وقتی پای ایران و دونالد ترامپ در میان باشد، آنقدر بلوفزنی همراه با نمایش قدرت نظامی وجود دارد که حقیقت به ندرت خود را نشان میدهد؛ بهویژه حالا که گمانهزنیها درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران بار دیگر بالا گرفته است. به نظر میرسد ایران با رویکردی تهاجمی و با اتخاذ مواضع حداکثری وارد مذاکرات روز جمعه با آمریکا شد. مواضعی که تفاوت چندانی با دیدگاههایی ندارد که در پنج دور گفتگوی پیشین، پیش از آنکه مذاکرات در پی حملهی غافلگیرکنندهی اسرائیل به ایران در ژوئن گذشته ناگهان متوقف شود، اتخاذ کرده بود.
با توجه به میزان تضعیف ایران در هشت ماه گذشته، امتناع تهران از تغییر موضع مذاکرهای بسیار شگفتآور است.
میراث جنگ ۱۲ روزه و سایهی تحریمهای بیسابقه
در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، آسیبپذیری سامانههای پدافند هوایی ایران و همچنین نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در میان نخبگان سیاسی، نظامی و علمی ایران آشکار شد. بیش از ۳۰ فرماندهی نظامی جمهوری اسلامی کشته شدند و ۱۶۰ حمله به اهداف نظامی ایران صورت گرفت.
در ۲۲ ژوئن، آمریکا با استفاده از بمبافکنهای بی–۲ و ۳۰ موشک «تاماهاوک» سه سایت اصلی هستهای ایران در فردو، اصفهان و نطنز را هدف قرار داد و عملا برنامهی هستهای کشور را در هم کوبید. همچنین در سپتامبر، پس از آنکه قدرتهای اروپایی مخالفت خود را کنار گذاشتند، تحریمهای فراگیر سازمان ملل دوباره علیه ایران برقرار شد. در ژانویه نیز ترامپ فشار را بیشتر کرد و بر کالاهای کشورهایی که با ایران تجارت میکنند تعرفهی ۲۵ درصدی وضع کرد.
تمام این تحولات آثار واقعی بر زندگی روزمره گذاشته است. از ژوئن تاکنون ارزش پول ملی ایران در برابر دلار بیش از نصف شده است. همچنین تورم مواد غذایی به سمت ارقام سهرقمی پیش میرود. همین عوامل از جرقههای اعتراضات سراسری ژانویه بود؛ اعتراضاتی که آمادگی نیروهای امنیتی برای کشتار هزاران هموطن را نشان داد. نگرانی دولت از فضای عمومی تا حدی است که بیش از یک ماه پس از آغاز سانسور، همچنان فیلترینگ اینترنت ادامه دارد.
دیپلماسی در لبهی پرتگاه؛ بلوف یا واقعیت؟
با این حال، رفتار دیپلماتهای ایرانی چندان شبیه دولتی نیست که ماه گذشته در آستانهی فروپاشی بوده یا حتی اکنون از بازگشت درگیری با آمریکا – که میتواند معترضان را برای نبرد نهایی دوباره به خیابانها بکشاند – هراس داشته باشد. برعکس، تهران طوری عمل میکند که گویی میتواند چارچوب مذاکرات، محل برگزاری و موضوعات اصلی گفتوگو با واشینگتن را دیکته کند. همچنین در حمله احتمالی آمریکا به ایران دست بالا را داشته باشد.
مذاکرهکنندگان ایرانی بسیار باتجربهاند و به ندرت نشانی از ضعف بروز میدهند. هر آنچه قابل مذاکره باشد، به میز مذاکره کشیده میشود. به گفته «وندی شرمن»، مذاکرهکنندهی ارشد آمریکا «یک نکتهی دیگر» در توافق هستهای سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، عبارت محبوب تیم ایرانی بود. او این تیم را حقوقدانمحور، پرتحمل، آماده و سرسخت توصیف کرده است.
با این حال، میزان اطمینان تهران از اینکه گفتگوهای عمان فورا فرو نخواهد پاشید – و حتی اگر هم فروبپاشد، دولت دوام خواهد آورد – شگفتانگیز است.
سادهترین توضیح برای تاکتیکهای سختگیرانهی ایران این است که حکومت اساسا باور ندارد ترامپ تهدید حمله احتمالی آمریکا به ایران را عملی کند. زیرا پیامدهای آن پرخطر است. واکنشهای تلافیجویانهی ایران علیه اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا میتواند نامتناسب باشد. همچنین به تنشهای تازه میان واشنگتن و کشورهای خلیج فارس – که از بیثبات شدن منطقه خشمگیناند – دامن بزند.
«حمیدرضا عزیزی»، پژوهشگر مهمان در موسسهی آلمانی امور بینالملل و امنیت، میگوید: «به نظر میرسد در میان نخبگان امنیتی جمهوری اسلامی اجماعی وجود دارد مبنی بر اینکه رئیسجمهور ترامپ خواهان جنگهای طولانی، پرهزینه و آشفته نیست. بنابراین تنها کاری که آنها باید بکنند این است که هزینهی انسانی و اقتصادی هر درگیری احتمالی را تا حد ممکن غیرقابل پیشبینی، پرهزینه و آشفته کنند.»
