم «عضویت»، بررسیهای امنیتی، PFL و حتی inadmissibility مواجه شود.
مسئله سربازی اجباری در سپاه و مهاجرت به کانادا از نظر حقوقی ساده نیست
ریشه قانونی این موضوع به ماده ۳۴ قانون مهاجرت و حمایت از پناهندگان کانادا بازمیگردد. در مقابل، تحقیقات رسمی نهادهای خود کانادا نیز نشان دادهاند که در نظام سربازی ایران، یک مشمول ممکن است بدون انتخاب آزادانه به شاخهای نظامی اختصاص پیدا کند. حتی در سال ۲۰۲۳ لایحهای در پارلمان مطرح شد که میخواست تحت شرایط مشخص، برای خدمت اجباری استثنای روشنتری ایجاد کند؛ اما آن لایحه تبدیل به قانون نشد. رأی دادگاه فدرال در پرونده Vadiati (محمدرضا وادیاتی) در سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد که صرف اجباری بودن خدمت سربازی، بهتنهایی الزاما بحث «عضویت» را خاتمه نمیدهد.
سؤال اصلی برای من دقیقا همینجاست: آیا کسی که داوطلبانه و آگاهانه عضو یک ساختار شده، باید با کسی که برای انجام یک وظیفه اجباری به آنجا اعزام شده، یکسان دیده شود؟ این سؤال فقط حقوقی نیست.
پشت هر پرونده ممکن است یک انسان، یک خانواده، سالها زندگی در کانادا و آیندهای باشد که حالا با سابقهای مربوط به سالها قبل روبهرو شده است. من وکیل مهاجرت نیستم و قرار هم نیست وارد پرونده حقوقی اشخاص شوم.
کاری که آغاز کردهام کاملا داوطلبانه و انساندوستانه است؛ استفاده از ظرفیتهایی که در اختیار دارم برای اینکه سؤالها را مستقیم از نهادهای مسئول بپرسم، پاسخ رسمی بگیرم، ابهامها و تناقضها را مطرح کنم. و درنهایت ببینم آیا میتوان درباره این موضوع به رویکردی روشنتر، قابل پیشبینیتر و منصفانهتر رسید.
نقش CSIS در بررسی امنیتی مهاجران ایرانی چیست؟
یک نکته را هم از همین ابتدا روشن کنم؛ سرویس CSIS نهاد تصمیمگیر درباره صدور یا رد پرونده مهاجرتی نیست. (همان وزارت اطلاعات کاناداست یا سرویس اطلاعات امنیتی کاناداست)
این سرویس در چارچوب اختیارات قانونی خود اطلاعات و ارزیابیهای امنیتی را جمعآوری و به دولت ارائه میکند. در فرآیند بررسی مهاجرتی، اداره مهاجرت میتواند برخی پروندهها را برای بررسی جامعتر به CSIS و CBSA (مرزبانی) ارجاع دهد. درنهایت این دو نهاد اطلاعات و توصیههای امنیتی ارائه میکنند و تصمیم مهاجرتی نهایتا توسط IRCC (اداره مهاجرت) اتخاذ میشود.
بررسیهای جامع امنیتی نیز در بعضی پروندهها طبیعتا میتوانند روند بررسی را طولانیتر کنند. منابع رسمی خود دولت کانادا نیز از حجم بالای پروندههای security screening و فشار آن بر فرآیندها سخن گفتهاند.
همچنین CSIS و پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا (RCMP) یک سازمان نیستند. CSIS مأموریت اطلاعات امنیتی دارد و RCMP وظایف پلیسی و اجرای قانون را انجام میدهد. این دو در حوزه امنیت ملی در چارچوبهای مشخص با یکدیگر همکاری میکنند.
نه قضاوت، نه شایعه؛ فقط مستندات پرونده
در این مسیر قرار نیست شایعه منتشر کنم و قرار نیست پیش از دریافت پاسخ، نتیجهای را به دولت کانادا یا هیچ فرد سیاسی نسبت بدهم. اصل کار من بسیار ساده خواهد بود:
- هرچه سند باشد، سند منتشر میکنم.
- هرچه پاسخ رسمی باشد، همان را میگویم.
- هرجا ابهام باشد، صریح میگویم هنوز پاسخ نداریم.
