اقدام برای مسدود کردن موقت جریان انرژی در تنگه هرمز اهرم فشار بزرگی در طول جنگ بود، اما بازی مکرر با یک کارت با ریسک بالایی همراه است.
هشدار مسکو و پکن به زنجیره تامین جهانی
تا همین چند وقت پیش، آلمان بیشتر گاز خود را از روسیه میخرید. ژاپن تقریباً تمام مواد معدنی کمیاب خاکی خود را از چین تأمین میکرد و بیشتر نفت و گاز صادر شده از خاورمیانه نیز از تنگه هرمز عبور میکرد.
سپس روسیه به اوکراین حمله کرد و کوشید از نقش خود به عنوان بزرگترین تأمینکننده گاز طبیعی اروپا به عنوان یک اهرم فشار استفاده کند. از آن زمان، آلمان مسیر خود را به سمت نروژ تغییر داده است. چین نیز در جریان یک مناقشه ارضی، صادرات مواد معدنی کمیاب به ژاپن را قطع کرد؛ از آن زمان ژاپن مصمم شده است تا یک زنجیره تامین مستقل از چین ایجاد کند.
به نظر میرسد ایران همچنان مصمم است از کنترل خود بر یکی از حیاتیترین آبراههای جهان به عنوان اهرم فشار استفاده کند. اما تا چه زمانی میتواند به این کار ادامه دهد؛ پیش از آنکه کشورها به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین و امنتر جهت دور زدن تنگه هرمز بروند؟ آیا این تنگه در نهایت میتواند به یک دارایی رو به زوال تبدیل شود؟
بازی تکراری با مسدود کردن یک اهرم ژئوپلیتیک حساس؛ تنگه هرمز
ایران از جنگ با ایالات متحده و اسرائیل دستکم با یک پیروزی آشکار خارج شده است. این کشور ارزش کنترل خود بر تنگه هرمز را نشان داد؛ آبراهی حیاتی که قبل از آغاز درگیری، حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکرد.
توانایی ایران برای مسدود کردن مسیر رفتوآمد کشتیها از طریق تنگه هرمز (و در نتیجه فلج کردن بخشهایی از اقتصاد جهانی) منبع اصلی اهرم فشار این کشور در طول جنگ بود. بیشتر تحلیلگران بر این باورند همین عامل باعث شد رئیسجمهور «ترامپ» تا این حد بر پایان دادن به درگیری اصرار داشته باشد و در نهایت به توافق آتشبسی تن دهد که به طور گسترده به عنوان توافقی به نفع ایران تلقی شد.
باجخواهی یا دیپلماسی؟ تداوم تنش پس از آتشبس
در هفتههای پس از امضای این توافق، ایران نشان داده است که به استفاده از این تنگه ادامه خواهد داد؛ هم به عنوان اهرم فشار در مذاکرات صلح جاری (ماه گذشته حملات جدیدی را علیه کشتیهای عبوری از تنگه انجام داد) و هم به عنوان یک منبع درآمد. هفته گذشته گزارش شد که ایران و عمان در حال پیشبرد طرحهایی برای دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از این آبراه هستند. این یعنی استفاده بیش از حد و مکرر از یک کارت واحد.
اهمیت تنگه هرمز به موقعیت آن به عنوان یک گلوگاه راهبردی بستگی دارد. کالاهای فوقالعاده مهمی مانند نفت، گاز و کود شیمیایی از آن عبور میکنند و جهان که در طول دههها به آبراههای باز عادت کرده است، در حال حاضر جایگزینهای کمی در اختیار دارد. اما اگر ایران برای مدتی طولانی دردسر ایجاد کند، ممکن است این وضعیت تغییر کند.
پرسشی که اکنون مطرح میشود این است که آیا ایران پس از نمایش خیرهکننده قدرت خود و آسیبپذیری جهانی در سال جاری، میتواند ارزش استراتژیک تنگه را حفظ کند یا اینکه آن را به یک دارایی رو به زوال تبدیل خواهد کرد.
دوراهی ایران: حفظ ارزش تنگه یا تضعیف آن
ایران برای حفظ ارزش این تنگه باید تعادلی چنان ظریف را مدیریت کند که تقریباً شبیه به یک تناقض بیراه حل به نظر میرسد.