بنبست واشینگتن؛ فقدان استراتژی برای فردای تغییر
اما توضیح دیگری هم وجود دارد: ایران معتقد است ترامپ نه راهبردی برای تغییرات داخلی در ایران دارد و نه دستکم فعلا علاقهای به پیوند خوردن با اپوزیسیون داخل و خارج کشور نشان میدهد.
بعید است سیاستمداری شهودی مانند ترامپ نظریهای مدون دربارهی «تغییر» در جامعهای پیچیده چون ایران داشته باشد. اما دولت او نیز ظاهرا درک روشنی از این ندارد که اگر حمله احتمالی آمریکا به ایران آغاز شود، موازنهی سیاسی در داخل کشور چگونه ممکن است جابجا شود.
همین هفتهی گذشته، «مارکو روبیو» صریحا اذعان کرد که ترامپ برنامهی مشخصی برای حمله احتمالی آمریکا به ایران ندارد. او به کمیتهی روابط خارجی سنای آمریکا گفت: «فکر نمیکنم کسی بتواند پاسخ سادهای بدهد که اگر رهبر جمهوری اسلامی و نظام سقوط کنند، بعدش چه میشود. جز این امید که شاید در درون ساختار خودشان کسی پیدا شود که بتوان با او برای یک گذار مشابه کار کرد.»
او با مقایسهی ایران و ونزوئلا افزود: «تصور میکنم وضعیت ایران حتی بسیار پیچیدهتر از مثالی است که اکنون توصیف میکنیم. چون دربارهی رژیمی صحبت میکنیم که مدت بسیار طولانی در قدرت بوده است.»
شکاف در اپوزیسیون؛ از رویای حملهی نظامی تا هراس از جنگ
حامیان «رضا پهلوی»، فرزند آخرین شاه ایران، و دیگر چهرههای خارج از کشور اصرار دارند که حمله احتمالی آمریکا به ایران میتواند تودهها را برای بازگشت به خیابانها بسیج کند. همچنین با وجود هزاران بازداشتی و کشته، جمعیت خشمگین که عزمشان با از دست دادن عزیزانشان جزمتر شده، اینبار سازمانیافتهتر و آمادهتر خواهند بود.
برخی مخالفان در داخل ایران نیز با وجود ترجیح مداخلهای که پشتوانهی سازمان ملل را داشته باشد، برای مداخلهی خارجی استدلالهایی قائلاند. «نسرین ستوده»، وکیل حقوق بشر، به ایرانوایر گفت: «از نظر افکار عمومی داخل کشور، بسیاری در انتظار حمله احتمالی آمریکا به ایران هستند. خیلیها که به مرز استیصال رسیدهاند، آن را آخرین امید خود میبینند. وقتی جامعهای در برابر استبداد خود را کاملا ناتوان احساس کند، به بیرون چشم میدوزد.»
در مقابل، بسیاری از تندترین بیانیههای مخالفان داخلی، مداخلهی خارجی را رد میکند. از جمله میرحسین موسوی، نخستوزیر پیشین و رهبر جنبش سبز، و همچنین جمع موسوم به «گروه ۱۷ نفر» شامل «نرگس محمدی»، برندهی جایزه نوبل، و «مهدی محمودیان»، فعال سیاسی. موسوی ۸۳ ساله که در حصر خانگی است، خواهان انتقال مسالمتآمیز و دموکراتیک قدرت شده است. هرچند دربارهی چگونگی تحقق آن در فضای سرکوب کنونی توضیح روشنی نداده است.
محمودیان به بیبیسی گفت هیچ ایرانی میهندوستی از حملهی خارجی به کشورش حمایت نخواهد کرد. همچنین هشدار داد جنگ میتواند ابتکار عمل دموکراتیک داخلی را تضعیف، شکافهای اجتماعی را عمیقتر و گذار دموکراتیکی را که بر محور همهپرسی شکل بگیرد ناممکن کند.
بازداشت امضاکنندگان بیانیه و ادامه اعتصاب غذا در زندان
با این حال، مخالفت این گروه با مداخلهی خارجی به معنای انفعال یا ناامیدی نیست.
بیانیهی گروه ۱۷ نفر که دوم ژانویه منتشر شد، صراحتا خواستار تغییری فراتر از «اصلاحطلبی یا انقلاب» بود. در این بیانیه آمده است: «ایران تنها با محاکمهی مسئولان سرکوب، پایان دادن به این نظام غیرانسانی و فراهم کردن امکان تعیین سرنوشت سیاسی مردم به شیوهای دموکراتیک نجات خواهد یافت.» از آن زمان سه نفر از امضاکنندگان این بیانیه به اتهام کمک به موسوی در تدوین متن بازداشت شدهاند. گفته میشود «ویدا ربانی»، یکی از بازداشتشدگان، در زندان از همکاری با مقامات خودداری میکند. نرگس محمدی نیز که جداگانه بازداشت شده، اعلام کرده در اعتصاب غذاست.
حتی برخی مشاوران قدیمی رضا پهلوی نیز نگراناند که فراخوان برای حضور مردم در خیابانها اشتباه بوده باشد.
در حال حاضر به نظر میرسد ترامپ علاقهی خود را به زندانیان یا جریانهای خواهان تغییرات رادیکال در داخل ایران از دست داده است. هرچند اگر مذاکرهکنندگان ایرانی در عمان بیش از حد دست بالا بازی کنند، این وضعیت میتواند تغییر کند.
منبع: دگاردین