یک نکته دیگر هم برای من بسیار مهم است.
به دلیل ماهیت پیگیریای که در رابطه با پرونده سربازی اجباری در سپاه و مهاجرت به کانادا آغاز کردهام، در این مجموعه تلاش میکنم دیدگاه و گرایش شخصی خودم را وارد روایت پرونده نکنم. آنچه منتشر میکنم باید بر مبنای قانون، سند، پاسخ رسمی، رأی دادگاه و نتیجه مکاتبات و پیگیریها باشد.
بنابراین انتشار یک موضع، نامه یا نتیجه در این مجموعه، الزاما به معنای بیان دیدگاه سیاسی شخصی من نیست. هدف من در این پرونده، تا حد ممکن روایت دقیق واقعیت خدمت سربازی اجباری سپاه و مهاجرت به کانادا و پیگیری یک مسئله انسانی است.
در روزهای آینده این پرونده را از ابتدای ابتدا و به شکل سریالی توضیح خواهم داد:
- این مسئله از کجا شروع شد؟
- ماده ۳۴ چیست؟
- چرا سربازی اجباری به مسئله تبدیل شده؟
- عدد «۴۸ نفر» دقیقا به چه معناست؟
- دادگاه فدرال چه گفته؟
- دولت کانادا چه میگوید؟
- نقش سیاستمداران و پارلمان چه بوده؟
- مهمتر از همه: پیگیریهایی که آغاز کردهام به چه نتیجهای خواهد رسید؟
تمام مطالب مربوط به این پرونده را از این پس با هشتگ: #مهاجرت منتشر میکنم.
اولین واکنش رسمی CBSA به پرونده سربازی اجباری سپاه
این بار ترجیح دادم بهجای اینکه فقط درباره مشکل حرف بزنم، اول درهایی را بزنم که شاید بتوانند بخشی از پاسخ را بدهند.
برای شروع مرزبانی کانادا را گفته بودم تا جمعه ساعت دو بعدازظهر پاسخ تمام سئوالات بده، سئوالات کلیدی و حساسی و خیلی حساب شده ی پرسیده بودم
«لوک رایمر»، سخنگوی آژانس خدمات مرزی کانادا رسما برایم نوشته: «محمد، ممنون از ایمیلت. درخواست شما را بررسی میکنیم و در سریعترین زمان ممکن برمیگردیم. میدانم ددلاین شما جمعه ساعت ۲ بعدازظهر است. اما چون تعداد سؤالها زیاد و موضوعات پیچیده هستند، احتمالاً زودترین زمانی که بتوانیم پاسخ بدهیم هفته آینده خواهد بود. لطفاً تأیید کن که اگر پاسخ بعد از ددلاین و در هفته آینده آماده شود، هنوز مایل هستی آن را دریافت کنی.»
طبیعتاً پاسخ رسمی CBSA به این پرسشها میتواند در ادامه این پیگیری اهمیت زیادی داشته باشد. زیرا برای نخستین بار میتوانیم موضع اجرایی مرزبانی را درباره بخشی از این ابهامات، مستقیما و مکتوب ببینیم.
امیدوارم واقعا آخر این ماجرا بتوانم کمکی کرده باشم.
بخش دوم گفتگو در رابطه با پرونده سربازی اجباری در سپاه و مهاجرت به کانادا
آپدیت دوم؛ اداره مهاجرت کانادا رسما وارد پاسخگویی شد
در ادامه پیگیریهایی که دیروز درباره وضعیت ایرانیانی که خدمت سربازی اجباری خود را در واحدهای سپاه گذراندهاند توضیح دادم. امروز یک آپدیت مهم از اداره مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا (IRCC) دریافت کردم.
اداره مهاجرت زیر پنج ساعت رسما اعلام کرد که درخواست ما را دریافت کرده است. همچنین توضیح داد که بخش آماری پرسشها ممکن است تا ۱۰ روز کاری یا حتی بیشتر زمان ببرد. از ما پرسیدند که آیا همچنان مایل به ادامه درخواست هستیم و آیا مهلت زمانی ما انعطافپذیر است یا نه.
پاسخ من روشن بود: بله؛ درخواست را ادامه دهید.
