از زمان انقلاب تاکنون بارها ایران و آمریکا در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند ولی همچنان به راهکاری عملی دست نیافتهاند چراکه آمریکا همواره بر خلاف تعهدات خود عمل کرده است. اگرچه آتش بس نظامی میان ایران و آمریکا کم و بیش حفظ شده است، اما دستیابی به یک توافق پایدار حتی پس از روزها مذاکره از جمله یک نشست ۲۱ ساعته در اسلامآباد، همچنان دور از دسترس است.
به گزارش رسانه هدهد کانادا به نقل از فارن افرز، بخشی از این شکست مربوط به انتظارات واشنگتن است. «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور ایالات متحده، معتقد است که ایالات متحده همه کارتها را در دست دارد و میتواند تهران را مجبور به تسلیم کند، درحالی شواهد خلاف این را نشان میدهد.
اما بخشی از مشکل، بیاعتمادی متقابل است. ریشههای این بیاعتمادی به زمان انقلاب جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ و بحران گروگانگیری پس از آن برمیگردد. از آن زمان این بیاعتمادی نه تنها رفع نشده بلکه عمیق و عمیقتر نیز شده است.
دلایل بیاعتمادی ایران به آمریکا
واشنگتن اکنون بارها در مذاکرات، با تهران بدعهدی کرده است. از جمله در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که سه سال بعد، آن را رها کرد. در سال ۲۰۲۵ نیز با تهران وارد مذاکرات جدیدی شد ولی در میانه مذاکرات زیرساختهای هستهای ایران را بمباران کرد و هنگامی که مذاکرات در آغاز امسال دوباره از سر گرفته شد، مجددا وارد عملیات نظامی شد. در نتیجه، ایرانیان اکنون اعتماد کمی به موفقیت مذاکرات فعلی یا حفظ آتشبس دارند.
برای غلبه بر این بیاعتمادی، ایالات متحده باید نشان دهد که مذاکرات فعلی اساساً با گفتوگوهای گذشته متفاوت است؛ به این معنا که میتواند به یک صلح پایدار و توافقی بادوام میان ایران و آمریکا منجر شود. این روند میتواند با پذیرش این واقعیت از سوی واشنگتن آغاز شود که ایران، بهعنوان کشوری مستقل، از حقوق اساسی برخوردار است؛ از جمله حق غنیسازی اورانیوم برای اهداف غیرنظامی و صلحآمیز.
شروط تهران و واشنگتن برای یک توافق پایدار
ایالات متحده همچنین میتواند با دادن اختیار به کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله ایران، برای اعمال عوارض محدود بر برخی کالاهای مرتبط با نفت که از بنادر منطقه بهویژه از مسیر تنگه هرمز عبور میکنند، به روند بازسازی کمک کند؛ مسیری راهبردی که ایران نیز توانایی تأثیرگذاری بر آن را دارد.
درآمد حاصل از این عوارض میتواند به تأمین مالی بازسازی منطقه متناسب با نیازها اختصاص یابد. در این میان، ایران بهدلیل خسارات گسترده، بیش از دیگران به حمایت نیاز دارد. همچنین، واشنگتن باید تضمین دهد که اسرائیل از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران خودداری خواهد کرد.
در مقابل، تهران نیز باید بهطور شفاف تعهد دهد که هرگز بهدنبال تولید سلاح هستهای نخواهد رفت. همچنین ایران باید بپذیرد که دریافت عوارض از عبور کشتیها در تنگه هرمز، برخلاف قوانین بینالمللی، قابل قبول نیست. شکلگیری چنین توافق جامعی میتواند همان چیزی باشد که دیپلماتها از آن با عنوان «پل طلایی» یاد میکنند؛ مسیری برای خروج از بنبست و حرکت بهسوی یک صلح پیدار میان ایران و آمریکا.
ایران و آمریکا در مسیر صلح؟
واقعیت این است که دیپلماسی قهری نهتنها مؤثر نیست، بلکه به تشدید مقاومت و محدود شدن فضای سازش منجر میشود. همچنین ممکن است خطر تبدیل اختلافات به درگیریهای خشونتآمیزتر را افزایش میدهد. از اینرو، زمان آن رسیده است که مقامات ایران و آمریکا، رویکرد حداکثری را کنار گذاشته و بهجای آن، مسیر سازش را در پیش بگیرند.
مذاکرات هستهای میتواند نقطه آغاز این روند باشد؛ روندی که بر پایه اصولی مشخص، از جمله تعهد به حفظ آتش بس میان ایران و آمریکا و خودداری از حمله به زیرساختهای حیاتی، بهویژه در خلیج فارس، شکل میگیرد. تحقق این هدف مستلزم آن است که دو کشور با تمدید دقیق و شفاف آتشبس موافقت کنند؛ آتشبسی که صراحتاً چنین حملاتی را ممنوع میکند.
منبع: foreignaffairs