از واشینگتن تا تهران، تمام چشمها به بیروت دوخته شده است؛ چرا که تحلیلها نشان میدهد ابعاد مختلف و آیندهی احتمالی جنگ ایران و اسرائیل و همچنین چشمانداز دستیابی به توافقی برای پایان دادن به آن، اکنون به تحولات لبنان بستگی دارد؛ کشوری که جبههی دوم این جنگ منطقهای در آن به صحنهی اصلی نبرد تبدیل شده است. این واقعیت جدید نتیجهی تلاشهای مستمر ایران برای گره زدن سرنوشت این دو درگیری به یکدیگر و حاصل اولویتهای بهشدت متضاد رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر اسرائیل است.
راهبرد جدید تهران و گمانهزنیها درباره آینده جنگ ایران و اسرائیل
تبادل آتش ۱۲ ساعته میان اسرائیل و ایران روز دوشنبه به سختی پایان یافته بود که نقش کلیدی لبنان بار دیگر برجسته شد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران همزمان با اعلام توقف حملات خود علیه اسرائیل، تهدید کرد که اگر اسرائیل حملاتش را به ایران و لبنان (پایگاه قدرتمندترین نیروی نیابتی تهران یعنی حزبالله) متوقف نکند، این حملات موشکی را از سر خواهد گرفت.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، از ارکان کلیدی نیروهای مسلح ایران، روز دوشنبه در بیانیهای اعلام کرد: «تأکید میشود در صورت تداوم تجاوزات و اقدامات خصمانه، از جمله در جنوب لبنان، اقداماتی بهمراتب شدیدتر و کوبندهتر از گذشته در راه خواهد بود.»
اگر ایران این تهدید را عملی کند، دو طرف ممکن است بهزودی بار دیگر وارد رویارویی مستقیم شوند؛ گمانهزنیهایی که پیشبینیها دربارهی آیندهی مبهم جنگ ایران و اسرائیل را وارد فاز جدیدی میکند. این در حالی است که مقامات ارشد اسرائیل پیش از این با رد تلاشهای ایران برای گره زدن این دو جبهه به یکدیگر، متعهد به تشدید حملات علیه حزبالله شده و چندین حملهی هوایی جدید را در جنوب لبنان انجام دادهاند. ایران نهتنها بر پیوند میان این دو جبهه پافشاری میکند، بلکه به نظر میرسد راهبردی را که از زمان توافق بر سر آتشبس با آمریکا در ماه آوریل دنبال کرده، دوچندان تقویت کرده است.
تضاد منافع در جبههی متحدان؛ خطونشانهای ترامپ برای نتانیاهو
روزهای نخست توافق با اختلافات شدیدی همراه بود؛ چرا که بحث بر سر شمول یا عدم شمول طرح آتش بس در لبنان تعابیر متفاوتی را میان طرفین ایجاد کرد. اسرائیل در ابتدا تلاشها برای وادار کردن خود به توقف حملات به همسایهی شمالیاش را رد کرد؛ هرچند مقامات ایرانی و میانجیهای پاکستانی تأکید داشتند که لبنان نیز بخشی از این توافق است. در نهایت، تماس تلفنی دونالد ترامپ با بنیامین نتانیاهو و دستور به او برای تمکین از شرایط تعیینشده برای پذیرش آتش بس در لبنان و توقف درگیریها، مانع از فروپاشی توافق اولیه با تهران شد.
این اولین سیگنال به ایران و کل منطقه بود که نشان میداد ترامپ اجازه نخواهد داد جنگ اسرائیل علیه حزبالله، فرصت پایان دادن به جنگ با ایران را که از نظر اقتصادی و سیاسی هزینهبر شده است، از بین ببرد.
با تشدید آتشباری میان اسرائیل و حزبالله و تهدید اسرائیل به بمباران اهداف حزبالله در بیروت در اوایل ماه جاری، ایران هشدار داد که در صورت حمله به پایتخت لبنان، مذاکرات با آمریکا را تعلیق خواهد کرد. ترامپ که بار دیگر نگران بود دیپلماسی او توسط اسرائیل نقش بر آب شود، در یک تماس تلفنی تند و پر از الفاظ رکیک، نتانیاهو را مجبور کرد تا حملات برنامهریزیشدهی اسرائیل به بیروت را لغو کند؛ دستوری که نتانیاهو در نهایت به آن تن داد.
این آشکارترین نشانه از تضاد منافع ترامپ و نتانیاهو تا به امروز بود. در حالی که ترامپ بهشدت از تجدید جنگ با ایران ابا دارد، نتانیاهو در محافل خصوصی چشمانداز دیپلماسی آمریکا و ایران را رد کرده و خواستار بازگشت به جنگ شده است.