گفتم مهلت زمانی ما انعطافپذیر است و همچنان خواهان پاسخ کامل IRCC، از جمله آمارهای درخواستی هستیم. حتی اگر جمعآوری آنها بیش از ۱۰ روز کاری طول بکشد.
اما همزمان یک درخواست مهم دیگر هم مطرح کردم: اگر پاسخهای غیرآماری، توضیحات سیاستی یا اطلاعاتی که همین حالا آماده است در اختیار IRCC قرار دارد، منتظر تکمیل آمار نمانند و آنها را زودتر برای ما ارسال کنند. بهویژه خواستم IRCC در مرحله اول درباره چهار موضوع روشن پاسخ بدهد:
- سیاست فعلی اداره مهاجرت درباره خدمت سربازی اجباری
- عوامل مشخصی که در ارزیابی موردی هر فرد در نظر گرفته میشود
- تأثیر احتمالی رأی Vadiati / وادیاتی بر دستورالعملها و عملکرد افسران مهاجرت
- آیا دولت در حال بررسی اصلاح یا شفافسازی قانونی و سیاستی برای تفکیک سرباز اجباری از اعضای داوطلب یا حرفهای است یا نه؟
همچنین صریحا خواستم که کار آماری متوقف نشود و پاسخهای آماری بعداً و بهصورت جداگانه، هر زمان آماده شدند، برای ما ارسال شوند.
از IRCC چه پرسیدهایم که پاسخ به آن ممکن است بیش از ۱۰ روز کاری زمان ببرد؟
برای اینکه این پیگیری کاملا شفاف باشد، محورهای اصلی سؤالاتی را که برای اداره مهاجرت کانادا ارسال کردهام اینجا منتشر میکنم.
ما در حال بررسی وضعیت اتباع ایرانی هستیم که دوره خدمت سربازی اجباری خود را در واحدهای سپاه پاسداران گذراندهاند و امروز ممکن است تحت ماده ۳۴ قانون مهاجرت کانادا با بررسیهای امنیتی، PFL یا مسئله inadmissibility مواجه شوند.
این نگرانی پس از صدور برخی Procedural Fairness Letterها (PFL)، پروندههای عدمپذیرش، رأی دادگاه فدرال در پرونده Vadiati v. Canada, 2025 FC 1859 و گزارشهای اخیر درباره سربازان اجباری، جدیتر شده است. برای همین از IRCC خواستهام نه یک پاسخ کلی، بلکه پاسخی رسمی، دقیق و قابل استناد به این پرسشها بدهد:
نخست: آیا از نگاه IRCC، صرف خدمت سربازی اجباری در سپاه بهتنهایی برای احراز «عضویت» تحت بند 34(1)(f) قانون مهاجرت کافی است؟
دوم: IRCC میگوید این پروندهها موردبهمورد بررسی میشوند. پس دقیقا چه عواملی بررسی میشود؟ عمواملی از جمله:
- آیا فرد در انتخاب محل خدمت اختیار داشته یا نه؟
- درجه نظامی او چه بوده؟
- در کدام واحد خدمت کرده؟
- وظایف واقعی او چه بوده؟
- چه مدت خدمت کرده؟
- آیا بعد از پایان دوره اجباری در آن ساختار باقی مانده؟
- آیا قبل یا بعد از سربازی مشارکت داوطلبانهای داشته؟
- چه مدارکی برای اثبات اجباری بودن خدمت پذیرفته میشود؟
سوم: از ۱۹ ژوئن ۲۰۲۴ تاکنون، چند تبعه ایرانی به بررسی امنیتی پیشرفته یا جامع ارجاع شدهاند که در آن سربازی اجباری در سپاه یکی از مسائل اصلی پرونده بوده است؟
چهارم: در همین بازه، چند PFL صادر شده که سابقه خدمت اجباری در سپاه در آن بهعنوان نگرانی تحت ماده ۳۴ مطرح شده است؟
پنجم: این پروندهها در نهایت چه نتایجی داشتهاند؟ چند مورد:
- تأیید شدهاند؟
- رد شدهاند؟
