این شوکی است که شاید دونالد ترامپ ترجیح بدهد به شهروندانش وارد نکند. اگر روزی در آیندهای نزدیک، آنها با خبر حمله آمریکا به ایران و شروع جنگ جدید از خواب بیدار شوند، رئیسجمهور در کشوری که کمکم از افراطگریهای او خسته به نظر میرسد، دست به قمار بزرگی زده است.
فشار داخلی و قمار خارجی ترامپ
نظرسنجیها نشان میدهند که رایدهندگان به شدت نگران اقتصاد و مشکلات خود در تامین هزینهی غذا و مسکن هستند. با این حال، ترامپ سال را با تمرکز بر تقریبا هر چیز دیگری آغاز کرد. او یک دیکتاتور ونزوئلایی را سرنگون کرده، ماموران فدرال را برای موج اخراج پناهجویان به مینهسوتا فرستاده که منجر به کشته شدن دو شهروند شده و بار دیگر در حال بدگویی از سیستم انتخاباتی است.
او همچنین به استفاده از پتک نظامی علاقهمند شده است. او در اولین سال بازگشت به قدرت، به سایتهایی در ایران، عراق، یمن، سوریه، نیجریه، ونزوئلا و قایقهای مظنون به حمل مواد مخدر در اقیانوس آرام و دریای کارائیب حمله کرده است.
همزمان با آغاز مذاکرات روز جمعه در عمان میان مقامات واشینگتن و تهران، تهدیدهای او برای مجازات ایران به دلیل سرکوب معترضان و جلوگیری از احیای برنامه هستهای، بیش از پیش جدی به نظر میرسد.
محبوبیت رو به افول و محاسبات انتخاباتی
اما با کاهش نرخ محبوبیت به زیر ۴۰ درصد، آن هم در سال انتخابات میاندورهای که از همین حالا برای جمهوریخواهان تیره و تار به نظر میرسد، ترامپ باید موقعیت متزلزل داخلی خود را در کنار پرسشهای نظامی بسیار دشوار در مورد ایران در نظر بگیرد. ترامپ معتقد است که بیثباتی و پیشبینیناپذیری او فضای مذاکرهاش را گستردهتر میکند. با این حال، در بحبوحهی بحران جدید ایران، دشوار میتوان دید که او چگونه با نوعی پیروزی قاطع و آسان که تشنهی آن است، از این وضعیت خارج میشود.
رئیسجمهور متقاعد شده است که رهبران جمهوری اسلامی برای جلوگیری از احتمال حمله آمریکا به ایران، خواهان یک معامله هستند. او نیروی دریایی قابل توجهی را در منطقه جمع کرده و گزینههای نظامی برای وارد کردن ضربهای سهمگین در اختیار دارد. این آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه، به دیپلماسی سختگیرانهی او قدرت بخشیده است.
ایرانیها ممکن است دیگر نتوانند روی لحظهی عقبنشینی ترامپ موسوم به TACO حساب کنند. تهاجم جهانی ترامپ، خط قرمزها را تثبیت کرده است. او در دورهی اول خود اقدام جسورانهای برای ترور «قاسم سلیمانی»، فرماندهی نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در عراق، انجام داد. در دورهی دوم نیز، بمبافکنهای ایالات متحده را به یک سفر متهورانه دور دنیا فرستاد تا سایتهای هستهای ایران را درهم بکوبند.
ترامپ همچنین بیش از هر رئیسجمهور دیگری در قرن بیست و یکم، در سیاست داخلی ایران دخالت کرده و به رژیم مذهبی در مورد عواقب ادامهی حملات به شهروندان خود پس از سرکوب وحشیانهی ماه گذشته (که هزاران نفر در آن کشته شدند) هشدار داده است. به طور خلاصه، ترامپ اعتبار شخصی و ژئوپلیتیک عظیمی را در آخرین آزمون ارادهی خود با رهبران تهران به خطر انداخته است.
چرا ایران در موقعیتی شکننده قرار گرفته است؟
شاید برای ترامپ منطقی باشد که از این فرصت کمیاب استفاده کند؛ ایران در تقابل ۴۵ سالهی خود با ایالات متحده هرگز تا این حد ضعیف نبوده است:
- آیندهی نظام انقلابی به دلیل بحران جانشینی که هالهی ماندگاری آن را از بین برده، تیره و تار است. آیتالله علی خامنهای سالخورده نمیتواند برای همیشه ادامه دهد.
- بحران مشروعیت سیاسی آن هرگز تا این حد شدید نبوده است. ناامیدی و بیپناهی مطلق، معترضان را در میان کمبود غذا و آب و شرایط سخت اقتصادی به خیابانها کشانده است.
- نیروهای نیابتی منطقهای جمهوری اسلامی – از جمله حماس در غزه و حزبالله در لبنان که زمانی بیمهنامهای در برابر حملات خارجی بودند – در جنگ با اسرائیل ویران شدهاند.
