با فروپاشی آتشبس و نبرد جاری، امکان هرگونه مذاکره مستقیم میان ایران و ایالات متحده آمریکا بر سر کنترل تنگهی هرمز دور از ذهن به نظر میرسد و چشمانداز کاهش تنش چندان امیدوارکننده نیست.
با این حال آزادی یک شهروند ایرانی-آمریکایی از سوی تهران در این هفته، در کنار سیگنال «محمدباقر قالیباف»، مذاکرهکنندهی ارشد ایران ، مبنی بر اینکه کشورش ممکن است آمادهی گفتگو باشد، نشان داد که درب دیپلماسی میان ایران و دولت آمریکا هنوز کاملاً بسته نشده است.
یکی دیگر از چهرههای بانفوذ در تهران، «محمدرضا باهنر»، نمایندهی مجلس، روز جمعه گفت: «گفتگو و مذاکره نیز ادامهی جنگ و بخشی از آن است.»
مذاکرات تا به امروز نتوانسته تنشهای چند دههای میان ایالات متحده و ایران را کاهش دهد. چهار دیپلمات کهنهکار غربی که در مجموع سالها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با تهران مذاکره کردهاند، هشدار دادند که کاهش تنش در این مقطع دشوار خواهد بود. حتی یکی از آنها توصیه کرد که به این زودیها نباید به میز مذاکره بازگشت. توصیههای آنها در ادامه آمده است.
گام اول در مذاکره ایران و آمریکا؛ توافق بر روی هدف مشخص
دولت ترامپ اهداف متعددی را برای این جنگ اعلام کرده است: تغییر رژیم در تهران، پایان دادن به برنامهی هستهای این کشور و مهار توان نظامی آن، و بازگشایی تنگهی هرمز؛ جایی که پیش از آغاز درگیریها کشتیهای تجاری بهطور آزادانه تردد میکردند.
«کاترین اشتون»، سیاستمدار بریتانیایی و مسئول سابق سیاست خارجی اتحادیهی اروپا بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، گفت: «آنچه نیاز است، شفافیت در مورد هدف نهایی است که هر دو طرف به دنبال آن هستند؛ اینکه آمریکا به عنوان نتیجهی نهایی چه میخواهد که بتواند با آن کنار بیاید، و ایران چه میخواهد؟»
خانم اشتون که سالها در مذاکرات متمرکز بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای حضور داشت، افزود: «برای شروع مجدد دیپلماسی، آنها باید مشخص کنند که به دنبال چه چیزی هستند و روی یک برنامه توافق کنند.»
«فدریکا موگرینی» که پس از خانم اشتون مسئولیت سیاست خارجی اتحادیهی اروپا را بر عهده گرفت و به دستیابی به توافق هستهای با تهران در سال ۲۰۱۵ کمک کرد، گفت انتظار اینکه تمامی خواستههای ترامپ بهطور همزمان مورد توافق قرار گیرد «قطعاً غیرممکن و محکوم به شکست است.»
به گفتهی خانم موگرینی، لزوم مذاکره میان مسئولان ایران و مقامات آمریکا نیازمند رویکردی تازه است و آنها برای شروع مجدد گفتگوها باید «دربارهی هدف نهایی خود صریح باشند، هدفی که ترجیحاً واقعبینانه باشد.»
لزوم کاهش تنش و پرهیز از واکنشهای احساسی
خانم موگرینی با یادآوری یک دور مذاکرات پرتنش در سال ۲۰۱۵، به مشاجرهی لفظی شدید میان مقامات ایرانی و بینالمللی اشاره کرد. موگرینی گفت که دیپلماتهای ایرانی معمولاً زیر فشار خونسردی خود را حفظ میکنند، اما پس از آنکه یک کشور اروپایی در مرحلهای حساس از آن مذاکرات، موضوعی بیربط را مطرح کرد، طرف ایرانی کنترل خود را از دست داد.
خانم موگرینی در آن زمان دستور یک تنفس چندساعته برای آرام شدن فضا را داد. او گفت که پس از استراحت و از سرگیری مذاکرات، تمرکز بهطور کامل به موضوع هستهای بازگشت.
خانم موگرینی پیشنهاد کرد که دولت ترامپ باید «رویکردی منطقیتر و منسجمتر اتخاذ کند و واکنشهای تکانشی و اظهارات عمومی متناقض و پراکنده را کاهش دهد.»