- مشخص شده خدمت اجباری باعث inadmissibility نشده؟
- نتیجه دیگری داشتهاند؟
ششم: آیا IRCC در آمار خود میان:
- سرباز اجباری، نیروی حرفهای، افسر، مقام ارشد و عضو داوطلب
- تفکیک قائل میشود؟
- اگر چنین تفکیکی وجود ندارد، چرا؟
هفتم: پس از دو تحول مهم:
- تصمیم دولت کانادا در ژوئن ۲۰۲۴ درباره سپاه
- رأی دادگاه فدرال در نوامبر ۲۰۲۵ در پرونده وادیاتی
آیا IRCC دستورالعمل، راهنمای عملیاتی، مواد آموزشی یا سیاست داخلی جدیدی برای افسران صادر یا اصلاح کرده است؟
هشتم: اگر چنین دستورالعملهایی وجود دارد، آیا IRCC حاضر است بخشهای غیرمحرمانه و غیرطبقهبندیشده آنها را عمومی کند؟
نهم: آیا صرف اینکه کارت پایان خدمت یا اطلاعات قبلی پرونده مهاجرتی نشان دهد فرد در یک واحد سپاه خدمت کرده، میتواند باعث ارجاع او به بررسی ماده ۳۴ شود؟
ده: IRCC چگونه این موضوع را با واقعیتی که خود نهادهای کانادایی نیز درباره نظام وظیفه ایران ثبت کردهاند تطبیق میدهد؛ یعنی اینکه یک مشمول ممکن است بدون حق انتخاب واقعی به یکی از شاخههای نیروهای مسلح اعزام شود؟
یازده: آیا IRCC اکنون در حال بررسی ایجاد تمایز روشنتر سیاستی یا قانونی میان سرباز اجباری واقعی و اعضای داوطلب یا حرفهای است؟
دوازده: آیا دولت کانادا رویکردی مشابه استثنای مربوط به سربازان اجباری که در Bill C-350 پیشنهاد شده بود، دوباره بررسی میکند؟
سیزده: پس از پاسخ متقاضی به PFL، تصمیم نهایی دقیقا با چه نهادی است؟ و ارزیابیهای امنیتی CBSA و CSIS چه نقشی در تصمیم نهایی IRCC دارند؟
چهارده: شاید انسانیترین سؤال: IRCC امروز چه پیامی برای ایرانیانی دارد که سالها یا حتی دههها قبل خدمت سربازی اجباری خود را در سپاه تمام کردهاند و اکنون نگراناند همان دوره اجباری، بهتنهایی، آینده مهاجرتی آنها و خانوادهشان را تحت تأثیر قرار دهد؟
حالا نوبت IRCC است؛ سرباز اجباری یا عضو داوطلب؟
من از IRCC خواستهام تا جای ممکن از پاسخهای عمومی و کلی فاصله بگیرد و پاسخهای تفصیلی و قابل استناد ارائه کند.
طبیعتا جمعآوری چنین آماری زمان میبرد و من هم با تمدید مهلت موافقت کردم. برای من سرعت مهم است، اما دقت مهمتر است. اگر پاسخ سیاستی امروز آماده است، امروز میگیریم. اگر آمار ده روز دیگر آماده شود، ده روز دیگر منتشر میکنیم.
اصل همان چیزی است که از ابتدا گفتم:
- هرچه سند باشد، سند منتشر میکنم.
- هرچه پاسخ رسمی باشد، همان را میگویم.
- هرجا هم پاسخ روشنی وجود نداشته باشد، همان ابهام را شفاف مطرح میکنم.
هدف من از این پیگیری، دفاع از هیچ سازمان و هیچ جریان سیاسی نیست.
موضوع بسیار مشخص است: آیا در یک نظام حقوقی باید میان کسی که آگاهانه و داوطلبانه عضو یک ساختار شده، با کسی که به دلیل خدمت وظیفه اجباری به آنجا اعزام شده، تفاوت قائل شد یا نه؟ منتظر پاسخ رسمی IRCC میمانیم. همزمان، پیگیری از سایر نهادهایی که در پست قبلی نام بردم نیز ادامه دارد و هر پاسخ مهمی که دریافت شود، مرحلهبهمرحله منتشر خواهم کرد.
