در حالی که واشینگتن با گسترش جبهه جنگ با ایران عملاً خود را به دل طوفان میزند، جنگ اوکراین و ایران نیز بیش از پیش به یکدیگر گره میخورند؛ پیوندی خطرناک که جهان را در برابر تله تاریخی «هزینههای از دست رفته» قرار داده است. خطایی محوری که به گواه تاریخ میتواند بحرانهای منطقهایِ حلنشده را به جرقهای برای یک اشتعال بزرگ جهانی تبدیل کند.
پهپادهای روسی و خطر گسترش جنگ به اروپا
روسیه هنوز کشتههای زیادی در کشورهای اروپاییِ خارج از اوکراین برجای نگذاشته است. اما فاصلهی چندانی هم با آن ندارد. شب پنجم آگوست، رانندهی یک اتوبوس فرودگاه، یک پهپاد مسلح را در نزدیکی باند فرودگاه «لایپزیگ-هاله» پیدا کرد؛ فرودگاهی که یکی از مراکز اصلی پشتیبانی لجستیکی اروپا از تلاشهای جنگی اوکراین به شمار میرود. همزمان یک هواپیمای باری نیز اندکی پس از برخاستن، با پهپاد دومی برخورد کرد و ناچار شد به سرعت فرود بیاید. بازرسان نیز یک پهپاد سوم را در همان حوالی پیدا کردند که حامل مواد منفجرهی نظامی بود.
در سال ۲۰۲۴ نیز مواد آتشزا که داخل بستههای پستی جاسازی شده بودند، در محمولههای شرکت DHL در همین فرودگاه آتش گرفتند. اگر این مواد در آسمان منفجر میشدند، احتمالا یک فاجعهی بزرگ هوایی و تلفات گسترده غیرنظامیان رقم میخورد و چه بسا به جنگی گستردهتر منجر میشد.
هشدار محرمانهی واشینگتن به مسکو
احتمالا همین حادثهی اخیر بود که «جان رتکلیف»، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیآیای)، را هفتهی گذشته راهی روسیه کرد. بنا بر گزارشها، او در این سفر به همتایان روس خود دربارهی حمله به خاک کشورهای عضو ناتو هشدار داد. همچنین از آنها خواست حمایت خود از ایران را کاهش دهند، استدلال کرد که تشدید درگیری در اوکراین نتیجهی معکوس خواهد داشت و بر دستیابی به توافقی با اوکراین برای پایان دادن به جنگ تاکید کرد.
بعید است سفر رتکلیف تاثیر چندانی بر برنامههای کرملین برای تشدید جنگ در اوکراین طی ماههای آینده بگذارد. اما این سفر نشانهی دیگری از درهمتنیدگی خطرناک و فزایندهی جنگهای ایران و اوکراین است.
کاخ سفید در دل طوفان؛ تناقضهای دیپلماسی ترامپ
فرستادن رتکلیف به مسکو، با توجه به نقش مهم دستگاههای اطلاعاتی در حکومت ولادیمیر پوتین و نگرانی موجه از اینکه شاید رئیسجمهوری روسیه از تیم خود گزارشهایی بیش از حد خوشبینانه دربارهی وضعیت جنگ دریافت کند، برای کاخ سفید تصمیمی منطقی بود. تلاش برای دیپلماسی را باید به فال نیک گرفت. با این حال، امتناع دولت ترامپ از پایان دادن به جنگ با ایران، عملا با تلاش آن برای پایان دادن به جنگ اوکراین در جهت مخالف حرکت میکند. آنها به جای دور شدن از طوفان، به دل آن میزنند.
به نوشتهی «واشینگتنپست»، یکی از اهداف سفر رتکلیف به مسکو این بود که این تصور کرملین را از بین ببرد که دولت ترامپ به دلیل جنگ با ایران، از اوکراین غافل شده است. اما بعید است در این امر موفق شود. چرا که اخبار مربوط به کاهش شدید ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا به دلیل جنگ با ایران آنقدر گسترده بوده که پوتین را به حملات موشکی کشندهتر علیه مردم بیدفاع اوکراین ترغیب کرده است.
تحلیل ذخایر پدافندی و تعاملات نظامی کییف-تهران
از سوی دیگر، اوکراین ۲۲۸ متخصص و چندین کامیون پهپاد برای کمک به کشورهای خلیج فارس در برابر حملات موشکی ایران فرستاده است. موضوعی که باعث شد دستکم یک نمایندهی مجلس ایران، اوکراین را هدفی مشروع برای حملات خود اعلام کند. اوکراین همچنین در اواخر جولای یک کشتی تجاری ایرانی را هدف قرار داد. در این میان، روسیه با ارائهی اطلاعات میدانی به ایران، حملات آن را کشندهتر کرده است. البته مسکو نیز مدتهاست از پهپادهای طراحیشده توسط ایران برای حمله به اوکراین استفاده میکند.
جنگ اوکراین و ایران همزمان در حال تشدیدند، بیآنکه هیچ کدام چشماندازی برای پایان داشته باشند. درست است که پوتین اکنون برای کاهش حمایت روسیه از ایران تحت فشار قرار گرفته و حملات اوکراین به پالایشگاههای نفت و مراکز لجستیکی روسیه آسیب جدی به اقتصاد این کشور وارد کرده است، اما این فشار میتواند به همان اندازهای که او را به خویشتنداری وادارد، به سمت تشدید تنش هم سوق دهد. به ویژه اگر پوتین احساس کند آمریکا بار دیگر در خاورمیانه گرفتار شده و فرصتی برای وارد کردن ضربهای مرگبار به کییف به دست آورده است.