«اما اشفورد»، پژوهشگر ارشد مرکز «استیمسون» (یک موسسه تحقیقاتی در واشینگتن) میگوید: «این تنگه تنها زمانی میتواند یک اهرم فشار باشد که ایران نشان دهد در صورت تهدید منافعش، تمایل و توانایی بستن مجدد آن را دارد. اما هر چه کشورهای دیگر بیشتر باور کنند که ایران احتمالاً در آینده دوباره تنگه را خواهد بست، بیشتر روی توسعه مسیرهای جایگزین و موازی سرمایهگذاری خواهند کرد که اهمیت کلیدی تنگه هرمز را کاهش میدهد و این امر ارزش راهبردی آن را تضعیف خواهد کرد.»
آیا ایران میتواند آنقدر به دیگر کشورها اطمینان بدهد که تنگه باز خواهد ماند تا دوباره به آن متکی شوند؟ یا کشورها این دوره را فرصتی برای یافتن مسیرهای جایگزین خواهند دانست (حتی اگر در کوتاهمدت پرهزینه و دشوار باشد) تا در بلندمدت ریسک را کاهش دهند؟ «ویدیا مانی»، کارشناس زنجیرههای تامین جهانی در دانشگاه ویرجینیا، میگوید نشانههایی از سناریوی دوم از همین حالا دیده میشود.
تلاش برای کاهش ریسک و احداث مسیرهای جایگزین برای عبور از تنگه هرمز
مانی گفت انتظار دارد کشورها برای کاهش ریسک و افزایش ذخایر خود، بیشتر به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و سایر منابع نفتی خارج از خاورمیانه بروند. چین پیش از جنگ، با ذخیرهسازی مقادیر زیادی نفت، سپر حفاظتی قابلتوجهی در برابر اختلالات ناشی از اقدامات ایران ایجاد کرده بود. کشورهای دیگر نیز به احتمال زیاد همین روند را دنبال خواهند کرد.
امارات متحده عربی که از قبل برنامههایی را برای راهاندازی مسیرهای جایگزین داشت، به منظور دور زدن پهنه تنگه هرمز در حال سرعت بخشیدن به احداث یک خط لوله جدید است که ظرفیت آن را تا سال ۲۰۲۷ دو برابر خواهد کرد. اتحادیه اروپا نیز در حال بررسی گزینههای خط لوله جدید خود است. عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز انتقال نفت و سایر کالاها را از طریق خشکی آغاز کردهاند تا آنها را از بنادر سوریه صادر کنند.
با این حال، مانی میگوید یافتن جایگزین برای برخی محصولات صنعتی دشوارتر است. کالاهایی مانند نفتا، گاز هلیوم و کود شیمیایی برای تولید به تجهیزات صنعتی سنگین و انرژی زیادی نیاز دارند. فاصله گرفتن از خاورمیانه در این حوزهها مستلزم سرمایهگذاریهای کلان در تأسیسات تولیدی جدید است؛ تغییری که بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از افزایش منابع دیگر انرژی است.
این موضوع به ایران زمان بیشتری میدهد، اما اصل ماجرا تغییری نمیکند؛ گلوگاههایی که سلاح میشوند، برای مدت طولانی گلوگاه باقی نمیمانند و کشورهایی که یک بار مورد باجخواهی قرار گرفتهاند، تمام تلاش خود را میکنند تا اجازه ندهند این اتفاق دوباره تکرار شود.
هزینههای استقلال از زنجیرههای تامین وابسته
پس از دههها جهانیسازی که روند کلی آن به سمت باز بودن مرزها و کاهش موانع بود، کشورها اکنون متوجه خطرات تکیه بر یک سیستم بههمپیوسته شدهاند که میتواند علیه خود آنها استفاده شود. کاهش این وابستگی هزینه دارد: افزایش قیمت سوخت و گرانتر شدن حملونقل.
پیش از جنگ، بسیاری از تحلیلگران باور نداشتند تصمیم ایران برای مسدود کردن آبراه واقعاً در تنگه هرمز عملی شود، زیرا این کار برای خود ایران نیز پرهزینه بود. در جهانی با اصطکاک بیشتر، همه طرفها هزینه میپردازند. اما در جهانی خطرناک، بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که این هزینه ارزش پرداختن دارد.
منبع: نیویورکتایمز