بخش سوم گفتگو در رابطه با پرونده سربازی اجباری در سپاه و مهاجرت به کانادا
آپدیت سوم؛ دو وزارتخانه فدرال فعلاً مسئولیت پاسخ اصلی را به IRCC برگرداندند
امروز دو پاسخ رسمی دیگر هم رسید؛ این بار از وزارت دادگستری کانادا و وزارت امنیت عمومی کانادا. و به نظرم همین پاسخها، حتی با وجود اینکه فعلا وارد ماهیت پرسشها نشدهاند، یک نکته مهم را روشن میکنند: فعلا همه مسیرها دارند به یک نقطه مرکزی برمیگردند: IRCC؛ یعنی اداره مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا.
پاسخ وزارت دادگستری کانادا
از Joannie Fogue / Ian MacLeod در بخش مربوط به پایش و مدیریت مسائل، پاسخ دریافت کردم.
مضمون پاسخ روشن بود: متوجه شدهایم که شما با همکاران ما در اداره مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا (IRCC) نیز تماس گرفتهاید. با توجه به موضوع پرسشها، IRCC بهترین نهاد برای پاسخگویی به شماست. به زبان سادهتر: وزارت دادگستری فعلا وارد پاسخ ماهوی به پرسشها نشد و ما را به IRCC ارجاع داد.
برای من فعلا اشکالی ندارد. چون در این مرحله، هدف این است که ابتدا ریشه تصمیمگیری، سیاست اجرایی و آمار واقعی را پیدا کنیم. وقتی پاسخهای IRCC، CBSA و سایر نهادهای مرتبط کاملتر شد، اگر تناقض حقوقی یا سؤال بیپاسخی باقی بماند، طبیعتا دوباره میتوانیم با مستندات دقیقتر به سراغ وزارت دادگستری برگردیم.
پاسخ وزارت امنیت عمومی کانادا
از Public Safety Canada نیز، «آقای Kelsey McKeag» پاسخ داد.
مضمون پاسخ آنها هم تقریبا مشابه بود: در مورد پرسشهای شما، شما را به اداره مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا (IRCC) ارجاع میدهیم که متوجه هستیم از قبل با آنها در تماس هستید. یعنی وزارت امنیت عمومی نیز در این مرحله ترجیح داده پاسخ اصلی را به IRCC واگذار کند.
باز هم برای من عجیب یا نگرانکننده نیست. اتفاقا بهتدریج داریم میفهمیم کدام نهاد حاضر است در چه سطحی مسئولیت پاسخ را بپذیرد و کدام نهاد موضوع را به نهاد دیگری ارجاع میدهد. این خودش بخشی از تحقیق است.
تا این لحظه از چه نهادهایی پاسخ گرفتهایم؟
- آژانس خدمات مرزی کانادا (CBSA) پاسخ اولیه دریافت شده و پاسخ تفصیلی در حال آمادهسازی است.
- وزارت امنیت عمومی کانادا (Public Safety Canada) ✔️
- دفتر وزیر امنیت عمومی کانادا ✔️
- وزارت دادگستری کانادا (Department of Justice) ✔️
- کمیته دائمی امور خارجی و توسعه بینالمللی مجلس عوام کانادا — پیگیری ادامه دارد.
- اداره مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا (IRCC) ✔️
درخواست رسمی دریافت شده و بخش آماری وارد مرحله تحقیق شده است. در مرحله بعد، بسته به پاسخهایی که دریافت میکنیم، سراغ سایر مسیرهای مرتبط از جمله CSIS نیز خواهیم رفت. فعلا باید اول به ریشه تصمیمگیریها برسیم. به تعبیر خودمانی، پرونده را روشن کردهایم. حالا باید ببینیم هر بخش از سیستم فدرال حاضر است دقیقاً چه چیزی را روی کاغذ بگذارد.
