همهچیز چطور شروع شد؟ با یک رؤیا. یک افسر فرانسوی در سنگرهای جنگ جهانی اول، مردی به نام «ژول ریمه»، معتقد بود که یک تورنمنت بینالمللی فوتبال میتواند ملتها را با هدف صلح به هم نزدیک کند؛ رویایی که امروز باید آن را در روح پهلوانی و زمین بازی تماشا کرد، درست مثل تقابلی که میان ملیپوشان ایران و ستارههای تراز اول بلژیک در یکشنبه شب رقم خورد.
و حالا اوضاع چطور پیش میرود؟ بزرگترین جشن جهان؛ یک جشن ۴۸ کشوری از محبوبترین ورزش دنیا. این تورنمنت که انتظار میرود حدود ۸.۹ میلیارد دلار درآمد داشته باشد، به قدری اهمیت پیدا کرده که توسط سه کشور میزبانی میشود؛ کشورهایی که یکی از آنها، بله، درست در ماههای منتهی به مسابقات، علیه یک کشور رقیب وارد جنگ شد.
جنگ ایالات متحده با ایران، که از هر نظر پرهزینه و دردناک بوده، بستر را برای یک میدان نبرد نابرابر و شاید بدعتی خطرناک در دنیای ورزش فراهم کرده است. در این جام جهانی، بروز محدودیتهای بیسابقه برای اعضای تیم ملی فعال در ایران برخلاف ۴۷ تیم دیگر، شرایط سخت سفر و بلاتکلیفی ایجاد کرده است؛ به طوری که آنها مجبور شدهاند برای هر مسابقه بین کالیفرنیای جنوبی و پایگاه خود در تیخوانا در رفتوآمد باشند.
تاثیر کارشکنیها بر روند بازی ایران بلژیک
با وجود این شرایط، نتیجه به دست آمده در بازی سرنوشتساز فوتبالیستهای ایران مقابل بلژیک و تساوی ۰-۰ روز یکشنبه، ملیپوشان را در موقعیتی قرار داده که نه تنها برای اولین بار شانس صعود داشته باشند، بلکه به صدرنشینی در گروه G نیز فکر کنند.
رفتار ناعادلانه با ایران، عملکرد آنها را تحسینبرانگیزتر میکند، اما در عین حال، آینده تورنمنتی را زیر سوال میبرد که ادعای «غیرسیاسی بودن» دارد. این وضعیت همچنین نگرانیهایی را درباره نحوه میزبانی المپیک ایجاد میکند؛ زمانی که قرار است لسآنجلس دو سال دیگر آغوش خود را به روی جهانیان باز کند.
آیا قرار است دوباره شاهد ممنوعیتهای گسترده باشیم؟ آیا دیپلماسی را کنار گذاشتن، آسانتر از میزبانیِ کریمانه از مخاطبان جهانی برای یک رویداد جهانی است؟
بحران صدور ویزا و تشدید محدودیت های تیم ملی ایران
روسیه و قطر در دو دوره قبلی جام جهانی، قادر بودند سیستمهایی را پیاده کنند که شرایط اخذ ویزا را برای همه تیمها و هواداران تسهیل کند. چرا ایالات متحده نتوانست چنین کاری انجام دهد؟
در عوض، وزارت امور خارجه آمریکا صدور ویزا را نه تنها برای اتباع ایران، بلکه برای کشورهای شرکتکننده هائیتی، سنگال و ساحل عاج نیز تعلیق کرد. «ایمن حسین»، مهاجم تیم عراق، نزدیک به هفت ساعت در فرودگاه اوهار شیکاگو بازداشت و بازجویی شد.
ایالات متحده به اعضای کاروان ورزشکاران اجازه داد تنها ۲۴ ساعت پیش از شروع بازی رسمی، وارد کشور شوند و همان روز پس از تقابل با رقبا، خاک آمریکا را ترک کنند؛ موضوعی که تمرکز تیمی ایران را پیش از مصاف با حریفی چون بلژیک به شدت تحت تاثیر قرار داد. این رویههای خودسرانه به تشدید محدودیتهای اعمالشده علیه تیم ملی دامن زده و کاروان ایران را (در حالی که مشخص نیست چرا ۲۴ ساعت قبل از بازی قابل قبول است اما ۴۸ ساعت قبل نه) در یک وضعیت نابرابر رقابتی قرار داده است.