وسوسهی فرصت تاریخی برای واشینگتن و تلآویو
این سه عامل، منطقی برای حمله آمریکا به ایران ایجاد میکند. شاید هیچ زمانی بهتر از این برای واشینگتن نباشد که رژیمی را سرنگون کند که دههها سیاست خاورمیانهای آمریکا را تحتالشعاع قرار داده است. همچنین متحدانش را تهدید کرده و بسیاری از آمریکاییها را در حملات تروریستی و از طریق شبهنظامیان در جریان جنگ عراق کشته است.
اگر ترامپ موفق میشد با شکست دادن یکی از سرسختترین دشمنان آمریکا، به دستاوردی فراتر از روسایجمهور کارتر، ریگان، بوش، کلینتون، بوش پسر، اوباما و بایدن دست یابد، جایگاهی انکارناپذیر در تاریخ کسب میکرد. با توجه به وسواس رئیسجمهور فعلی نسبت به میراث خود، موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران باید چشماندازی وسوسهانگیز باشد.
قدم بعدی ترامپ در برابر ایران چیست؟
در دولتی که تمام محدودیتها برای اقدامات ریاستجمهوری برداشته شده است، همه چیز ممکن است به غرایز ترامپ بستگی داشته باشد. «کریم سجادپور»، کارشناس مسائل ایران در موسسهی «کارنگی»، به سیانان گفت: «مهمترین تصمیمات آنهایی هستند که در ذهن پرزیدنت ترامپ میگذرند.» او افزود: «اگر به سوابق او نگاه کنید، او سه بار با ایران قمار کرد؛ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای خارج شد. در سال ۲۰۲۰ قاسم سلیمانی را ترور کرد و در ژوئن گذشته سایتهای هستهای آنها را بمباران کرد. او معتقد است که تمام این تصمیمات درست بوده است. درنتیجه اکنون ایران ضعیفتر از گذشته است چون پدافند هوایی ندارد.»
سجادپور ادامه داد: «فکر میکنم این بستر، در کنار این واقعیت که رهبری ایران همچنان او را تحقیر میکند و این حقیقت که معاملهی بزرگی در کار نیست، شرایط را پیچیده میکند. هیچ لحظهای شبیه به سفر «نیکسون» به چین (برای عادیسازی روابط) وجود ندارد. اگر او پیش از این گفته است که در ژوئن گذشته برنامهی هستهای ایران را نابود کرده، برای من روشن نیست که چگونه دستیابی به یک توافق هستهای دیگر، نتیجهای خواهد بود که او به دنبالش است.»
ریسک حمله آمریکا به ایران فراتر از ونزوئلاست
با این حال، حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران با ریسکهای قابل توجهی همراه است. چه از نظر عملیاتی و چه از منظر پیامدهای سیاسی پس از آن. هرگونه تلاش برای حذف رهبران جمهوری اسلامی یا تضعیف ساختار نظامی سپاه و بسیج، به احتمال زیاد مستلزم یک کارزار هوایی چندروزه خواهد بود.
تلاش برای کاهش توانایی ایران در سرکوب اعتراضات جدید، خطر بالای تلفات غیرنظامی را به همراه دارد. زیرا بسیاری از ابزارهای سرکوب در مناطق غیرنظامی مستقر هستند. بدون در نظر گرفتن گزینهی غیرقابل تصور تهاجم زمینی گسترده، چنین تلاشی تا چه حد میتواند موثر باشد، آن هم زمانی که سرکوبهای اخیر با خشونتهای خیابانی و تنبهتن انجام شده است؟
ایران، عراق نیست
ایران، مهد تمدن باستان پارس، منسجمتر از عراق است و کمتر از آن دچار شکافهای فرقهای است. عراقی که پس از تهاجم آمریکا در سال ۲۰۰۳ متلاشی شد. با این حال، هیچکس نمیخواهد تأثیر خلأ قدرت در صورت سقوط دولت را، آن هم در نبود مسیری روشن برای بازگشت به دموکراسی، آزمایش کند.
همچنین حملات کوتاه و صاعقهواری از نوعی که ترامپ ترجیح میدهد و با شعار جنبش ماگا (MAGA) مبنی بر پرهیز از ورود به باتلاقهای خارجی در تضاد نیست، ممکن است برای سرنگونی رژیم مذهبی تهران کافی نباشد. در مقابل، یک درگیری نظامی طولانیتر با پیامدهای نامشخص میتواند اعتماد آمریکاییها به رئیسجمهورشان را بهشدت به چالش بکشد. جنگی که به بیراهه برود، قادر است جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای نوامبر با شکست جدی مواجه کند.
از زمان سرنگونی نیکلاس مادورو در ماه گذشته و آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه، نوعی غرور کاذب در کاخ سفید شکل گرفته است. با این حال، کشته شدن شمار زیادی از نظامیان آمریکایی در جنگ با ایران میتواند بخش بزرگی از قدرت و مشروعیت دوره دوم ترامپ را از میان ببرد.