از وزارت امنیت عمومی چه پرسیده بودیم؟
سؤال اصلی ما فقط درباره تصمیم یک افسر مهاجرت نبود. پرسش بزرگتر این بود: سیاست فدرال کانادا چگونه بین یک سرباز اجباری و یک عضو داوطلب، حرفهای، عملیاتی یا ارشد تفاوت قائل میشود
از وزارت امنیت عمومی و دفتر وزیر خواستیم بهطور رسمی روشن کنند:
- آیا دولت کانادا از نظر سیاست عمومی معتقد است فردی که ارتباطش با سپاه صرفا ناشی از خدمت اجباری بوده، باید با عضو داوطلب یا حرفهای متفاوت دیده شود؟
- آیا دولت میپذیرد که برخی سربازان ایرانی عملا در انتخاب شاخهای که برای خدمت به آن اعزام شدهاند اختیار معناداری نداشتهاند؟
- اگر پاسخ مثبت است، این واقعیت دقیقا کجای سیاست فعلی فدرال منعکس شده است؟
- آیا چارچوب فعلی ماده ۳۴ قانون مهاجرت برای ایجاد تفاوت میان سرباز اجباری و عضو داوطلب بهاندازه کافی روشن است؟
- آیا دولت خطر این را میپذیرد که یک سرباز اجباری واقعی، در نتیجه تفسیر بیش از حد گسترده مفهوم «عضویت»، گرفتار شود؟
- آیا دولت از اصل همان تمایزی حمایت میکند که در سال ۲۰۲۳ در Bill C-350 پیشنهاد شده بود؟
- آیا دولت در حال بررسی اصلاح قانون، سیاست وزارتی، دستورالعمل اجرایی، تغییر مقررات یا سازوکار دیگری برای ایجاد شفافیت بیشتر است؟
- آیا وزیر امنیت عمومی برای CBSA دستور یا راهنماییای درباره اولویتدادن به افراد ارشد و حرفهای در مقابل سربازان اجباری سابق صادر کرده است؟
- آیا از نگاه Public Safety، صرف سربازی اجباری باید آغازگر فرآیند اخراج باشد؟
- دولت چگونه اطمینان حاصل میکند که اقدامات امنیتی علیه افراد واقعاً پرخطر، به کسانی که هیچ ارتباط داوطلبانهای نداشتهاند آسیب ناخواسته نزند؟
- آیا دولت اصلا برآوردی از تعداد ایرانیانی که ممکن است بهدلیل خدمت اجباری تحت تأثیر این وضعیت قرار گیرند، دارد؟
- آیا آمار تفکیکشده سرباز اجباری از سایر گروهها منتشر خواهد شد؟
- آیا پس از رأی وادیاتی در سال ۲۰۲۵، نیاز به روشنسازی قانونی یا سیاستی بررسی شده است؟
- آیا وزیر از بررسی پارلمانی وضعیت سربازان اجباری ایرانی تحت چارچوب فعلی inadmissibility حمایت میکند؟
فعلاً Public Safety ترجیح داده به این پرسشها پاسخ مستقیم ندهد و ما را به IRCC ارجاع داده است. این پاسخ را ثبت میکنیم و جلو میرویم.
وزارت دادگستری چه پرسشهایی دریافت کرده بود؟
پرسشهای ما از وزارت دادگستری حتی بنیادیتر و حقوقیتر بود.از آنها پرسیدیم:
- آیا مفهوم «عضویت» تحت بند 34(1)(f) میتواند شامل فردی شود که حضورش در یک سازمان کاملاً ناشی از خدمت سربازی اجباری بوده است؟
- آیا داوطلبانه بودن، اساسا شرط حقوقی احراز عضویت است یا خیر؟
- اگر داوطلبانه بودن شرط نیست، قانون فعلی چگونه از کسی که ثابت کند فقط مدت خدمت اجباری خود را گذرانده، حمایت میکند؟
- مفهوم duress یا اجبار چه نقشی در این تحلیل حقوقی دارد؟
- آیا رأی دادگاه فدرال در پرونده Vadiati v. Canada, 2025 FC 1859 از نگاه دولت، تفسیر بند 34(1)(f) را بهاندازه کافی روشن کرده است؟
- آیا پیامدهای گستردهتر این رأی برای سربازان اجباری سابق بررسی شده است؟
- آیا اصلاحی مشابه پیشنهادی که در Bill C-350 مطرح شده بود، از نظر حقوقی لازم است یا صرفاً یک انتخاب سیاستی محسوب میشود؟
