پرونده تیم ملی فوتبال ژاپن در جام جهانی ۲۰۲۶ با شکست مقابل برزیل در مرحله یکهشتم نهایی بسته شد. با این حال، حذف ساموراییهای آبی چیزی از ارزشهای پروژه بلندپروازانه آنها کم نمیکند. کشوری که روزگاری حتی یک لیگ حرفهای نداشت، حالا با اتکا به برنامهریزی ۱۰۰ ساله خود که به شکلی حیرتانگیز ۵۸ سال جلو افتاده، نشان داده که برای فتح جام جهانی تا سال ۲۰۵۰ کاملاً جدی است و از شکستهای مقطعی دلسرد نمیشود.
در یک نگاه
- تغییر هدفگذاری ژاپن از قهرمانی جام جهانی در سال ۲۰۹۲ به سال ۲۰۵۰، به دلیل پیشرفت خیرهکننده و سریعتر از موعد.
- نقش حیاتی زیکو و ستارههای برزیلی در تبدیل فوتبال آماتور ژاپن به یک لیگ تمامحرفهای.
- حذف اخیر از جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل برزیل؛ توقفی کوتاه اما درسآموز در مسیر یک هدف استراتژیک بلندمدت.
سایه سنگین بیسبال؛ فوتبال ژاپن در دهه ۹۰ میلادی چه وضعیتی داشت؟
تا پیش از آغاز دهه ۹۰ میلادی، فوتبال در ژاپن ورزشی کاملاً آماتور بود و زیر سایه سنگین بیسبال نفس میکشید. مسابقات در قالب لیگی آماتور (JSL) برگزار میشد و تیمها به جای شهرها، متعلق به کارخانههایی مثل نیسان و تویوتا بودند.
بازیکنان آن زمان در واقع کارمند شرکت به حساب میآمدند. آنها باید شیفت کاریشان را تمام میکردند تا تازه اجازه تمرین به آنها داده شود. این سیستم خشک و شرکتی جلوی هرگونه پیشرفت حرفهای را میگرفت. ژاپن در آن روزها حتی در آسیا هم زنگ تفریح بود و رنگ صعود به جام ملتها را نمیدید. نبود یک لیگ مستقل و عدم ارتباط دلی مردم با تیمهای شرکتی، بزرگترین سد راه پیشرفتشان بود.
نسلها برای یک هدف؛ داستان تحول فوتبال ژاپن
چشمانداز ۱۰۰ ساله، یک سند راهبردی بود که فدراسیون فوتبال ژاپن در سال ۱۹۹۲ تدوین کرد. هدف نهایی این برنامه شگفتانگیز، رساندن تیم ملی این کشور به مقام قهرمانی جام جهانی تا سال ۲۰۹۲ بود.
مدیران ژاپنی خوب میدانستند که برای فرار از این انزوا، به یک شوک بزرگ نیاز دارند. آنها میخواستند فوتبال را از سوله کارخانهها بیرون بکشند و به قلب جامعه ببرند. ایده این بود: ساخت باشگاههایی با هویت شهری که مردمِ همان منطقه با عشق تشویقشان کنند. هدف فرعی این طرح هم درگیر کردن حداقل ۱۰ میلیون ژاپنی با فوتبال به عنوان هوادار، بازیکن یا مربی سازمانیافته بود.
بازیکنان برزیلی در خط مقدم؛ زیکو چگونه لیگ ژاپن را متحول کرد؟
استراتژی اصلی ژاپن برای راهاندازی لیگ حرفهای در سال ۱۹۹۳، واردات دانش از طریق جذب ستارههای خارجی بود. در این میان، زیکو با آوردن فرهنگ فوتبال حرفهای به ژاپن، بزرگترین معمار جیلیگ لقب گرفت.
اسطوره شماره ۱۰ برزیل در سال ۱۹۹۱ به کاشیما آنتلرز پیوست. او یکتنه همهچیز را زیر و رو کرد؛ از سبک تغذیه و ریکاوری گرفته تا نظم تیمی و ذهنیت برندهشدن. بعد از او پای ستارههای دیگری مثل دونگا و لئوناردو هم به ژاپن باز شد. این انتقال تجربه، موتور آکادمیهای فوتبال ژاپن را روشن کرد و آنها را برای اولین بار در سال ۱۹۹۸ به جام جهانی رساند.
پیشرفت روی دور تند؛ چرا ژاپن مسیر صدساله را به ۵۸ سال کاهش داد؟
صعود بیوقفه تیم ملی فوتبال ژاپن به تمام جامهای جهانی از سال ۱۹۹۸ و میزبانی موفق سال ۲۰۰۲ باعث شد تا ژاپنیها در سال ۲۰۰۵ هدفشان را تغییر دهند. آنها سال ۲۰۵۰ را برای قهرمانی جهان انتخاب کردند و ۴۲ سال به خودشان تخفیف دادند.
این یک تصمیم جسورانه بود. سرمایهگذاری سنگین روی سیستم استعدادیابی مدارس، خلق یک هویت فوتبالی بر پایه پاسهای سریع و لژیونر شدن ستارههای جوان در بهترین لیگهای اروپا، باعث شد تا این اعتماد به نفس تاریخی در آنها شکل بگیرد.