پوتین، زلنسکی، ترامپ و رهبران ایران همگی با یک معضل مشترک روبرو هستند: گرفتار شدن در دام «هزینههای ازدسترفته». همان معضلی که در طول تاریخ بسیاری از رهبران دوران جنگ را به ادامهی عملیات نظامی بیحاصل واداشته است. از «آلکیبیادس» در سیسیل گرفته تا ناپلئون در روسیه و «لیندون جانسون» در ویتنام. اگر رهبران امروز نیز همین مسیر را دنبال کنند، هزینهها و خطر تشدید درگیریها بیشتر خواهد شد. همچنین جنگ اوکراین و ایران بیش از پیش به یکدیگر گره خواهند خورد.
چین؛ بازیگری که نمیخواهد ایران و روسیه شکست بخورند
در همین حال، شی جینپینگ و پوتین روز دوشنبه با یکدیگر دیدار کردند. همچنین قرار است این هفته در «بیشکک»، پایتخت قرقیزستان، در نشست سالانهی سازمان همکاری شانگهای به رهبران ایران بپیوندند. آنها دربارهی طرح خود برای نزدیکتر کردن هرچه بیشتر بازارهای انرژی کشورهایشان گفتگو خواهند کرد و احتمالا «تهاجم اقتصادی» جدید آمریکا را که «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری ایالات متحده، هفتهی گذشته از آن برای تشدید فشار بر ایران خبر داد، محکوم خواهند کرد.
پکن شاید تمایلی به ادامهی هیچ یک از جنگ های اوکراین و ایران نداشته باشد. اما در عین حال نمیخواهد روسیه یا ایران نیز به طور کامل شکست بخورند. چین همچنان در موقعیتی قدرتمند قرار دارد که با کمک به ایران و روسیه برای مقابله با شدیدترین پیامدهای جنگ بر اقتصاد و مردمشان، مانع چنین نتیجهای شود.
سفر رتکلیف ضروری بود، به ویژه در شرایطی که روسیه دست به عملیات بیپروا در «منطقه خاکستری» در اروپا میزند. اما این سفر کافی نخواهد بود. «بیل برنز»، رئیس پیشین سیآیای، نیز زمانی به مسکو رفت تا به روسیه دربارهی حمله به اوکراین هشدار دهد. آن مداخله به گوش کرملین نرفت و بعید است هشدار رتکلیف نیز نتیجهی متفاوتی داشته باشد.
جنگ اوکراین و ایران، یک معضل مشترک؛ خطر گرفتار شدن در چرخهی تشدید تنش
اکنون نیازی مبرم به برنامههای روشنتر و تشویقهای ملموستر برای پایان دادن به جنگ های اوکراین و ایران وجود دارد.
واشنگتن در گام نخست باید با ایران به توافق برسد. داراییهای مسدودشدهی ایران را آزاد کند و در ازای یک آتشبس واقعی و ایجاد چارچوبی برای مدیریت مشترک تنگه هرمز از سوی کشورهای ساحلی، بخشی از تحریمها را لغو کند. سپس میتواند با یک تلاش گسترده برای متنوعسازی منابع انرژی، پیامدهای این عقبنشینی را کاهش دهد. از جمله از طریق ایجاد مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی از منطقه، استفاده از منابع جایگزینی مانند ونزوئلا و شتاب بخشیدن به توسعهی انرژیهای تجدیدپذیر.
اوکراین هم باید مسالهی بیطرفی را جدیتر بگیرد و وارد این بحث واقعی شود که آیا حفظ بخشهای باقیمانده از «دونباس» ارزش ادامهی بیپایان جنگ را دارد یا خیر.
فرجام مناقشات حلنشده و خطر انفجار جهانی
«اود آرنه وستاد»، مورخ، در پایان کتاب اخیرش با عنوان «طوفان پیش رو» که شباهتهای جهان امروز با جهان در آستانهی جنگ جهانی اول را بررسی میکند، مینویسد: «یکی از درسهای کلیدی جهان پیش از سال ۱۹۱۴ این است که درگیریهای منطقهای که برای مدتی طولانی حلنشده باقی میمانند، میتوانند به بشکههای باروتی تبدیل شوند که یک آتشسوزی جهانی را به راه میاندازند.»
در شرایطی که جنگ های اوکراین و ایران بیش از پیش به یکدیگر گره میخورند و هیچ پایانی برای آنها در چشمانداز دیده نمیشود، رهبران جهان باید چنین هشدارهایی را بسیار جدیتر بگیرند. اما بدون فشار واقعی از سوی شهروندان، ممکن است چنین اتفاقی نیفتد.
تاریخ محکوم به تکرار نیست. اما برای درک خطراتی که جهان پیش روی ما میگذارد یا ابراز تاسف از عجز رهبرانمان در فرونشاندن این طوفانها، نیازی نیست تاریخدانی برجسته باشیم!
منبع: دگاردین