«باراک اوباما»، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در مصاحبه مفصل خود با نشریه نیویورکر، جنگ ایران را فقط یک بحران نظامی در خاورمیانه نمیبیند؛ او آن را نشانهای از یک فرسایش عمیقتر میداند: تضعیف نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم؛ نظمی که دههها بر پایه رهبری آمریکا، ائتلافهای غربی، نهادهای چندجانبه و اعتماد متحدان شکل گرفته بود.
به روایت نیویورکر، اوباما معتقد است آسیبهایی که در دوران «دونالد ترامپ» به نظم جهانی وارد شده، حتی از ترمیم آسیبهای داخلی آمریکا هم دشوارتر خواهد بود. او در این مصاحبه میگوید: «بازسازی خسارتهایی که به نظم بینالمللی وارد شده، «حتی سختتر از برخی ترمیمهای داخلی» خواهد بود». نیویورکر این بخش از مصاحبه باراک اوباما را مستقیماً در ارتباط با جنگ ایران و فرسایش اتحادهای آمریکا در دوران ترامپ مطرح کرده است.
اصل ماجرا چیست؟
«باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، در گفتوگویی با نشریه نیویورکر به بررسی جنگ ایران، تهدیدهای ترامپ علیه تهران، نقش «بنیامین نتانیاهو» در تشدید فشارها برای اقدام نظامی و کاهش اعتماد متحدان آمریکا به واشنگتن پرداخته است.»
او از یک نقطه کلیدی شروع میکند: «بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا فقط یک قدرت نظامی نبود؛ آمریکا معمار یک سیستم جهانی بود. طرح مارشال، ناتو، بانک جهانی، نظام برتون وودز و شبکهای از ائتلافهای بینالمللی، جهانی ساختند که با همه تناقضها و ضعفهایش، نسبت به گذشته «کمخشونتتر، سالمتر، ثروتمندتر، برابرتر و حساستر نسبت به حقوق بشر» بود.»
اما از نگاه اوباما، ترامپ دقیقاً به همان ستونهایی ضربه زد که این نظم را سرپا نگه داشته بود:
- خروج از توافق اقلیمی پاریس
- خروج از توافق هستهای ایران
- اعمال تعرفهها
- تهدید متحدان و حتی تهدید به تصرف گرینلند
- نیویورکر مینویسد ترامپ با این رفتارها آن نظم را دچار اختلال کرد.
جمله مهم اوباما درباره متحدان آمریکا
یکی از مهمترین بخشهای مصاحبه باراک اوباما، جایی است که او به وضعیت متحدان آمریکا اشاره میکند. او میگوید: «متحدان آمریکا دیگر نمیتوانند روی واشنگتن بهعنوان محور نظم بینالمللی حساب کنند».
این جمله از نظر سیاسی بسیار سنگین است. چون اوباما نمیگوید فقط سیاستهای ترامپ اشتباه بوده؛ او میگوید اعتماد تاریخی به آمریکا آسیب دیده است. یعنی کشورهایی که دههها امنیت، تجارت، دیپلماسی و سیاست خارجی خود را بر اساس پیشبینیپذیری آمریکا تنظیم کرده بودند، حالا با این پرسش روبهرو شدهاند که آیا واشنگتن هنوز همان ستون مرکزی نظم جهانی است یا نه.
برای کانادا، اروپا، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای خلیج فارس، این پرسش فقط نظری نیست؛ کاملاً عملی است. اگر آمریکا از یک توافق خارج شود، تعرفه وضع کند، متحدانش را تحقیر کند، تهدید نظامی را جایگزین دیپلماسی کند و بعد در میانه بحران تصمیمهای غیرقابل پیشبینی بگیرد، دیگر هیچ متحدی نمیتواند با اطمینان بلندمدت روی آن حساب کند.
جنگ ایران؛ آیینه بحران بزرگتر
در نگاه اوباما، جنگ ایران صرفاً یک بحران منطقهای یا پروندهای جداگانه نیست؛ بلکه آینهای است که شکافها و ترکهای عمیق در نظم جهانی و بحران رهبری آمریکا را بهوضوح نشان میدهد. این جنگ، بیش از هر چیز، نشانهای از تزلزل جایگاه واشنگتن در مدیریت معادلات جهانی است.
جنگ ایران از چند جهت برای اوباما مهم است:
نخست: اینکه ایران همان پروندهای بود که دولت اوباما تلاش کرد آن را با دیپلماسی کنترل کند. توافق هستهای سال ۲۰۱۵، یکی از مهمترین دستاوردهای سیاست خارجی او بود. ترامپ اما این توافق را در سال ۲۰۱۸ ترک کرد و حالا همان پرونده به سمت جنگ و محاصره دریایی کشیده شده است. نیویورکر در گزارش دیگری نیز نوشته بود که توافق هستهای ایران برای اوباما مانند «اوباماکرِ سیاست خارجی» بود؛ یعنی یکی از مهمترین پروژههای او که ترامپ آن را هدف گرفت.
دوم: اینکه جنگ ایران نشان میدهد وقتی دیپلماسی تضعیف شود، جای آن را زبان تهدید، تحریم، محاصره و عملیات نظامی میگیرد.
سوم: اینکه جنگ ایران فقط میان تهران و واشنگتن نیست. پای اسرائیل، کشورهای عربی، اروپا، چین، روسیه، بازار نفت، تنگه هرمز و امنیت انرژی جهانی هم وسط است. بنابراین هر تصمیم آمریکا در این پرونده، پیامد جهانی دارد.
انتقاد اوباما از زبان تهدیدآمیز ترامپ
در یکی از حساسترین بخشهای مصاحبه، از باراک اوباما درباره تهدید اخیر ترامپ علیه ایران پرسیده میشود؛ تهدیدی که به نقل از نیویورکر، در آن ترامپ گفته بود اگر ایرانیها تسلیم نشوند، «
یک تمدن کامل» نابود خواهد شد.
اوباما در پاسخ، وارد دعوای لفظی مستقیم نمیشود، اما بهروشنی میگوید رهبری آمریکا باید بازتابدهنده احترام به کرامت انسانی و نجابت باشد؛ نه فقط در داخل مرزهای آمریکا، بلکه در خارج از آن هم. او هشدار میدهد اگر آمریکا صدای ارزشهای بنیادین انسانی نباشد و اگر فراموش کند حتی در کشورهایی با حکومتهای بد، مردم بیگناه هم زندگی میکنند، جهان میتواند «به شکلهای بسیار بدی» فروبپاشد.