این مقاله با نگاهی تحلیلی به مکانیسمهای روانی و ساختاری «تفتیش عقاید»، به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه گروه تلگرامی یکی از رسانههای فارسی زبان کانادا، آگاهانه یا ناآگاهانه، مخاطب خود را به دوران پیش از روشنگری و قرون وسطایی پرتاب میکند.
انگیزاسیون دیجیتال: چگونه عقل مخاطب به اسارت قرون وسطی درمیآید؟
در نگاه اول، ما در عصر «اطلاعات» و «آزادی بیان» زندگی میکنیم. اما زیر پوست این کلمات مدرن، جریانی در حال رشد است که دقیقاً از متدهای قرن سیزدهم میلادی برای مدیریت افکار عمومی استفاده میکند. متنی که اخیراً دربارهی کارزار علیه یک استاد دانشگاه (نسیم نوروزی) منتشر شده، نمونهای کلاسیک از این بازگشت به عقب است. اما این «عقل قرون وسطایی» چگونه در ذهن مخاطب بازسازی میشود؟
۱. تبدیل «نقد علمی» به «پروندهسازی امنیتی»
در سنت دانشگاهی، پاسخ یک «توییت» یا «نظریه»، یک «مقاله» یا «استدلال متقابل» است. اما این کانال با تشویق مخاطب به امضای پتیشن، از او میخواهد که وارد بازی «حذف» شود.
• تکنیک قرون وسطایی: در قرون وسطی، اگر کسی نظری مخالف ارسطو یا کلیسا داشت، با او بحث نمیکردند؛ بلکه به نهاد قدرت (دادگاه تفتیش عقاید) گزارش میدادند که او «بدعتگذار» است.
• اثر بر مخاطب: مخاطب یاد میگیرد که برای مواجهه با امر مخالف، به جای «فکر کردن»، باید «توسل به قدرت» کند تا آن صدا را خفه کند.
۲. واژگانِ مقدس و واژگانِ ملعون (برچسبزنی)
استفاده از کلماتی مثل «پروپاگاندا» در متن مذکور، دقیقاً کارکرد کلمه «کفر» را در قدیم دارد. وقتی برچسب پروپاگاندا به یک روایت زده میشود، گویی آن روایت نجس شده است. درنتیجه دیگر نیازی به شنیدن یا نقد آن نیست.
این متد، ذهن مخاطب را تنبل میکند؛ مخاطب به جای تحلیل محتوا، فقط به دنبال برچسب میگردد تا تصمیم بگیرد آیا باید آن فرد را سنگسار (مجازی) کند یا خیر.
۳. پناه گرفتن پشت نقاب «بررسی رسمی و شفافیت»
نویسنده متن ادعا میکند که «خواهان ساکت کردن کسی نیست» و فقط «درخواست بررسی» دارد. این خطرناکترین بخش بازگشت به منطق قرون وسطی است.
• در تاریخ، دادگاههای تفتیش عقاید هم مدعی بودند که هدفشان «کشف حقیقت» و «اصلاح» است، نه شکنجه.
• آنها با زبانِ اداریِ آن زمان، سخن از «صیانت از ایمان مردم» میگفتند. همانطور که امروز سخن از «بررسی اعتبار دانشگاهی و آزادی بیان در دانشگاه» به میان میآید تا یک ترور شخصیت سیستماتیک را عادی جلوه دهند.
۴. سلبِ حقِ خطا و پرسشگری از دانشگاه
دانشگاه در تعریف مدرن خود، «پناهگاهِ امنِ ایدهها» است. اما این نوع کارزارها از دانشگاه میخواهند که نقش «گزینشگر عقیدتی» را بازی کند.
• وقتی مخاطب امضا میکند، در واقع در حال امضای این قرارداد است: «فقط کسانی حق تدریس دارند که مثل ما فکر کنند.»
• این یعنی بازگشت به دوران پیش از گالیله. جایی که علم باید از فیلترِ «خوشایندِ قدرتمندان یا اکثریت» عبور میکرد.
۵. مجازات به مثابه نمایش (Spectacle of Punishment)
در قرون وسطی، اعدام در میدان شهر انجام میشد تا «درس عبرتی» برای دیگران باشد. پتیشنهای آنلاین با تعداد امضاهای عمومی، همان «میدان شهر» هستند.
• هدف فقط اخراج یا بررسی یک استاد نیست؛ هدف این است که به تمام اساتید دیگر پیام داده شود: «اگر از خطوط قرمز ما عبور کنید، اعتبار شغلی و اجتماعی شما را به آتش میکشیم.»
نتیجهگیری: اسارت در زنجیرهای نامرئی
این کانالها با تحریک عواطف سیاسی، مخاطب را در وضعیتی قرار میدهند که احساس کند در حال انجام یک «عمل قهرمانانه» است. در حالی که او را به یک «سرباز پیاده» برای تفتیش عقاید تبدیل کردهاند. عقل قرون وسطایی، عقلی است که بین «حقِ بیان» و «موافقت با بیان» تفاوتی قائل نیست و تنها راهِ آرامش را در «حذف فیزیکی یا مدنیِ دیگری» میبیند.
شکستن این چرخه، تنها با بازگشت به این اصل ممکن است: «من با حرف تو مخالفم، اما برای حقِ تو برای گفتنِ آن بدون ترس از دست دادن شغلت، خواهم جنگید.»
توضیح ضروری:
این مقاله بر اساس دادههای عمومی و سوالات مطرح شده در جامعه تهیه شده است. رسانه هدهد کانادا متعهد به حفظ بیطرفی است. افرادی که در این مقاله از آنها نام برده شده است میتوانند پاسخها یا توضیحات خود را از طریق ایمیل به editor@hodhod.ca ارسال کنند و ما متعهد به انتشار پاسخهای دریافتی هستیم. نسیم