تقابل دو مکتب؛ ژاپن و برزیل چه تفاوتهایی در توسعه فوتبال دارند؟
تیم ملی فوتبال برزیل بر پایه استعدادهای ذاتی و فوتبال خیابانی پیش میرود، در حالی که تیم ملی فوتبال ژاپن روی برنامهریزی آکادمیک و نظم سازمانی تکیه دارد. این دو مدل، دو روی سکه در دنیای فوتبال مدرن هستند که در جدول زیر با هم مقایسه شدهاند:
| شاخصه کلیدی | تیم ملی فوتبال ژاپن | تیم ملی فوتبال برزیل |
| موتور محرک توسعه | برنامهریزی آکادمیک و سازمانی | استعدادهای ناب و فوتبال خیابانی |
| هویت تاکتیکی | نظم تیمی، و پاسکاری سریع | خلاقیت فردی، تکنیک و بازی مالکانه |
| نقطه عطف تاریخی | تأسیس جیلیگ در سال ۱۹۹۳ | کسب ۳ قهرمانی جهان پیش از دهه ۷۰ |
| وضعیت در جام ۲۰۲۶ | حذف در یکهشتم نهایی و تمرکز روی آینده | صعود به مراحل پایانی برای بازپسگیری جام |
حذف ژاپن از جام جهانی ۲۰۲۶؛ آیا رویای ۲۰۵۰ هنوز زنده است؟
اگرچه ژاپن با شکست مقابل برزیل از جام جهانی ۲۰۲۶ حذف شد و نتوانست طلسم یکهشتم نهایی را بشکند، اما عملکرد حسابشده آنها در این تورنمنت نشان داد که رویای قهرمانی تا سال ۲۰۵۰ توهم نیست.
نمایش ساموراییها در مرحله گروهی و متوقف کردن تیمهای بزرگی مثل هلند و سوئد، ثابت کرد که آنها به پختگی کامل رسیدهاند. باخت به برزیل، یعنی همان کشوری که الفبای فوتبال حرفهای را به آنها آموخت، پایان راه نیست. ژاپن شاید جام ۲۰۲۶ را ترک کرده باشد، اما حالا همه میدانند که آنها دیگر زنگ تفریح تورنمنتها نیستند و با سرعتی باورنکردنی به سمت هدف بزرگ سال ۲۰۵۰ در حرکتاند.
سوالات متداول
- جیلیگ (J.League) در چه سالی و با چه هدفی تأسیس شد؟
اولین دوره لیگ حرفهای ژاپن در سال ۱۹۹۳ با حضور ده تیم کلید خورد. هدف اصلی آن، عبور از دوران آماتور کارخانهای، هویتبخشی شهری به باشگاهها و بالا بردن کیفیت بازیکنان داخلی بود.
- ایده «چشمانداز ۱۰۰ ساله» فوتبال ژاپن چیست؟
این یک سند راهبردی است که در سال ۱۹۹۲ تصویب شد تا ژاپن را در سال ۲۰۹۲ قهرمان جهان کند. البته سرعت بالای پیشرفت تیم ملی فوتبال ژاپن باعث شد این هدف بازنگری شده و به سال ۲۰۵۰ تغییر کند.
- چرا زیکو برای فوتبال ژاپن شخصیت مهمی است؟
زیکو در اوایل دهه ۹۰ میلادی وارد ژاپن شد و به عنوان یک الگو، فرهنگ حرفهای فوتبال شامل تغذیه درست، تمرین اصولی و ذهنیت برندهشدن را به ساختار فوتبال این کشور تزریق کرد.
حذف ژاپن از جام جهانی ۲۰۲۶ اگرچه برای هواداران این تیم تلخ بود، اما پروژه بلندمدت فوتبال ژاپن را متوقف نکرد و بار دیگر نشان داد موفقیت پایدار، حاصل برنامهریزی و سیستمسازی است، نه نتایج مقطعی.
تفاوت مسیر ساموراییها با فوتبال ایران در چیست؟
ژاپن نشان داد که توسعه پایدار در فوتبال، نه با معجزه یا استعدادهای تصادفی، بلکه با یک نقشه راه دقیق و تعهد سازمانی به دست میآید. بزرگترین تفاوت فوتبال ایران و ژاپن دقیقاً در همین نقطه نهفته است؛ جایی که ما همچنان برای صعود و موفقیت به درخششهای فردی ستارههایمان وابستهایم، ژاپن یک «سیستم» بینقص ستارهساز طراحی کرده است.
در حالی که در فوتبال ایران با هر تغییر مدیریتی یا شکست در یک تورنمنت، بسیاری از برنامهها و سیاستهای گذشته کنار گذاشته میشوند، حذف ژاپن از جام جهانی ۲۰۲۶ نیز نتوانست کوچکترین تغییری در مسیر بلندمدت این کشور ایجاد کند. ژاپنیها همچنان به برنامه توسعه فوتبال تا سال ۲۰۵۰ پایبند ماندهاند. در مقابل، ما اغلب به استعدادهای نابی تکیه میکنیم که بهصورت خودجوش رشد کردهاند، اما ژاپن با سرمایهگذاری روی آکادمیها و سیستم استعدادیابی، نسلی از بازیکنان را پرورش داده که توانایی حضور در معتبرترین لیگهای اروپا را دارند.
داستان توسعه ژاپن ثابت میکند که برای رسیدن به قلههای جهانی، داشتن یک استراتژی بلندمدت و عبور از نتیجهگراییِ مقطعی الزامی است. ساموراییها شاید امروز جام جهانی را ترک کرده باشند، اما میدانند که فردا و ده سال آینده دقیقاً کجا ایستادهاند؛ مزیتی کلیدی که در فوتبال روزمره و پرنوسان ما، به یک حسرت بزرگ تبدیل شده است.
به نظر شما، آیا ساختار مدیریت ورزشی در ایران ظرفیت اجرای یک برنامه توسعه حتی ۲۰ ساله را دارد؟ برای پایان دادن به حسرتهای طولانیمدت در آسیا و جهان، آیا باید روی سیستمسازی تمرکز کنیم یا پرورش استعدادهای فردی؟
منبع: گلوبو