پسته ایرانی اینبار نه در بازارهای صادراتی، بلکه در آزمایشگاههای پزشکی کانادا خبرساز شده است. «دکتر هادی زارعزردینی»، پژوهشگر دانشگاه میبد با همکاری محققان اسلواکی، بهتازگی روند ثبت بینالمللی اختراع یک فناوری نوین جهت پیشگیری و تولید داروی پیشرفتهٔ ضد سرطان را در کانادا با موفقیت پشت سر گذاشته است. این طرح نوآورانه، بر استخراج پپتیدهای زیستفعال از پسته و انتقال هدفمند آنها از طریق نانوذرات پروتئینی استوار است تا سلولهای توموری را بدون آسیب به بافتهای سالم نابود کند.
با این حال، دنیای علم واقعبین است؛ ثبت یک پتنت حقوقی و علمی، به معنای رسیدن فوری دارو به دست بیماران نیست. این ایدهٔ جذاب که مشکل ناپایداری داروها در محیط بدن را دور میزند، حالا باید از سد دشوار کارآزماییهای بالینی عبور کند تا شاید روزی به عنوان یک درمان قطعی و تأییدشده در سیستم بهداشت و درمان کانادا و جهان شناخته شود.
پپتیدهای پستهٔ ایرانی چگونه وارد پژوهشهای هدفمند درمان سرطان شدند؟
پپتیدها در واقع همان زنجیرههای کوتاهی از اسیدهای آمینه هستند؛ آجرهای کوچکی که ساختمان پروتئینها را در بدن سر پا نگه میدارند. این ترکیبات بیکار نمینشینند و مأموریتهای حیاتی و متنوعی از کنترل التهاب و مبارزه با میکروبها گرفته تا مدیریت رشد و بقای سلولها را بر عهده دارند.
همین ویژگیهای کلیدی بود که پای عصارهٔ پستهٔ اصیل ایرانی را به پژوهشهای درمان و مهار سرطان در آزمایشگاه دکتر زارعزردینی کشاند. در این پروژه، پژوهشگران موفق شدند از دل پروتئین پسته، دو پپتید زیستفعالِ کاملاً جدید را بیرون بکشند. نام این ترکیبات تازه را هم به افتخار زادگاهشان، روستای زردین در استان یزد، «Pistacia Zardin1» گذاشتند تا ردپای این منطقه در یک پژوهش بینالمللی ثبت شود.
اما چرا پپتیدها تا این حد برای سرطانشناسان جذاباند؟ جادوی اصلی آنها در قدرت تشخیصشان نهفته است. ایدهٔ محوری این است که این مولکولهای هوشمند بتوانند مرز میان یک سلول سالم و یک بافت سرطانی را درک کنند و رشد تومور را متوقف سازند.
این دقیقاً همان حلقهٔ مفقودهای است که در شیمیدرمانیِ رایج به چشم میخورد؛ جایی که دارو، چشمبسته میتازد و در کنار از بین بردن تومور، به بافتهای سالم اطراف هم آسیب جدی میزند.
با این وجود، رؤیای درمان با پپتیدها یک سد بزرگ به نام «ناپایداری» دارد. این مولکولهای حساس وقتی وارد محیط پیچیده و خشن بدن میشوند، خیلی زودتر از آنچه انتظار میرود تجزیه شده و از بین میروند. حتی اگر جان سالم به در ببرند، رسیدنشان با غلظت کافی به سلول سرطانی تضمینشده نیست. اینجاست که میفهمیم کشف پپتید پسته تنها نیمی از مسیر بوده است؛ نیمهٔ مهمتر ماجرا، پیدا کردن یک حامل امن برای رساندن آنها به خط مقدم نبرد بود.
نقش نانوذرات پروتئینی در رساندن ترکیب به سلول سرطانی
برای عبور از این چالش، محققان تصمیم گرفتند پپتیدهای استخراجشده را در پوششی از نانوذرات پروتئینی محبوس یا اصطلاحاً کپسوله کنند. اگرچه در گزارشهای اولیه از نانوذرات پروتئین سویا نام برده شده بود، اما در مقالهٔ تازهای که نام دکتر زارعزردینی هم در میان نویسندگان آن دیده میشود، پای یک بازیگر جدید به میان آمده است: نانوذرات «زئین»، پروتئینی که از ذرت به دست میآید.
اینکه در نهایت کدام پروتئین، با چه دوز و مکانیزمی قرار است به عنوان داروی نهایی یا یک روش درمانی به دست بیماران برسد، معمایی است که گذر زمان، انتشار دادههای رسمی پتنت و مطالعات بالینیِ پیش رو آن را حل خواهند کرد.
با این حال، نتایج یک پژوهش تازه در سال ۲۰۲۶ امیدواریها را پررنگتر کرده است. وقتی محققان نانوذرات زئینِ حاوی پپتید پسته را در محیط آزمایشگاهی زیر ذرهبین بردند، متوجه شدند این پوششِ نانویی نه تنها پپتیدها را با ظرفیت بالایی حمل میکند، بلکه در محیطهای اسیدیتر که شباهت زیادی به شرایط ریزمحیطهای توموری دارد محمولهٔ دارویی خود را با سخاوت و دقت بیشتری آزاد میکند.
آزمایش روی ردههای سلولی سرطان سنگفرشی سر و گردن هم نتایج هیجانانگیزی به دنبال داشت. این کپسولهای نانویی در مقایسه با زمانی که پپتید به تنهایی رها میشد، توانستند با قدرت بسیار بیشتری بقای سلولهای سرطانی را کاهش دهند.