نگرانی متحدان عرب از تبعات حمله آمریکا به ایران
در هفتههای اخیر، نشانههایی مشاهده شده که متحدان عرب آمریکا در خلیجفارس — که ترامپ با آنها روابط نزدیکی دارد — از پیامدهای احتمالی حمله آمریکا به ایران نگران هستند. ممکن است ایران دست به حملات موشکی کوتاهمدت بزند؛ همچنین تهران میتواند تلاش کند زیرساختهای نفتی منطقه را فلج کند. همچنین ناآرامیهای طولانیمدت، منطقهای را که اکنون به سمت فرصتهای سودآور مانند هوش مصنوعی و گردشگری حرکت میکند، دچار تکانهای جدی کند.
برخی از همسایگان ایران نیز میترسند که در صورت کشته شدن آیتالله خامنهای، هرج و مرج به وجود آید. زیرا این کشور بیش از ۴۰ سال است چیزی جز خشونت از سوی حکومت تجربه نکرده است. احتمال دیگر این است که به جای روحانیون، یک رژیم سکولار اما به همان اندازه بیرحم روی کار آید که به دنبال بازسازی تهدیدهای منطقهای ایران باشد.
چرا دیپلماسی هم ممکن است جواب ندهد
تمام اینها استدلالی است برای عقبنشینی از لبهی پرتگاه. با این حال، پس از هفتهها لفاظی تهدیدآمیز ترامپ و آرایش نظامی گسترده آمریکا در خاورمیانه، تصمیم به عدم حمله به ایران میتواند اعتبار بینالمللیای را که رئیسجمهور با حملات به سایتهای هستهای در سال گذشته و یورش غافلگیرکننده به ونزوئلا کسب کرده بود، به خطر بیندازد.
آیا ترامپ در قبال مردم ایران که در آرزوی آزادی هستند، تعهدی ندارد؟
پیشینیان ترامپ از تشویق به ضدانقلاب در ایران خودداری میکردند. زیرا میترسیدند این اقدام بهانهای برای سرکوب شدیدتر تظاهرکنندگانی شود که به عنوان عوامل آمریکا دیده میشدند. ترامپ اما چنین تردیدی نداشت و سوگند او مبنی بر آمادگی ایالات متحده برای مجازات تهران، احتمالاً افراد بیشتری را به خیابانها کشانده است. اگر رئیسجمهور این مسیر را ادامه ندهد، رهبران ایران ممکن است در قیام بعدی حتی کمتر در اعمال خشونت هولناک علیه شهروندان خود تردید کنند.
با توجه به پیچیدگی معادله نظامی، واضح است که دولت راه خروج دیپلماتیک را نبسته است. با این حال، تصور معاملهای که رئیسجمهور به ایران پیشنهاد دهد و آنها حاضر به پذیرش آن باشند — و بالعکس — دشوار است.
«مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه، پیش از گفتگوها در عمان اهداف ایالات متحده را تشریح کرد. او گفت: «مطمئن نیستم که بتوان با این افراد به توافق رسید، اما خواهیم دید.» روبیو تأکید کرد که دولت میخواهد بر برنامه هستهای ایران، طیف وسیعی از موشکهای بالستیک، حمایت از سازمانهای تروریستی و نحوه رفتار با مردمش تمرکز کند.
بر اساس گزارش سیانان، ایران تنها علاقهمند به بحث درباره برنامه هستهای خود است. جای تعجب نیست، زیرا هر توافقی که تهدید موشکی آن را محدود کند، تواناییاش برای بازدارندگی در برابر حملات آینده آمریکا و اسرائیل را از بین میبرد.
گزینهی توافق حداقلی و خطر نمایش پیروزی مصنوعی
یک گزینه برای ترامپ این است که یک توافق ابتدایی امضا کند و آن را به عنوان یک پیروزی بزرگ جلوه دهد. این فروشنده بزرگ، پیش از این نیز چنین کاری انجام داده است. این اقدام ممکن است رایدهندگان خسته از جنگ را آرام کند، اما پیامی روشن از عقبنشینی به دشمنان ایالات متحده میفرستد. همچنین چهره مرد قدرتمند جهانی او را مخدوش میکند. به ویژه در شرایطی که آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه همچنان گسترده و قدرتمند باقی مانده است.
در مقابل، تهران میتواند همان کاری را انجام دهد که همیشه انجام میدهد: محدودیتهای توافق را آزمایش کرده و منتظر پایان دوره ریاستجمهوری رئیسجمهور بعدی آمریکا بماند. مردم ایران، که ترامپ همین چند هفته پیش وعده کمک به آنها را داده بود، در حالی که تمام امیدهایشان از بین رفته، همچنان زیر فشارهای حکومت گرفتار خواهند ماند.
منبع: سیانان
