درسهای ایدئولوژیک دقیقی که رهبری جدید ایران از جنگ ۱۱۰ روزه استخراج میکند، ممکن است عامل تعیینکنندهای باشد در اینکه آیا مذاکرات با آمریکا به توافقی منجر خواهد شد که به طور قابل راستیآزمایی از دستیابی ایران به سلاح هستهای جلوگیری کند یا نه؛ نتیجهای که میتواند دورهای تازه برای اقتصاد ایران رقم بزند و همزمان خاورمیانه را نیز دگرگون کند.
ابهام در ماهیت ایدئولوژیک رهبری جدید
آیا این تیم رهبری که به سرعت و در آتش جنگ شکل گرفته است، همچنان نمایندهی یک جنبش ایدئولوژیک اسلامی است (تعبیری که «هنری کیسینجر» به کار برده بود)، یا اینکه پذیرش یادداشت تفاهم، به گفتهی «جیدی ونس»، نشاندهندهی تمایل به عملگرایی است؟
خلاء ناشی از غیبت «مجتبی خامنهای»، رهبر مجروح ایران، این برهه را به نوعی دورهی انتقالی تبدیل کرده است. او روز پنجشنبه در نامهای اعلام کرد که در اصل با این توافق مخالف است، اما پس از دریافت تضمینهایی مبنی بر اینکه اگر آمریکا زیادهخواهی کند پذیرفته نخواهد شد، تصمیمگیری را به رئیسجمهور «مسعود پزشکیان» واگذار کرده است.
خامنهای گفت که حقوق کشور و «محور مقاومت» باید حفظ شود. او نیز مانند پدرش، «علی خامنهای»، خود را در موقعیت مناسبی قرار داده تا تضمین کند در صورت ناکامی سیاستمداران منتخب در تعامل با غرب، از هرگونه ملامتی مبرا خواهد بود. این مداخلهی علنی او در آستانهی گفتگوهای سوئیس، ممکن است همچنان بر توازن بحثهای داغ درون دولت آمریکا دربارهی ماهیت رهبری جدید و جوانتر ایران تاثیر بگذارد.
هشدارهای سیآیای و آینده توافق ایران آمریکا
جمعهی گذشته، دونالد ترامپ با متهم کردن رهبری ایران به اینکه «افرادی بسیار غیرقابل اعتماد هستند که با حسن نیت رفتار نمیکنند»، موضع خود را مشخص کرد. به نظر میرسید این ارزیابی با دیدگاههای «جان راتکلیف»، رئیس سیآیای، همخوانی دارد؛ کسی که به رئیسجمهور هشدار داد شکاف عمیقی میان مواضع علنی مقامات ایرانی و سخنان پشت پردهی آنها وجود دارد. یک منبع نزدیک به این گفتگوها به اکسیوس گفت راتکلیف نتیجهگیری کرده است که «دادههای اطلاعاتی نشان میدهند نیات ایران با تعهدات دادهشده در توافق همخوانی ندارد.»
اشارهی ضمنی این بود که تیم رهبری ایران یا در مسیر توافق هستهای وقتکشی خواهد کرد یا بدتر از آن، به این نتیجه میرسد که باید مخفیانه به ساخت سلاح بپردازد، چرا که تنگهی هرمز در نهایت به یک دارایی رو به زوال تبدیل خواهد شد.
کمتر کسی در ایران منکر آن است که این تنگه نقشی تعیینکننده در اثبات این موضوع داشت که آمریکا دیگر نمیتواند نظم جهانی را به صورت یکجانبه تحمیل کند. «پیام فضلینژاد»، سردبیر تندروی نشریه «نقد اندیشه»، گفت: «تاریخ به آمریکا نشان داده است که جغرافیا گاهی از تکنولوژی انتقام میگیرد؛ بخشی از منبع قدرت در تنگههای جغرافیایی نهفته است، نه در تجهیزات سنگین نظامی. ایران به این درک رسیده که قدرت بازدارندگی بزرگتر از سلاح هستهای در اختیار دارد.»
اما فضلینژاد نیز مانند بسیاری دیگر، از رهبری خواست تا چرخه بیپایان جنگ، مذاکره و اعتراضات را بشکند. او این هفته در نشست مدیران رسانهها به پزشکیان گفت: «کشور توان یک محاسبهی اشتباه جدید را ندارد و باید ثبات را به کشور بازگرداند.» سیاستمداران ممکن است نسخههای متفاوتی داشته باشند، اما واضح است که افکار عمومی تشنهی بازگشت به شرایط عادی است.
