بر اساس اعلام «بنیاد بریژیت باردو»، بریژیت باردو، ستارهٔ افسانهای سینمای فرانسه، در ۹۱سالگی درگذشت. این بنیاد روز یکشنبه هفتم دیماه با صدور بیانیهای، درگذشت بنیانگذار و رئیس خود را تأیید کرده است.
کودکی و خانواده بریژیت باردو
«بریژیت آن ماری باردو» در ۲۸ سپتامبر ۱۹۳۴ در پاریس متولد شد. او در خانوادهای مرفه، مذهبی و بهشدت سختگیر رشد یافت. خانوادهای که نظم، وقار و پایبندی به سنتها را ارزشهایی غیرقابل مذاکره میدانست. باردو و خواهرش در منطقهٔ اعیاننشین شانزدهم پاریس زندگی میکردند و از همان کودکی زیر نظارت شدید والدین قرار داشتند؛ نظارتی که نهتنها شامل نوع پوشش و روابط اجتماعی، بلکه رفتارهای روزمرهٔ آنان نیز میشد. این فضای بسته، تأثیری عمیق و ماندگار بر روان و شخصیت باردو گذاشت.
والدین آن ماری آیندهای کلاسیک برای او تصور میکردند. حتی میخواستند او بالرین شود. بر همین اساس باردو از هفتسالگی وارد کلاسهای باله شد و در کنسرواتوار پاریس بهعنوان شاگردی مستعد و منضبط شناخته میشد.
بریژیت باردو، الگوی زنان جوان
نقطهٔ عطف نخست در زندگی باردو، حضورش روی جلد مجلهٔ معتبر «اِل» بود. در دورانی که الگوی زیبایی زنانه بر ظرافت کنترلشده، لباسهای رسمی و رفتارهای محافظهکارانه استوار بود، ظاهر طبیعی، موهای رها و بدن آزاد او تصویری کاملاً متفاوت ارائه میداد. همین تفاوت، بریژیت باردو را به نماد نسلی تازه از زنان جوان تبدیل کرد؛ نسلی که بیآنکه شعار بدهد، قواعد تثبیتشده را به چالش میکشید.
آشنایی با «روژه وادیم»، کارگردان جوان، مسیر زندگی او را بهطور جدی تغییر داد. این رابطه، که با مخالفت شدید خانواده همراه بود، فشار روانی سنگینی بر باردو وارد کرد. با این حال، پس از ازدواج، وادیم نقشی کلیدی در ساختن چهرهٔ عمومی او ایفا کرد و باردو را بهتدریج به ستارهای بینالمللی بدل ساخت.
شهرت جهانی باردو با فیلم «و خدا زن را آفرید» (۱۹۵۶) رقم خورد. شخصیتی که او در این فیلم بازی کرد، زن جوانی بود آزاد، بیپروا و بیاعتنا به قواعد اخلاقی رایج؛ زنی که میل، بدن و انتخابهایش را پنهان نمیکرد. این تصویر، بهویژه در آمریکا، جنجالی گسترده به پا کرد. روشنفکرانی چون سیمون دو بووار او را نماد «آزادی مطلق زنانه» خواندند، در حالی که محافظهکاران، فیلم و بازیگرش را تهدیدی علیه نظم اخلاقی جامعه دانستند.
فیلم «تحقیر»، ساختهٔ «ژانلوک گدار»، با نگاهی انتقادیتر به بدن و تصویر زنانه، از جمله معدود نقشآفرینیهای باردو است که تحسین گستردهٔ منتقدان را برانگیخت؛ بهگونهای که روزنامهٔ نیویورکتایمز آن را بهترین بازی او دانست.
همکاری کوتاهمدت اما تأثیرگذار بریژیت باردو با «سرژ گنسبور»، هم در عرصهٔ موسیقی و هم در زندگی شخصی، در ترانهٔ «بانی و کلاید» در سال ۱۹۶۸، تصویری شورشی و ضدقهرمانانه از او ارائه داد و به موفقیتی بینالمللی دست یافت.
باردو در حدود پنجاه فیلم سینمایی ایفای نقش کرد. همچنین الهامبخش نسلهایی از هنرمندان، روشنفکران و حتی موسیقیدانان بود.
ازدواجها و زندگی خانوادگی بریژیت باردو
زندگی عاشقانهٔ بریژیت باردو، همچون مسیر هنریاش، سرشار از فراز و نشیب بود. او در طول عمر خود چهار بار ازدواج کرد.
نخستین ازدواج باردو در سال ۱۹۵۲ با «روژه وادیم»، کارگردان سرشناس فرانسوی، شکل گرفت. شخصیتی که نقشی تعیینکننده در آغاز شهرت و درخشش سینمایی او داشت. با وجود پیوند عاطفی و حرفهای میان این دو، این ازدواج در سال ۱۹۵۷ به جدایی انجامید.