در پایان این بازی نفسگیر، کادر فنی و ملیپوشان ایران به تشریح اوضاع پرداختند؛ از جمله «علیرضا جهانبخش» که پس از رویارویی با ستارههای بلژیک با تسلط کامل به انگلیسی صحبت میکرد و گفت: «فکر میکنم این موضوع ما را متحدتر کرد. این یکی از آن چیزهایی است که فکر میکنم امروز نشان دادیم؛ ما شخصیت تیمی بزرگی از خود به نمایش گذاشتیم و بخشی از آن ناشی از شرایطی است که در آن قرار داریم.»
شرایطی که در «بدترین وضعیت ممکن» رقم خورد
«امیر قلعهنویی»، سرمربی تیم، از طریق مترجم، دامنه مشکلاتی که ایران در مسیر جام جهانی با آن روبرو بوده را تشریح کرد: «ما شش ماه در وضعیت جنگی بودیم، لیگ نداشتیم و به یاد دارم یک بار در روزهای فیفادی، برای بازی به کشور دیگری ۴۰ ساعت مسیر زمینی را طی کردیم.»
او افزود: «همه درباره مشکلات ویزا میدانند. همه درباره نحوه ورود ما به آمریکا میدانند. بخشی از تیم در شرایط مسابقه بود و بخشی دیگر به دلیل جنگ، لیگ داخلیاش تعطیل شده بود… و بسیاری از تیمهایی که قرار بود با ما بازی کنند، بازی را لغو کردند. فکر میکنم ما در بدترین شرایط ممکن وارد جام جهانی شدند. این بخشی است که میخواستم تمام دنیا بداند… اما بازیکنانی که تحت این شرایط وارد جام جهانی شدند، واقعاً قابل ستایش هستند.»
این یک پاسخ تند و امیدوارانه به چیزی است که شبیه به یک حمله متقابل علیه ارزشهای ذاتی جام جهانی احساس میشود؛ یادآوری این نکته که اگرچه دولتها و نهادهای حاکم ممکن است اشتباه کنند، اما «بازی زیبا» (فوتبال) همچنان شکستناپذیر باقی میماند.
سکوتِ معنادار فیفا
اما در مورد فیفا چه؟ در مورد نهاد قدرتمندی که این ورزش را اداره میکند و شعارش «فوتبال جهان را متحد میکند» است، چه میتوان گفت؟
کمیتهای که قدرتمندترین برگزارکننده مهمانی در جهان است و حتی این قدرت را دارد که نامهای تجاری استادیومها را به نامهای عمومی تغییر دهد (مانند نامگذاری استادیوم لسآنجلس به جای SoFi در نقشههای گوگل و اپل)؛ فیفا برای حفظ یکپارچگی این «بازی زیبا» چه کرده است؟
تقریباً هیچ. تنها تعارفات و تملقهایی شنیده شده، اما هیچ تحریم یا تهدیدی در کار نبوده است. فیفا حتی کوچکترین واکنشی به وضع محدودیت های ناعادلانه علیه اعضای تیم ملی اعزامی از ایران نشان نداد؛ در حالی که در گذشته سابقه داشته برای حوادث نژادپرستانه جریمههای سنگین اعمال کند یا مانند سال ۱۹۸۸ مکزیک را به دلیل استفاده از بازیکنان غیرمجاز، و سال ۲۰۰۶ میانمار را به دلیل خودداری از بازی محروم سازد.
مذاکرات صلح میان ایالات متحده و تهران در جریان است، اما با وجود این شرایط، تداوم محدودیتهای لجستیکی برای کادر تیم ملی اعزامی از ایران سبب شده تا آنها حتی پیش از رقابت با حریفان، آزادی عمل برای جابجایی یا آمادهسازی مطلوب را نداشته باشند.
ظاهراً ایران کنترل بیشتری بر شرایط سفر خود قبل از آخرین بازی سرنوشتساز مرحله گروهی مقابل مصر در تاریخ ۲۶ ژوئن خواهد داشت؛ حداقل این چیزی است که قلعهنویی روز شنبه در جمع خبرنگاران بیان کرد.
قلعهنویی پرسید: «سوال من این است که چرا اجازه ندادند برای دو بازی اول هم زودتر بیاییم؟ اگر الان توانستهاند این کار را مدیریت کنند، چرا برای بازی اول و دوم این کار را نکردند؟»
سوالات خوبی است. سوالاتی که هیچکس نباید در جام جهانی آنها را بپرسد!
منبع: لسآنجلستایمز