تاثیر محاسبات ژئوپلیتیک بر آینده جنگ ایران و اسرائیل و انتخابات پاییز
هر دو مرد در پاییز امسال با انتخابات روبرو هستند: انتخابات میاندورهای برای ترامپ و انتخابات پارلمانی برای نتانیاهو که تعیین خواهد کرد آیا او در سمت نخستوزیری باقی میماند یا خیر. در آمریکا، قیمت بالای بنزین این درگیری را به یک بارِ سیاسی سنگین برای ترامپ تبدیل کرده است، در حالی که اهداف جنگی محققنشده، تحلیل نحوه پیشبرد و آیندهی این جنگ فرسایشی میان ایران و اسرائیل را به تهدیدی جدی برای سرنوشت سیاسی نتانیاهو تبدیل کرده است.
از منظر ژئوپلیتیک نیز اسرائیل با تهدید بسیار بزرگتر از سوی یک ایران و حزبالله شکستناپذیر و احتمالاً جسورتر مواجه است، در حالی که منافع ایالات متحده بیشتر معطوف به نگرانیهای اقتصادی ناشی از انسداد احتمالی تنگهی هرمز توسط ایران است.
چرخهی تکراری تنش
ایران هفتهی گذشته بهسرعت از این شکاف بهرهبرداری کرد. هنگامی که اسرائیل هشدار داد حملات راکتی حزبالله به شمال اسرائیل موجی از حملات به بیروت را در پی خواهد داشت، ایران بار دیگر ریسک بازی را بالا برد و تهدید کرد که در تلافی، به اسرائیل حمله خواهد کرد.
مقامات اسرائیلی بدون توجه به این هشدارها، از پذیرش خط قرمز جدید ایران سر باز زدند و مصمم به حفظ آزادی عمل خود علیه حزبالله شدند. نتانیاهو نیز که به دیپلماسی آمریکا بیاعتماد و مشتاق بازگشت به جنگ بود، عملاً نقشهی راهی برای بازگشت به درگیری علنی با ایران پیدا کرد.
بنابراین، وقتی حزبالله صبح روز یکشنبه دو راکت به سمت شمال اسرائیل شلیک کرد که هر دو رهگیری شدند، نتانیاهو بلافاصله حملات به بیروت را تصویب کرد و ظرف چند ساعت، ایران اولین موشکهای بالستیک خود را از زمان اجرایی شدن آتشبس آوریل به سمت اسرائیل شلیک کرد.
ترامپ بار دیگر مجبور به مداخله شد تا تلاش کند از تلافیجویی اسرائیل علیه ایران جلوگیری کند (که البته ناموفق بود) و در نهایت آن را محدود سازد؛ چرا که او مایل نبود دیپلماسیاش با ایران، که بار دیگر اصرار دارد در مراحل پایانی خود قرار دارد، از ریل خارج شود. این چرخهای است که به نظر میرسد با توجه به موانع متعدد در مسیر تثبیت آتش بس در لبنان و اصرار بر خط قرمزهای جدید، همچنان در منطقه تکرار شود.
لبنان؛ حلقهی اصلی بازگشت تنش
دیپلماسی میان اسرائیل و لبنان که هدف آن خلع سلاح حزبالله، توقف حملات اسرائیل به خاک لبنان و در نهایت خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان است، کاملاً به همکاری حزبالله بستگی دارد. آخرین توافق اسرائیل و لبنان از حزبالله میخواست که حملات خود به اسرائیل را متوقف کرده و نیروهای نظامی خود را از جنوب لبنان عقب بکشد؛ توافقی که حزبالله با رد آن، خواستار خروج کامل نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان شده است.
آیا ارتش پاکستان به جنوب لبنان میرود؟
در اسلامآباد، جایی که چندین دور مذاکرات میان آمریکا و ایران در آن برگزار شده است، چشمها بیش از پیش به لبنان دوخته شده است. ارتشبد «عاصم منیر»، فرمانده ارتش پاکستان و میانجی کلیدی این گفتگوها، روز جمعه با فرمانده کل ارتش بحرانزدهی لبنان دیدار کرد؛ نیرویی که وظیفهی خلع سلاح حزبالله و تضمین عدم بازگشت نیروهای آن به جنوب لبنان به آن واگذار خواهد شد.
مقامات نظامی پاکستان تنها به این نکته بسنده کردند که دو طرف دربارهی «تقویت روابط دوجانبه» گفتگو کردهاند، اما یک منبع منطقهای آگاه اعلام کرد که «رایزنیهایی» نیز دربارهی کمک نظامی پاکستان به ارتش لبنان در جنوب این کشور، که پایگاه اصلی حزبالله است، جریان دارد.
این یک اعتراف کوچک اما معنادار از سوی یک میانجی کلیدی است؛ اعتراف به اینکه حل معمای دیپلماسی آمریکا و ایران تنها نیازمند توافق بر سر برنامهی هستهای، تنگهی هرمز و داراییهای مسدود شدهی ایران نیست، بلکه لبنان نیز تکهای کلیدی و جداییناپذیر از این پازل است.
منبع: ادیشن