با وجود حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و حملات نیروهای ایرانی به کشتیها، زندگی در سواحل جنوبی کشور و جزایر تنگه هرمز ادامه دارد؛ هرچند جنگ رفتوآمد دریایی را خطرناکتر کرده، معیشت ماهیگیران و کارکنان بندر را تحت فشار گذاشته و صنعت گردشگری جزیره هرمز را با رکود روبهرو کرده است. در حالی که نفتکشها در تنگه گرفتار شدهاند و صدای انفجارها همچنان به گوش میرسد، ساکنان این مناطق میکوشند زندگی روزمره خود را حفظ کنند.
تأثیر جنگ بر زندگی مردم جنوب ایران
«کاپیتان فاروق»، ۳۹ ساله، سکان کشتی مسافربری را میچرخاند و در حالی که پایانه مسافربری بندرعباس در دوردست کوچکتر میشود، به چراغهایی نگاه میکند که در تاریکی سوسو میزنند. رادار ناوبری مقابل او هر چند لحظه یکبار صدایی تولید میکند و چراغهای سبز و صورتی آن در تاریکی میدرخشند.
کشتی که حدود ۱۰۰ مسافر دارد و نزدیک به نیمی از ظرفیت آن پر شده است، مسیر خود را به سمت جزیره هرمز ادامه میدهد. فاروق در کابین کشتی، افق تاریک را زیر نظر دارد. سفر از بندر حقانی در سرزمین اصلی ایران تا جزیره هرمز حدود نیم ساعت طول میکشد و هزینه آن ۳۴۰ هزار تومان، معادل حدود یک پوند، است.
او که ۱۸ سال است کاپیتان کشتی است، تنگه هرمز را خانه دوم خود میداند و هنگام ورود به آبهای عمیقتر آرام به نظر میرسد.
فاروق میگوید از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، رفتوآمد کشتیهای مسافربری متوقف نشده است. با این حال، شمار مسافران کاهش یافته و عبور از تنگه خطرناکتر شده است. او طی ماههای گذشته بارها صدای انفجارهایی را از سمت تنگه شنیده است. اما نمیدانسته این صداها ناشی از فعالیت پدافند هوایی است یا حملات نظامی، یا هر دو. آن شب نیز مانند شبهای دیگر، صدای انفجارها بخشی از فضای منطقه است.
داخل کشتی، مسافران هم میگویند به این صداها و تا حدی به خود جنگ عادت کردهاند. بعضی چای مینوشند و سیگار میکشند، عدهای چرت میزنند و برخی دیگر بچههایشان را سرگرم میکنند. هوای داخل کشتی گرم و شرجی است، هوا سنگین شده و بخار روی شیشهها نشسته است.
با وجود برقراری آتشبسی شکننده، برای ساکنان این منطقه ساحلی بهسختی میتوان احساس کرد که جنگ در تنگه هرمز واقعا متوقف شده است.
آسیب به صدها شناور و دشوارتر شدن زندگی ماهیگیران
بر اساس اطلاعات منابع دولتی ایران، حملات به بندرعباس به ۷۶۰ شناور صیادی و تجاری آسیب زده است. فاروق نیز میگوید کشتی مسافربری او هنگام پهلوگیری در بندر بر اثر اصابت ترکش آسیب دید. هرچند خسارت آن بهسرعت تعمیر شد.
از زمان آغاز جنگ در تنگه هرمز، نیروهای ایرانی بارها به شناورهایی حمله کردهاند که قصد عبور از این آبراه را داشتهاند. تنها در هفته نخست اکتبر، دستکم ۱۲ حمله علیه نفتکشها و کشتیهای حامل گاز طبیعی مایع و گاز مایع نفتی گزارش شد. این حملات قیمت نفت را بار دیگر به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند.
در همین حال، با افزایش فشارها بر دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، گمانهزنیهایی درباره بررسی دوباره گزینه حملات نظامی از سوی او مطرح شده است.
اما تأثیر جنگ بر زندگی مردم جنوب ایران، فراتر از تحولات نظامی و نوسانات بازارهای جهانی است. تنگه هرمز برای بسیاری از مردم استان هرمزگان شریان حیاتی زندگی و تأمین معاش به شمار میرود. ماهیگیران، کاپیتانهای کشتی و کارکنان بندر برای گذران زندگی به این آبراه وابستهاند و جنگ، فعالیت روزمره آنها را دشوارتر کرده است.
ماهیگیران دیگر نمیتوانند مانند گذشته به نقاط دورتر دریا بروند. بنادر، هدف حمله قرار گرفتهاند و بسیاری از مردم در ماههای نخست جنگ، برای یافتن امنیت از بندرعباس به روستاهای کوچکتر و دورافتادهتر پناه بردهاند.
«انوار سادات»، ماهیگیر ۳۸ سالهای که در بازار ماهی بندرعباس کار میکند، میگوید کسبوکارش رونق گذشته را ندارد و تأمین هزینههای زندگی روزبهروز دشوارتر میشود. او میگوید: «قایقهای ماهیگیری دیگر نمیتوانند مثل قبل از جنگ آزادانه به دریا بروند و رفتوآمد ما محدود شده است.» سادات اضافه میکند که چند نفر از همکارانش در شهر بر اثر حملات کشته شدهاند.