او افزود که فعالسازی دیپلماسی میان ایران و سیاستمداران آمریکا با حضور سایر کشورهای ذینفع یا سازمانهای چندجانبه نیز میتواند به این روند کمک کند. وی خاطرنشان کرد: «شما به بازیگران بیشتری دور میز نیاز دارید تا فضای تقابلی که هر دو طرف ممکن است داشته باشند را کمی تعدیل کنید.»
چالش زمانبندی برای بازگشت دوباره به مذاکره ایران و آمریکا
برخی از محافظهکاران آمریکایی بر این باورند که برای موفقیت دیپلماسی میان ایران و مسئولان آمریکا بهتر است ایالات متحده پیش از تلاش دوباره صبر کند. «الیوت آبرامز»، که در دورهی سه رئیسجمهور جمهوریخواه از جمله ترامپ در حوزهی دیپلماسی خاورمیانه فعالیت کرده است، گفت تنها مذاکراتی که ایالات متحده در حال حاضر باید مد نظر قرار دهد، «یک توافق حداقلی و اولیه دربارهی هرمز» است؛ توافقی که در صورت موافقت ایران با عبور آزادانهی کشتیها، به رفع محاصرهی دریایی آمریکا منجر شود.
آبرامز گفت: «ما تازه مذاکره را امتحان کردیم و ایرانیها با احساس پیروزی از آن خارج شدند و باور دارند که اکنون میتوانند کنترل تنگهی هرمز را در دست گرفته و از آن درآمدزایی کنند. بنابراین، فکر نمیکنم بازگشت سریع به میز مذاکره مفید باشد.»
این رویکرد محدود نسبت به هرگونه مذاکره میان ایران و دولت آمریکا که بیشتر مبتنی بر بازی انتظار است، بازتابدهندهی سخنان این هفتهی «کاندولیزا رایس»، مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه پیشین در دولت «جورج دبلیو بوش» نیز است. او در جمع مخاطبانی در کلرادو گفت که رویکرد او در قبال ایرانیها این خواهد بود که «فقط بگذاریم در اقتصاد ضعیف خود دستوپا بزنند؛ اقتصادی که در آن بیشتر دانشمندان هستهای تراز اولشان کشته شدهاند و به باور من شکافهای عمیقی در دولت ایران وجود دارد.»
تعیین یک ضربالاجل واقعبینانه
توافق آتشبسی که ایران و ایالات متحده ماه گذشته روی آن توافق کردند، ضربالاجلی ۶۰ روزه را برای دستیابی به یک توافق صلح نهایی تعیین کرد که شامل موضوعات دشواری مانند محدودیتهای برنامهی هستهای ایران و کنترل تنگهی هرمز میشود. در حالی که تقریباً نیمی از این بازه زمانی گذشته است، به نظر میرسد دو طرف بیش از هر زمان دیگری از یکدیگر دور شدهاند.
خانم اشتون گفت ضربالاجلها زمانی مناسب هستند که «مشخص کنید قرار است چه مواردی را در آن بازه زمانی پوشش دهید و هر دو طرف با آن موافق باشند.»
«رابرت مالی»، که پیشتر در پیشبرد دیپلماسی میان ایران و دولتهای آمریکا حضور داشته و در تیمهای مذاکرهکنندهی آمریکایی در زمان «باراک اوباما» و «جو بایدن» فعالیت میکرد، گفت که معمولاً گفتوگوهای دیپلماتیک با تهران طولانی میشود، زیرا مقامهای ایرانی «روی هر جزئیاتی حساسیت به خرج میدهند، تفاهمهای اولیه را بازنگری میکنند و بیش از آنکه اعتماد کنند به راستیآزمایی میپردازند.»
او گفت که اگر مذاکرات جدیدی آغاز شود، «احتمالاً هیچ توافق بزرگ و همهجانبهای در کار نخواهد بود، بلکه تنها گفتوگوهای دشوار و طولانی روی تکتک بندها و حتی واژهها در پیش خواهد بود.»
آقای مالی در پایان دربارهی فرجام هرگونه مذاکره میان ایران و مسئولان آمریکا گفت: «دولت ترامپ به سرعت و سادگی اهمیت میدهد. اما با توجه به اقداماتی که انجام داده، تضمین کرده است که هر نتیجهای، در بهترین حالت، بسیار کند و به شدت دشوار به دست خواهد آمد.»
منبع: نیویورکتایمز