تحلیل دیدگاه ترامپ و ونس درباره آینده توافق ایران آمریکا
با قضاوت از روی سخنان ترامپ در اجلاس گروه هفت در «اویان-له-بن»، به نظر میرسد این تحلیل را پذیرفته و در نتیجه تصمیم گرفته است رهبری ایران را در آغوش بکشد. او روز سهشنبه، رهبران این کشور را (که سومین گروهی هستند که او مجبور به مذاکره با آنها شده) به عنوان «عقلانیترین گروهی که تاکنون با آنها سروکار داشته» توصیف کرد و گفت: «آنها رادیکال نیستند و به دنبال کمک به کشورشان هستند.»
تیم ترامپ معتقد است در هفتههای اخیر به طور بیسابقهای به مقامات ارشد تهران دسترسی پیدا کرده است؛ امری که برای سیاستمداران آمریکایی از زمان انقلاب ۱۹۷۹ بیسابقه بوده است. به عنوان مثال، ونس گفت که ایالات متحده هرگز تا این حد به رهبری ایران نزدیک نشده بود: «جالبترین نکته دربارهی پیشرفتی که در چند هفته گذشته داشتهایم این است که میبینید افرادی در داخل سیستم ایران (مقامات ارشد و حتی مسئولان سپاه پاسداران) میگویند شیوهای که در ۴۷ سال گذشته با آمریکا تعامل کردهایم، اشتباه بوده است.»
او ادعا کرد این تندروها در تهران هستند که مزایای توافق را برای ایران بزرگنمایی کرده و معایب آن را کوچک جلوه میدهند؛ ارزیابیای که در واقع کاملا برعکس اتفاقاتی است که طی دو هفته گذشته در پایتخت رخ داده است.
مخالفت جبههی پایداری در راهروهای صداوسیما
در واقع، این جناح تندرو، معروف به جبهه پایداری، بوده که توافق را تخریب کرده است. این گروه که با «سعید جلیلی»، مذاکرهکنندهی سابق هستهای، مرتبط است، توافق را «فاجعه» خوانده و پایان محاصره را زودهنگام دانسته است. بسیاری از اعضای آن در تجمعات خیابانی و تلویزیون ظاهر شدند تا تیم مذاکرهکننده را متهم به خیانت به انقلاب و رهبر شهید کنند. «وحید جلیلی»، برادر سعید جلیلی که بخش عمدهای از صداوسیما را اداره میکند، تریبونی را در اختیار منتقدان توافق قرار داده که موجب ناامیدی و ناراحتی علنی پزشکیان شده است. منتقدان ادعا میکنند که صداوسیما نسخهای وارونه از فاکس نیوز است که نظرات متنوع را سرکوب میکند.
نبرد داخلی برسر شکلگیری آینده سند این توافق، از برخی جهات، تکرار همان بحثهایی بود که مقامات ایران هنگام امضای برجام با آمریکا در سال ۲۰۱۵ پشت سر گذاشتند. مذاکرهکنندهی ارشد و وزیر امور خارجه وقت، «جواد ظریف»، سالها هدف تندترین حملات قرار گرفت و متهم شد که از روی سادگی با «شیطان بزرگ» توافق کرده است.
خروج یکجانبهی ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸ به شدت به جناحی ضربه زد که گشودن اقتصاد ایران به غرب را ضروری میدانست. از آن زمان، طرفداران مذاکره باید بر این استدلال قابلقبول غلبه کنند که نمیتوان به آمریکا اعتماد کرد. اکنون نیز ناتوانی ترامپ در مهار اسرائیل در لبنان، موقعیت مذاکرات در تهران را تضعیف میکند.
برتری موافقان توافق و رویکرد رهبری جدید ایران
با این حال، به نظر میرسد با وجود مداخلهی خامنهای، این تندروها بودند که مجبور به عقبنشینی شدند. موافقان توافق نه تنها در بحث پیروز شدند، بلکه در یک نبرد قدرت نیز به برتری رسیدند. «محمدباقر قالیباف»، چهرهی متمایل به اصولگرایان که اخیرا دوباره به عنوان رئیس مجلس ایران انتخاب شده است، احتمالا به همراه سپاه پاسداران که خود برخاسته از آن است، یکی از بزرگترین برندگان این جنگ است.
قالیباف آنقدر به موقعیت خود مطمئن بود که پیشنهاد کرد در شورای عالی امنیت ملی دربارهی پذیرش توافق رایگیری شود. به شکلی غیرمعمول، به اعضای ارتش نیز اجازهی رای دادن داده شد. گزارشها حاکی از آن است که تنها یک نفر از حاضران مخالفت کرد که به احتمال زیاد جلیلی بوده است. چهرههای کلیدی در مجلس که میتوانستند مانعی در این مسیر باشند، پذیرفتهاند که این یادداشت تفاهم سندی نیست که نیاز به تصویب مجلس داشته باشد.