علاوه بر این، دادهها نشان داد که این ترکیب هوشمند توانسته است شاخصهای مربوط به آپوپتوز یا همان مرگ برنامهریزیشدهٔ سلولی را در قلب تومورها فعال کند؛ اتفاقی که نشان از یک استراتژی دقیق و هدفمند در مهار سرطان دارد.
ثبت اختراع داروی سرطان در کانادا به چه معناست؟
شنیدن اخبار مربوط به ثبت رسمی یک اختراع زیستی در مسیر توسعهٔ داروی نوین ضد سرطان، ذهن را ناخودآگاه به سمت قفسهٔ داروخانهها میبرد؛ اما واقعیت این است که ثبت پتنت در کانادا، تنها یک سپر دفاعی حقوقی برای محافظت از ایده در برابر کپیبرداری و پلی برای جذب سرمایه است، نه یک مجوز درمانی.
باید میان «پتنت حقوقی» و «مجوز پزشکی» خط قرمزی پررنگ کشید. ادارهٔ مالکیت فکری کانادا صرفاً از نوآوری شما محافظت میکند و ارزیابی ایمنی دارو مأموریت آن نیست. هر ترکیب جدید برای رسیدن به بیمار، تازه باید ماراتن نفسگیر دیگری را زیر نظر نهادهای بهداشتی آغاز کند؛ مسیری سختگیرانه که از بررسیهای آزمایشگاهی تا کارآزماییهای پیچیدهٔ انسانی امتداد دارد.
از آزمایشگاه تا بیمار؛ عبور از مرز تیترهای هیجانی
درک فاصلهٔ ظریف میان موفقیت در آزمایشگاه تا رسیدن به تخت بیمارستان، پادزهرِ افتادن در تلهٔ تیترهای هیجانیِ «کشف درمان قطعی سرطان» است. برای اینکه استفاده از پپتیدهای پستهٔ ارزشمند ایرانی به عنوان یک پروتکل رسمی در درمان قطعی سرطان تبدیل شود، راه درازی در پیش است.
پژوهشگران باید از سد سختگیرانهٔ مدلهای حیوانی و انسانی عبور کنند و به پرسشهایی حیاتی پاسخ دهند: این ترکیب چقدر در بدن دوام میآورد؟ آیا به اندامهای سالم آسیب میزند؟ و آیا واقعاً برتری ملموسی نسبت به شیمیدرمانیهای فعلی دارد؟
از طرفی، دنیای سرطانها بینهایت پیچیده است. پپتید «Pistacia Zardin1» در مقطع فعلی، منحصراً روی مهار سرطانهای سلول سنگفرشیِ سر، گردن و فکوصورت تمرکز دارد. بنابراین، تعمیم این موفقیت به درمان تمامی سرطانها، رؤیایی است که اثبات آن به زمان و شواهد بالینیِ بسیار بیشتری نیاز دارد.
همکاری ایران و اسلواکی؛ مسیر یک ایده تا فناوری درمانی
توسعهٔ فناوریهای نوین ضدسرطان معمولاً از ظرفیت یک آزمایشگاه یا حتی یک دانشگاه فراتر میرود. پروژهٔ پپتیدهای استخراجشده از پسته نیز در بستر همکاری علمی دانشگاه میبد ایران و دانشگاه «پاول یوزف شافاریک» در اسلواکی پیش رفته است؛ همکاریای که میتواند دسترسی به تجهیزات تخصصی، تحلیلهای پیشرفتهٔ زیستی و شبکههای پژوهشی بینالمللی را برای تیم تحقیقاتی فراهم کند.
در حوزهٔ زیستفناوری، کشف یک مولکول تنها آغاز مسیر است. تبدیل آن به یک درمان قابلاستفاده، به آزمایشهای دقیقتر، ارزیابیهای ایمنی، زیرساخت تولید، سرمایهگذاری و همراهی شرکتهای دارویی نیاز دارد. از همین منظر، ثبت اختراع در کانادا میتواند نقش مهمی در حفاظت از این فناوری و ایجاد فرصت برای مذاکره با مراکز پژوهشی، سرمایهگذاران و شرکتهای فعال در حوزهٔ دارورسانی نانویی ایفا کند.
دانشمندان ایرانی و کشفی که برای سرطان امیدوارکننده است
فناوری ثبتشده، خواص پستهٔ مغذی ایرانی، نانوفناوری و پروژههای تحولآفرین درمان انواع سرطان را در یک مسیر مشترک قرار داده است؛ دستاوردی که میتواند برای دانشگاه میبد و پژوهشگران ایرانی، نقطهای مهم در توسعهٔ تحقیقات بینالمللی باشد.
با این حال، ارزش نهایی این نوآوری به مراحل بعدی وابسته است: انتشار جزئیات کامل پتنت، تکرار نتایج در آزمایشگاههای مستقل، ارزیابی در مدلهای پیشبالینی و در نهایت، موفقیت در کارآزماییهای بالینی انسانی. تا آن زمان، این فناوری را باید یک گزینهٔ پژوهشی امیدوارکننده در مسیر توسعهٔ داروهای ضدسرطان دانست، نه درمانی که آمادهٔ ورود به بازار یا استفادهٔ عمومی بیماران باشد.
تکمیل مراحل ثبت بینالمللی این اختراع گرانبها در چارچوب فرمولاسیون داروی نوین ضد سرطان در کانادا، بیش از آنکه پایان یک پروژه باشد، میتواند آغاز مرحلهای تازه باشد؛ مرحلهای که در آن اعتبار علمی، سرمایهگذاری، همکاریهای بینالمللی و نتایج بالینی تعیین میکنند آیا پپتیدهای پسته میتوانند از محیط آزمایشگاه به درمانهای واقعی سرطان راه پیدا کنند یا نه.
منبع: پارستودی