باردو در سال ۱۹۵۹ با «ژاک شاریه»، بازیگر فرانسوی، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج تولد تنها فرزند او، پسری به نام نیکولا بود. نیکولا در ۱۱ ژانویه ۱۹۶۰ طی زایمانی خانگی در آپارتمان خانواده در پاریس متولد شد. با این حال، این زندگی مشترک نیز پایدار نماند و باردو و شاریه در سال ۱۹۶۲ از یکدیگر جدا شدند.
سومین ازدواج بریژیت باردو در سال ۱۹۶۶ با «گونتر زاکس»، میلیونر و عکاس آلمانی، صورت گرفت. این ازدواج نیز عمر کوتاهی داشت. درنهایت این رابطه پس از سه سال، در سال ۱۹۶۹، به پایان رسید.
پس از سالها دوری از زندگی مشترک، باردو سرانجام در سال ۱۹۹۲ با «برنار دورمال»، تاجر فرانسوی، ازدواج کرد؛ پیوندی که تا پایان عمرش ادامه یافت.
بریژیت باردو در خاطرات خود با صراحت و لحنی بیپرده از تجربهٔ بارداری و مادری سخن گفته است. او بارها به عدم تمایلش به مادر شدن و دشواری پذیرش این نقش اشاره کرده است. اعترافاتی که در زمان انتشار، واکنشهای گسترده و گاه جنجالبرانگیزی در جامعهٔ فرانسه برانگیخت. همچنین بار دیگر شخصیت بیپروا و صریح او را در معرض قضاوت عمومی قرار داد.
تیغ دو لبه شهرت
بریژیت باردو خیلی زود دریافت که شهرتش دو لبه دارد: از یکسو ستایش جهانی و از سوی دیگر فروکاستن او به یک تصویر صرفاً جنسی. با وجود موفقیت مالی چشمگیر، او بارها از اینکه فرصتهای جدی بازیگری به او داده نمیشود و بیش از تواناییهای هنریاش، بدنش موضوع توجه است، گلایه کرد. همکاری با کارگردانانی چون «ژانلوک گدار» در فیلم «تحقیر» تلاشی بود برای شکستن این تصویر کلیشهای، هرچند کارنامهٔ هنریاش همواره نوسان داشت، بهویژه در پروژههای هالیوودی.
زندگی شخصی باردو به همان اندازهٔ زندگی حرفهایاش پرآشوب بود. چندین ازدواج، روابط عاشقانهٔ پرتنش و تجربهٔ مادریای که خود بارها از آن با تلخی یاد کرده، تصویری پیچیده و متناقض از او ساخت. رابطهٔ سرد و گسسته با پسرش نیکولا و انتشار خاطراتی صریح و بیپرده، واکنشهای تندی برانگیخت. همچنین چهرهای آسیبدیده اما بیملاحظه از او نشان داد.
وداع بریژیت باردو با دنیای بازیگری
در سال ۱۹۷۳، باردو در اوج شهرت، بازیگری را برای همیشه کنار گذاشت. تصمیمی کمسابقه که بیش از هر چیز نشاندهندهٔ خستگی عمیق او از صنعت سینما بود. او زندگیاش را وقف حمایت از حیوانات کرد. همچنین بنیاد بریژیت باردو را بنیان گذاشت. بنیادی که به یکی از فعالترین نهادهای مدافع حقوق حیوانات در اروپا تبدیل شد. فعالیتهای او در این حوزه، از مبارزه با شکار و کشتار حیوانات تا حمایت از برنامههای عقیمسازی، تأثیری گسترده و جهانی داشت.
با این حال، سالهای پایانی زندگی باردو با جنجالهای سیاسی و حقوقی همراه شد. اظهارنظرهای تند و بعضاً توهینآمیز او درباره مهاجران، مسلمانان و اقلیتها، بارها به محکومیت قضاییاش به اتهام نفرتپراکنی انجامید. این مواضع، تصویر عمومی او را بهشدت مخدوش کرد. درنتیجه باعث شد بسیاری میان باردویِ نماد آزادی دههٔ ۱۹۶۰ و باردویِ سالهای پایانی عمر، شکافی عمیق ببینند.
پیچیدهترین چهرههای قرن بیستم
بریژیت باردو، با همهٔ تضادها و تناقضهایش، یکی از پیچیدهترین چهرههای قرن بیستم باقی مانده است. «زنی که همزمان الهامبخش رهایی، نماد زیبایی نوین، و نمونهای هشداردهنده از فروغلتیدن یک اسطوره به حاشیههای جنجالی بود.» او نه فقط یک ستارهٔ سینما، بلکه پدیدهای فرهنگی است که فهمش بدون در نظر گرفتن زمانه، فشارها و زخمهایش ممکن نیست.