قالیباف روز چهارشنبه در مصاحبهای طولانی که با استفاده مکرر از ضمیر «من» و همچنین تمجید از وحدت ملی همراه بود، نفس مذاکره و به طور ضمنی، امتیازات ذاتی چانهزنی را توجیه کرد. او گفت: «کار من دیپلماسی نیست؛ من یک رزمندهام. اما با روحیه و فرهنگ رزمندگی، کار دیپلماتیک را دنبال میکنم. هدف ما کاهش فشار و آتش از روی مردم بود. اگر این مذاکره انجام نشده بود، آیا چنین اتفاقی صرفا با شلیک موشک رقم میخورد؟ خیر. نیروهای مسلح ما در مقایسه با دشمنی که تا دندان مسلح است، میتوانند آنها را شکست دهند، اما آیا این امر بدون حمایت مردم ممکن بود؟ هرگز.»
کلانراهبرد تازه؛ توازن میان شرق و غرب
اما اگر بقا در جنگ، هدف اصلی بود، اکنون پرسش بزرگ این است که دولت چگونه رفتار خواهد کرد. ببه گفتهی کارشناسان، نشانههای اولیه گویای آن است که نظام رهبری با تکیه بر تیم جدید خود در ایران در حال اجرای یک راهبرد کلان تازه است؛ راهبردی که اقتدارگرایانهتر، متمایلتر به چین و با آمادگی بیشتر برای گوش سپردن عملگرایانه به توصیههای سپاه پاسداران خواهد بود. آمادهسازیها برای مراسم تشییع جنازهی علی خامنهای نیز به هیچ وجه نشان نمیدهد که ایران در حال تبدیل شدن به یک رژیم سکولار است.
در جبههی هستهای، توافق در دسترس است، چرا که ایالات متحده از خطوط قرمز قبلی خود عقبنشینی کرده است. با این حال، «کلسی دونپورت»، کارشناس مسائل ایران در انجمن کنترل تسلیحات، هشدار داد که بحثها دربارهی نقش حیاتی راستیآزمایی میدانی بازرسان هستهای سازمان ملل و تمایل نظام به پذیرش رژیم بازرسی سرزده و گریزناپذیر سازمان ملل، هنوز محک نخورده است. او گفت که برای گزارشدهی ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی به جدول زمانبندی سختگیرانهای نیاز است.
تغییر اولویت نظام از خط مقدم به بازار ارز
قالیباف نیز به نظر میرسد آگاه است که تمرکز درون دولت باید به سمت مهار تورم و ساماندهی به بازار ارز تغییر کند. او گفت: «ما باید خط مقدم را از بچههای موشکی تحویل بگیریم و فشار اقتصادی را از روی مردم برداریم. معیار موفقیت در حال تغییر از دفع تهدیدات خارجی به بهبود وضعیت اقتصادی است.»
یک راه برای انجام این کار، قرار ندادن تمام تخممرغهای ایران در سبد غرب است. قالیباف که ماه گذشته به عنوان فرستادهی ویژه به چین منصوب شد، بر رویکردی متوازن میان غرب و شرق تاکید کرد.
جبران خطای راهبردی در قبال چین
«سینا طوسی»، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست بینالملل، میگوید: «سالهاست که ایران با چین نگاهی معاملاتی داشته است. آنها در نهایت به دنبال نوعی سازش با غرب بودند و از چین به عنوان اهرم فشار استفاده میکردند، اما واقعا آنچه را که چین میخواست، به آن تحویل ندادند. «شی جینپینگ» در ژانویه ۲۰۱۶، یعنی همان ماهی که برجام امضا شد، به تهران سفر کرد. در جریان این سفر، چین و ایران توافقنامهی مشارکت راهبردی جامع امضا کردند، اما ایران تمام قراردادها را به کشورهای اروپایی واگذار کرد.»
«اسفندیار باتمانقلیچ»، از برجستهترین تحلیلگران اقتصاد ایران، گفت: «رهبران و فعالان اقتصادی چین احساس کردند نادیده گرفته شدهاند. این یک خطای راهبردی از سوی ایران بود که به روابط با چین اولویت نداد. اکنون قالیباف این سیگنال را میفرستد که قرار نیست همان اشتباه دوباره تکرار شود.» هر چه باشد، کشورهای معدودی در منطقه بدون سرمایهگذاریهای چین در حال پیشرفت هستند، اما از سال ۲۰۱۸ تحریمهای آمریکا، انجام چنین سرمایهگذاریهایی را در ایران تقریباً غیرممکن کرده است.
منبع: گاردین