«عبدالسلام»، رفتگر ۴۵ ساله، نیز از شرایط دشوار روزهای اوج جنگ میگوید. او با اشاره به وضعیت سواحل بندرعباس میگوید: «اینجا جهنم شده بود.» به گفته او، سواحل، بهویژه مناطق نزدیک بندر، در آن دوره از خطرناکترین نقاط بودند. حملات سنگین باعث شد او برای دور ماندن از خطر، تقریبا بهطور کامل کارش را متوقف کند.
جزیره هرمز؛ زندگی با ریتمی متفاوت
با این حال، شرایط در جزیره هرمز متفاوت بوده است. فاروق هنگام هدایت کشتی به سمت بندر کوچک و کمنور جزیره، از این تفاوت میگوید. این آخرین سفر او در آن روز است و پس از پهلو گرفتن کشتی، به خانه بازمیگردد تا شب را در کنار خانوادهاش بگذراند.
جزیره هرمز مدتهاست بهعنوان نوعی «بهشت هیپیها» شناخته میشود. مکانی که بسیاری از ایرانیان آن را فضایی آزاد میدانند. هنرمندان و افراد خلاق از شهرهای بزرگ به این جزیره آمدهاند تا آرامش پیدا کنند. زنان با لباس شنا در آب میروند، نویسندگان و نقاشان فضایی برای فعالیت پیدا میکنند و زندگی در اینجا با سرعت کمتری جریان دارد.
یاشار، موجسوار ۳۵ ساله، این فضا را چنین توصیف میکند: «اینجا عشق و جادو وجود دارد» و زندگی در جزیره «ریتم متفاوتی» دارد. او میگوید جنگ در تنگه هرمز تغییر چندانی در زندگی روزمره جزیره ایجاد نکرده است. هرچند محدودیتهای تازهای اعمال شده و چند حمله نیز رخ داده است که بیشتر زیرساختها را هدف قرار دادهاند.
به گفته یاشار، حدود ۸ هزار نفر از ساکنان جزیره تلاش میکنند از یکدیگر حمایت کنند و حس آزادیای را که هرمز را از دیگر مناطق متمایز کرده است، حفظ کنند. دولت بخشهایی از شمال جزیره را مسدود کرده، اما در مناطق خارج از محدودههای ممنوعه، زندگی همچنان ادامه دارد. یاشار درباره برخورد نیروهای نظامی با ساکنان میگوید: «تا وقتی به شمال نروید، کاری به کارتان ندارند.»
رکود گردشگری و تعطیلی اقامتگاهها
در کنار محدودیتهای ناشی از جنگ در تنگه هرمز، صنعت گردشگری جزیره نیز آسیب شدیدی دیده است.
عمران، راهنمای گردشگری ۴۵ سالهای که ترجیح میدهد فقط با نام کوچک معرفی شود، میگوید: «بخش گردشگری بیشترین آسیب را دیده است.» به گفته او، مهمانپذیرها و اقامتگاههای بومگردی همچنان تعطیلند و رستورانها و بسیاری از کافهها نیز فعالیت نمیکنند. از زمان آغاز جنگ، شمار گردشگران بهشدت کاهش یافته و این مساله ضربه سنگینی به اقتصاد جزیره وارد کرده است. اقتصادی که به گردشگری و ماهیگیری وابسته است و هر دو بخش آن با اختلال روبهرو شدهاند.
عمران میگوید در روزهایی که هوا صاف است و مه کنار میرود، میتوان از ارتفاعات جزیره بخش وسیعی از تنگه هرمز را دید. حتی کوههای خصب در عمان نیز در افق نمایان میشوند.
ساکنان از کوههای بایر جزیره که پوشیده از سنگهای سرخ و سفید است، بالا رفتهاند و گاهی از آنجا تحولات جنگ را در دوردست تماشا کردهاند. نفتکشها همچنان در تنگه گرفتارند و صدای انفجارها مرتب به گوش میرسد.
با این حال، ساکنان میگویند جنگ در تنگه هرمز نتوانسته آنها را از جزیره دور کند.
«خانه و زندگی ما همینجاست»
«خاله کنیز»، نقاش ۶۷ سالهای که در جزیره هرمز به دنیا آمده و بزرگ شده است، وقتی از او میپرسند آیا در آغاز جنگ در ماه فوریه به ترک جزیره فکر کرده بود، میخندد. او میگوید: «چرا باید برویم؟ کجا برویم؟ خانه و زندگی ما همینجاست.»
برای ساکنان سواحل جنوبی ایران، تنگه هرمز تنها یک گذرگاه راهبردی برای تجارت جهانی و انتقال انرژی نیست؛ این آبراه بخشی از زندگی روزمره آنهاست. در حالی که جنگ فعالیتهای اقتصادی را مختل کرده و خطر همچنان وجود دارد، بسیاری از مردم ترجیح دادهاند در خانههای خود بمانند و برای حفظ زندگی و معیشتشان تلاش کنند؛ اینجا خانهی آنهاست!
منبع: دگاردین