روز دهم فوریه ۲۰۲۶، شهر کوچک و آرام تامبلر ریج در شمال بریتیش کلمبیا با فاجعهای روبهرو شد که هیچکس در این جامعه ۲۴۰۰ نفری تصورش را نمیکرد. تیراندازی مرگبار در دبیرستان این شهر، جان شش کودک و دو بزرگسال را گرفت و روان ساکنان را بهشدت زخمی کرد. مهاجم، نوجوانی ۱۸ ساله به نام «جسی ون روتسلار» بود که پس از کشتن مادر و نابرادریاش، راهی مدرسه شد و دست به یکی از مرگبارترین تیراندازیهای تاریخ آموزشوپرورش کانادا زد.
از لحظههای ساده تا بحرانهای پنهان
شهر تامبلر ریج، شهری است که در سال ۱۹۸۱ برای اسکان کارگران معادن زغالسنگ ساخته شد؛ شهری جوان در دل کوههای راکی که بعدها به مقصدی برای دوستداران طبیعت و ماجراجویی بدل شد.
اما در روز حادثه، سکوت و زیبایی این منطقه کوهستانی به جهنمی از ترس و خون تبدیل شد. حوالی ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر بهوقت محلی، پلیس گزارش «تیراندازی فعال» در دبیرستان شهر را دریافت کرد. نیروهای RCMP تنها دو دقیقه بعد در محل حاضر شدند. اما برای بسیاری از قربانیان، خیلی دیر بود.
روایت شاهدان از تیراندازی در تامبلر ریج
شاهدان میگویند صدای نخستین گلولهها مانند پژواکی نامفهوم از دور به گوش رسید. «جارباس نورونیا»، معلم مکانیک دبیرستان، در حال تدریس بود که یکی از شاگردانش خبر تیراندازی را آورد.
او ابتدا تصور کرد شوخی است. اما با به صدا درآمدن آژیر هشدار، به سرعت درِ کارگاه را قفل کرد و با کمک دانشآموزان میزها را برای ایجاد سد در برابر در چیدند. آنها نقشه فرار از درِ پشتی کارگاه را آماده کردند.
نورونیا بعدها گفت: «تنها فکر من این بود که این ۱۵ دانشآموز را زنده بیرون ببرم.»
دانشآموزان هم با ترس و اضطراب، اما منسجم و خونسرد رفتار کردند. «داریان کوئیست»، دانشآموز سال آخر، گفت: «سعی میکردیم شوخی کنیم تا نترسیم. همهمان احساس میکردیم در صحنهای از تلویزیون قرار گرفتهایم، نه واقعیت زندگی.»
وحشت و واقعیت تلخ
پلیس پس از ورود به ساختمان با صحنهای وحشتناک روبهرو شد: پنج دانشآموز بین ۱۲ تا ۱۳ سال و یک دستیار آموزشی ۳۹ ساله در کلاسها و راهروها جان باخته بودند. دقایقی بعد مشخص شد مهاجم که عمدتاً قربانیان را میشناخت، خودکشی کرده است.
جسی ون روتسلار مظنون حادثه تیراندازی در تامبلر ریج پیش از آمدن به مدرسه، مادر و نابرادریاش را نیز در خانه به قتل رسانده بود. انگیزه او هنوز در حال بررسی است. اما مقامهای محلی از مشکلات روحی و انزوای اجتماعی او سخن گفتهاند.
شهر کوچک تامبلر ریج در ماتم
سه روز پس از حادثه تیراندازی در تامبلر ریج، در سرمای زمستان شمال بریتیش کلمبیا، صدها نفر در میدان اصلی شهر گرد هم آمدند تا یاد هشت جان ازدسترفته را گرامی بدارند.
در این مراسم، «الدر جورج دشارله» از ملت فِرستنِیشنِ «وست موبِرلی»، پیش از دعا گفت: «اکنون زمانیست که باید دست در دست هم بگذاریم.»
نخستوزیر، رهبر اپوزیسیون و فرماندار کل کانادا در کنار مردم محلی ایستاده بودند؛ دست در دست، در سکوت و دعا.
دشارله با صدای سوزناک خود سرودی سنتی خواند، برای آنها که رفتهاند و آنها که ماندهاند تا راهی برای التیام بیابند.
تمرکز بر زخمهای باز، نه سیاست
در روزهای پس از حادثه تیراندازی در تامبلر ریج، بحثهای گستردهای درباره کنترل سلاح و امنیت مدارس بالا گرفت. اما گروهی از کنشگران اجتماعی خواستار تمرکز بر قربانیان و بازماندگان حادثه شدند، نه موضوعات سیاسی.
آنها گفتند: «اگر میخواهیم جلوی تکرار چنین فجایعی را بگیریم، باید ابتدا درد انسانی آن را بفهمیم.»
شجاعت در دل تاریکی
روایت معلمان و دانشآموزان از لحظات تیراندازی در تامبلر ریج، تصویری از شجاعت در دل وحشت است.
نورونیا با خونسردی، نقش قهرمان محافظ را ایفا کرد. او میگوید هنوز صحنهها را از ذهنش پاک نکرده اما به شجاعت شاگردانش افتخار میکند: «رفتار آنها حیرتانگیز بود. انگار در میان تاریکی، شعلهای کوچک از امید بودند.»
تامبلر ریج؛ نماد زخم و بازسازی
تامبلر ریج، شهری که زمانی با کشف ردپای دایناسورها در دهه ۹۰ میلادی به شهرت رسید، حالا خود با فاجعهای انسانی روبهرو است. فاجعهای که تاریخاش را برای همیشه تغییر میدهد.
اما مردمش مصمماند که بمانند و بازسازی کنند. آنها میگویند اجازه نمیدهند هویت شهرشان با این حادثه تعریف شود.
پایان با گل و دعا
روز شنبه، مقابل درختی روبهروی مدرسه، مردم دستهگلها، شمعها و عروسکهای کوچک به یاد قربانیان گذاشتند. برف آرام میبارید و صدای زمزمه مردم شهر با صدای باد در کوهها درهم آمیخته بود.
پدری که دستهگل سرخی در دست داشت، با صدایی لرزان گفت: «ما نمیتوانیم زمان را به عقب برگردانیم، اما میتوانیم عشق را جاودان کنیم.»
شهر تامبلر ریج اکنون با زخم و اندوه زندگی میکند، اما در میان اشکها، نشانههایی از لطف و شفقت انسانی شکل گرفته است؛ همانطور که الدر دشارله گفت: «آنها که رفتهاند، با روحشان بیداری آوردهاند. حالا وظیفه ماست که مسیر شفای خود را بسازیم.»
منبع: سیبیسی

