صدای به هم خوردن زنجیرهای پابند در راهروهای سرد دادگاه فدرال منهتن، سکوت سنگین حاکم بر اتاق را شکست. «نیکلاس مادورو»، مردی که تا چند روز پیش سکان قدرت را در ونزوئلا در دست داشت، اکنون با لباس زندان به رنگ آبی و نارنجی و در میان حلقهای از مأموران فدرال، در برابر قاضی «آلوین هلرستین» ایستاده بود. این صحنهی خیرهکننده، آغازگر یکی از پیچیدهترین و جنجالیترین پروندههای جنایی و سیاسی در تاریخ معاصر ایالات متحده است؛ پروندهای که نه تنها سرنوشت یک رئیسجمهور، بلکه مرزهای حقوق بینالملل را نیز به چالش میکشد.
از کاخ کاراکاس تا دادگاه فدرال منهتن: جزئیات عملیات ربایش
ماجرا از سحرگاه شنبه آغاز شد؛ زمانی که حدود ۱۵۰ هواپیمای نظامی و یگانهای نیروهای ویژهی ایالات متحده در عملیاتی غافلگیرانه و از پیش برنامهریزی شده، به اقامتگاه مادورو در کاراکاس یورش بردند. این عملیات که همزمان با حملات موشکی به پایگاههای نظامی ونزوئلا انجام شد، منجر به دستگیری مادورو و همسرش، «سیلیا فلورس» شد.
مادورو در اولین دقایق حضورش در دادگاه فدرال منهتن، با لحنی آرام اما قاطع به زبان اسپانیایی گفت: «من نیکلاس مادورو، رئیسجمهور قانونی ونزوئلا هستم. من از تاریخ ۳ ژانویه در خانهام ربوده شدهام و اکنون یک اسیر جنگی هستم.» قاضی «هلرستین» ۹۲ ساله اما بلافاصله سخنان او را قطع کرد و تأکید کرد که «زمان و مکان مناسب برای بحث دربارهی این مسائل» در آینده فراهم خواهد شد.
پروندهی سنگین مادورو: سایهی حبس ابد بر سر «کارتل خورشیدها»
کیفرخواست تنظیم شده علیه مادورو، تصویری هولناک از یک دولت-کارتل را ترسیم میکند. او با چهار عنوان اتهامی اصلی روبروست: ۱. توطئه برای تروریسم مواد مخدر (Narco-terrorism) ۲. توطئه برای واردات کوکائین به ایالات متحده ۳. نگهداری مسلسل و ادوات تخریبی ۴. توطئه برای نگهداری سلاحهای جنگی
دادستانها مدعیاند که مادورو، رهبری گروهی موسوم به «کارتل خورشیدها» را بر عهده داشته و با گروههای شبهنظامی مانند «فارک» در کلمبیا و کارتلهای مکزیکی چون «سینالوآ» و «زتاس» تبانی کرده است. در این کیفرخواست، جزئیات تکاندهندهای از نقش مستقیم او در قاچاق مواد مخدر آمده است؛ از جمله اپیزودی در سال ۲۰۱۳ که در آن مادورو به همدستانش هشدار داده بود که بارگیری بیش از یک تن کوکائین در یک پرواز تجاری به مقصد پاریس ریسک بالایی دارد. این پرواز در نهایت توسط پلیس فرانسه توقیف شد. هر یک از این اتهامات به تنهایی میتواند منجر به حکم حبس ابد شود.
فریاد بیگناهی در برابر اتهامات سنگین تروریسم
مادورو در پاسخ به لیست بلندبالای اتهامات که توسط قاضی قرائت شد، با لحنی صریح گفت: «من بیگناهم. من یک مرد شریف هستم و هیچ کدام از این اتهامات را نمیپذیرم.» او رسما در برابر تمامی بندهای کیفرخواست، از جمله نگهداری مسلسل و توطئه برای قاچاق کوکائین، ادعای بیگناهی کرد. این اقدام مادورو نشاندهندهی آغاز یک نبرد حقوقی طولانی است. چرا که او ترجیح داده به جای معامله با دادستانها، پرونده را به مرحلهی محاکمه و حضور در پیشگاه هیات منصفه بکشاند.
«سیلیا فلورس» نیز که در کنار همسرش نشسته بود، با صدایی آرام اما لرزان، اتهامات خود را رد کرد. او گفت: «من کاملا بیگناه هستم.» او که به دلیل جراحاتش به سختی سخن میگفت، مانند همسرش از اعتراف به گناه خودداری کرد تا وکلایشان بتوانند در ماههای آینده مشروعیت کل عملیات بازداشت را در صحن دادگاه به چالش بکشند.