- آیا از سال ۲۰۲۴ تاکنون تحلیل حقوقی یا سیاستی درباره ایجاد معافیت یا روشنسازی قانونی برای سربازان اجباری واقعی انجام شده است؟ من از آنها نخواستم مشاوره حقوقی محرمانه دولت را در اختیار ما بگذارند. پرسش من ساده بود: آیا چنین کار حقوقی-سیاستی اساسا انجام شده و آیا دولت درباره آن موضع عمومی دارد؟
- آیا متن فعلی IRPA از نگاه دولت برای این افراد شفافیت و عدالت رویهای کافی ایجاد میکند؟
- آیا اصلاح ماده ۳۴ در حال بررسی است؟
- آیا وزارت دادگستری حاضر است یک سخنگوی رسمی برای توضیح چارچوب کلی حقوقی معرفی کند؟
پاسخ فعلی وزارت دادگستری این بود: برای این موضوع، فعلا سراغ IRCC بروید. بسیار خوب. همین کار را کردهایم
آنچه برای من در این مرحله اهمیت دارد این نیست که کدام وزارتخانه زودتر از زیر سؤال بیرون میرود یا کدام نهاد پاسخ را به دیگری ارجاع میدهد. مهم این است که هر پاسخ ثبت میشود. هر ارجاع ثبت میشود. هر تناقض احتمالی ثبت میشود. و در پایان باید بتوانیم یک تصویر روشن بسازیم:
- چه کسی سیاست را تعیین میکند؟
- چه کسی ارزیابی امنیتی میکند؟
- چه کسی توصیه میدهد؟
- چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد؟
- مهمتر از همه، مسئول ایجاد یک راهحل روشن برای سربازان اجباری دقیقا کدام بخش از دولت است؟
هنوز برای نتیجهگیری زود است. فعلاً داریم مسیرها را یکییکی باز میکنیم. زیرا:
- اداره مهاجرت IRCC در حال آمادهسازی پاسخ و آمار است.
- مرزبانی که خیلی مهم است CBSA پاسخ تفصیلی را برای هفته آینده وعده داده است.
- وزارت دادگستری و وزارت امنیت عمومی موضع اولیه خود را اعلام کردهاند.
ما ادامه میدهیم.نه برای ایجاد جنجال؛ برای رسیدن به پاسخ.
امیدوارم وقتی این سری به پایان رسید، بتوانیم بهجای روایتها و حدسهای متناقض، مجموعهای از پاسخهای رسمی و قابل استناد دولت کانادا را کنار هم بگذاریم و دقیقا بفهمیم وضعیت پرونده سربازی اجباری در سپاه و مسئله مهاجرت به کانادا چیست و حالا باید چه کار بکنیم.
پایان باز؛ پاسخ اصلی هنوز در راه است
در روزهای آینده، پاسخ تفصیلی مرزبانی میتواند یکی از مهمترین اسناد این پرونده باشد. اداره مهاجرت نیز اعلام کرده کار آماری ممکن است تا ۱۰ روز کاری یا بیشتر زمان ببرد. رسانه هدهد با این زمان موافقت کرده است. چون در این پرونده سرعت مهم است، اما سند مهمتر است.
همزمان، مسیر حقوقی و جمعآوری تجربههای واقعی ادامه پیدا میکند. هرچه تعداد پروندههای مستند بیشتر شود، امکان تشخیص الگو و طرح سؤالهای دقیقتر از دولت نیز بیشتر خواهد شد. همچنین قرار است با کمک هدهدکانادا و تعدادی از وکلای حقوق بشری پرونده گسترده ی باز گشایی شود، در این میان نقش کنگره ایرانیان کانادا را هم نباید دست کم گرفت و قرار است ظرفیت آنان نیز استفاده شود.
اگر این موضوع به شما مربوط است، با editor@hodhod.ca در تماس باشید. این پرونده از اینجا به بعد فقط یک گزارش نیست؛ یک پیگیری مستند، فدرال و ادامهدار است. رسانه هدهد کانادا این پرونده را تا رسیدن به پاسخهای روشنتر ادامه خواهد داد.
یادداشت تحریریه: این مطلب ادامه مستقیم گزارش تحقیقی پیشین هدهد کانادا است و برای جلوگیری از تکرار، پیشینه حقوقی و تاریخی پرونده در این نسخه بازنویسی نشده است. این گزارش جایگزین مشاوره حقوقی درباره پرونده شخصی نیست.