«هوکر» یکی از اعضای قوم کری موساکاهیکن عصر چهارشنبه وارد «وینیپگ» شد؛ جایی که پس از پنجاه سال، خانواده بیولوژیکی و اعضای جامعه بومیاش با آغوش باز به استقبال او آمدند. او در حالی که از پلههای ترمینال پایین میآمد، گفت: «همیشه میدانستم که فرزندخوانده هستم، اما تا چند سال پیش واقعا نمیدانستم چطور این اتفاق افتاده است. امروز که اینجا هستم، حس نفسگیری دارم، اما در عین حال سرشار از آرامش و شادیام.»
این دیدار احساسی با یک تست تبارشناسی آغاز شد؛ هدیهای که مادرزن «هوکر» به او داده بود. تنها شش ماه بعد از انجام آزمایش، خواهر ناتنیاش که در تگزاس زندگی میکند، با او تماس گرفت. همین موضوع دریچهای تازه به گذشتهاش گشود. پس از آن، او موفق شد با عموی بیولوژیکیاش که یکی از بومیان مانیتوبا بود نیز دیدار کند.
«هوکر» که سالها در نیوزیلند زندگی کرده، چند سال پیش به کانادا بازگشته بود. اما تا امروز موفق نشده بود مادر واقعیاش را پیدا کند. او با چشمانی پر از اشک و قلبی سرشار از احساس گفت: «این اولین باری است که مادرم را با چشمان خودم میبینم.»
ریشههای «هوکر» به قوم کری موساکاهیکن بازمیگردد؛ جامعهای از بومیان مانیتوبا که به «دریاچه موس» نیز شهرت دارد. او تنها ۱۸ ماهه بود که در سال ۱۹۷۵، طی عملیات موسوم به «سیکستیز اسکوپ»، از خانوادهاش جدا شد و به سرپرستی یک خانواده سفیدپوست طبقه متوسط درآمد. این خانواده کمی بعد به نیوزیلند مهاجرت کردند و بدین ترتیب، زندگی «هوکر» در غربت آغاز شد.
مادر بیولوژیکی «هوکر»: خوشحالم که او را میبینم!
«پتسی جورج»، مادر بیولوژیکی «هوکر»، از زمانی که فرزندش از او گرفته شد، همواره در انتظار این لحظه بوده است. او گفت: «فکر میکردم دیگر هرگز او را نخواهم دید. وقتی او را از من گرفتند، تنها دو ماهه بود و دختر دیگرم یک ماهه.» «جورج» از سال ۱۹۷۵، زمانی که پسرش را از او جدا کردند، دیگر او را ندیده بود و نمیتوانست چهرهاش را تصور کند. او گفت: «از زمانی که هوکر دو ماهه بود او را ندیدهام. وقتی از پلهبرقی پایین میآمد، باورم نمیشد که او را میبینم.»
«جورج» که آشکارا احساساتی شده بود، در حالی که اشکهایش را پاک میکرد، درباره پسرش سخن گفت. او میگوید بهتازگی متوجه شده بود که پسرش ازدواج کرده و صاحب فرزندانی است. همچنین با خود میگفت: «اگر بتوانم دوام بیاورم روزی به دیدار نوههایم خواهم رفت.» چون او نیز در شرایط سختی بوده است.
واکنش رئیس بزرگ بومیان مانیتوبا
تخمین زده میشود که حدود ۳۰,۰۰۰ کودک بومی از اوایل دهه ۵۰ تا اوایل دهه ۹۰ میلادی از خانههایشان جدا شدهاند. این عملیات دولتی که به «سیکستیز اسکوپ» معروف است، بسیاری از کودکان را از بومیان منیو گرفت و در خانههای غیربومی در سراسر کانادا و جهان جای داد. رئیس بزرگ «کیواتینوی اوکیماکیناک مانیتوبا (MKO)»، «گریسون ستی»، میگوید: «بازگشت یکی از افراد خودمان به سرزمین و مردممان» تجربهای تاثیرگذار است. «ستی» معتقد است که چنین دیدارهایی باید بیشتر اتفاق بیفتد. زیرا خانوادههای زیادی از بومیان مانیتوبا هستند که نمیدانند عزیزانشان کجا هستند. تخمین زده میشود که حدود سه هزار کودک بومی به خارج از کانادا منتقل شدهاند. اما تعداد کسانی که به خانه بازگشتهاند مشخص نیست.
امیدی تازه برای خانوادههای بومیان مانیتوبا
«ستی» در سخنانی تأکید کرد: «برای بسیاری از مردم در سراسر جهان که در جستجوی خانوادههایشان هستند، امید وجود دارد و این ماجرا یکی از نمونههای روشن آن است. جاناتان پنجاه سال پیش از ما و قوم کری موساکاهیکن گرفته شد. او از زبان، فرهنگ و هویتش محروم شد. اما امروز این سفر تازه برای او فرصتی است تا دوباره با خانواده، جامعه و قوم خود ارتباط برقرار کند.»
این بازگشت تاریخی با حمایت سازمانهای مختلف ممکن شد؛ از جمله MKO، «سازمان روسای جنوبی» (SCO) و شرکت «انیش» که هزینههای سفر «هوکر» و همسرش به مانیتوبا را تأمین کردند.
«کولین راجوت»، فعال حوزه «سیکستیز اسکوپ»، نیز در این باره گفت: «بازگرداندن هوکر به خانه بسیار اهمیت دارد. امیدوارم این اتفاق الگویی برای دیدارهای آینده باشد. باید اطمینان پیدا کنیم که هر یک از آن کودکانی که از خانوادههای بومیان جدا شدند، فرصتی برای بازگشت، برقراری ارتباط با جامعه و شناخت خانوادههایشان داشته باشند.»
بازگشت به ریشهها در دریاچه موس
«هوکر» قرار است سه هفته در مانیتوبا بماند و در هفته نخست سپتامبر به زادگاه اجدادی خود، قوم اول دریاچه موس، بازگردد. او با امیدواری از آینده میگوید: «امیدوارم داستان من الهامبخش دیگرانی باشد که شرایط مشابهی دارند؛ شاید کسی با دیدن این تجربه، جستجوی خانوادهاش را آغاز کند و سرنخی برای برقراری ارتباط پیدا کند. در طول این سفر توانستم به درون خود نگاه کنم و درباره احساساتم با دیگران صحبت کنم.»
منبع: سیتیوی