جراحات سیلیا فلورس و وضعیت جسمانی متهمان
در حالی که مادورو تلاش میکرد چهرهای استوار از خود نشان دهد، وضعیت همسرش «سیلیا فلورس» (۶۹ ساله) توجه رسانهها را جلب کرد. او با باندهایی بر روی پیشانی و شقیقه در دادگاه فدرال منهتن حاضر شد. وکلایش اعلام کردند که او در جریان عملیات بازداشت دچار جراحات جدی از جمله شکستگی احتمالی دندهها شده است. وکلای مدافع خواستار معاینات پزشکی فوری و عکسبرداری ایکس برای او شدند. مادورو نیز در طول جلسهی ۳۵ دقیقهای، بارها با نگرانی به همسرش نگاه میکرد که برای نشستن و بلند شدن به کمک مأموران نیاز داشت. او در طول دادرسی با دقت روی یک دفترچهی زرد یادداشتبرداری میکرد. او در پایان از قاضی اجازه خواست تا این نوشتهها را با خود به سلولش ببرد.
شبکهی گستردهی متهمان و جوایز میلیونی آمریکا
پروندهی مادورو تنها به او و همسرش محدود نمیشود. پسر او، «نیکلاس ارنستو مادورو گوئرا» که با نام «نیکلاسیتو» شناخته میشود، نیز در این کیفرخواست متهم شده است. نیکلاسیتو که همچنان در ونزوئلا حضور دارد، روز دوشنبه در کاراکاس ظاهر شد و بازداشت والدینش را یک «تهدید مستقیم برای ثبات سیاسی جهان» نامید. علاوه بر خانوادهی مادورو، چهرههای کلیدی دیگری چون «دیوسدادو کابیو روندون» (مرد شماره دو سابق دولت) و «هکتور روستنفورد گررو فلورس»، رهبر گروه تبهکار مخوف «ترن د آراگوا» نیز متهم شدهاند. دولت آمریکا برای هرگونه اطلاعاتی که منجر به دستگیری این افراد شود، پاداشهای نقدی سنگینی تعیین کرده است.
مصونیت دیپلماتیک یا بازداشت غیرقانونی؟
«باری پولاک»، وکیل سرشناس مادورو که سابقهی وکالت «جولیان آسانژ» را نیز در کارنامه دارد، خطوط اصلی دفاعیهی خود در رابطه با پروندهی مادورو را ترسیم کرده است. وکلای مادورو قصد دارند مشروعیت دادگاه را از دو جهت زیر سؤال ببرند:
مصونیت سران کشورها: آنها استدلال میکنند که طبق قوانین بینالمللی، مادورو به عنوان رئیسجمهور یک کشور دارای حاکمیت، از مصونیت قضایی برخوردار است.
ربایش نظامی: تیم دفاعی قصد دارد بازداشت مادورو در خاک یک کشور خارجی را «آدمربایی» توصیف کرده و با استفاده از تاکتیک «باجخواهی خاکستری » (Graymailing)، دولت آمریکا را وادار کند میان افشای اسناد فوقسری امنیتی یا رها کردن پروندهی مادورو، یکی را انتخاب کند.
با این حال، دادستانها بر این باورند که چون ایالات متحده از سال ۲۰۲۴ مادورو را به عنوان رهبر مشروع به رسمیت نمیشناسد، او فاقد مصونیت دیپلماتیک است. این جدال یادآور پروندهی «مانوئل نوریگا» است که در نهایت منجر به محکومیت ۴۰ سالهی او شد.
واکنشهای داخلی و بینالمللی: ونزوئلا در آستانهی انفجار
در کاراکاس، «دلسی رودریگز»، معاون مادورو، بلافاصله به عنوان رئیسجمهور موقت سوگند یاد کرد. از سوی دیگر، «ماریا کورینا ماچادو»، رهبر اپوزیسیون و برندهی جایزهی صلح نوبل، این اقدام آمریکا را «گامی بزرگ برای آزادی و کرامت انسانی» خواند. همچنین اعلام کرد در اولین فرصت به ونزوئلا بازخواهد گشت. اما در سطح جهانی، شکاف عمیقی نمایان شده است. روسیه و چین این اقدام را محکوم کردهاند، در حالی که دونالد ترامپ با لحنی تند هشدار داده است: «اگر آنها درست رفتار نکنند، ضربهی دوم را وارد خواهیم کرد.» او حتی به امکان عملیاتهای مشابه در کلمبیا، کوبا و مکزیک و ایران اشاره کرده است. همچنین موضوع خرید گرینلند را نیز دوباره پیش کشیده است.
چشمانداز آینده: نبردی که سالها به طول میانجامد
کارشناسان حقوقی معتقدند که پروندهی مادورو به دلیل حجم عظیم اسناد و نیاز به بررسی اطلاعات طبقهبندی شده، مسیری بسیار طولانی را پیش رو دارد. جلسهی بعدی دادگاه برای ۱۷ مارس (۲۶ اسفند) تعیین شده است. تا آن زمان، مادورو و همسرش در بازداشتگاه فدرال باقی خواهند ماند. فارغ از نتیجهی نهایی، این دادگاه نمادی از دوران جدیدی در سیاست خارجی آمریکا و برخورد با رهبران مخالف در نیمکرهی غربی است؛ دورانی که در آن مرز بین «قانونگذاری بینالمللی» و «عملیات نظامی» بیش از هر زمان دیگری محو شده است.
