شبکه اینترنشنال سالهاست خود را یک رسانه فارسیزبان «مستقل» و «بینالمللی» معرفی میکند؛ رسانهای که مدعی است فقط برای اطلاعرسانی به فارسیزبانان فعالیت میکند. اما مرور اسناد رسمی ثبت شرکتها در بریتانیا، سوابق نهاد ناظر رسانهای این کشور و گزارشهای رسانههای معتبر غربی، تصویری بسیار پیچیدهتر را نشان میدهد: شبکهای چندلایه از شرکتها، مدیران و ساختارهای حقوقی.
بازوی رسانهای اسرائیل در تهاجم به ایران
در هر جنگی عوامل مختلفی دخیل هستند و تمام ابعاد یک جامعه درگیر میشوند. در جنگهای امروزی، جنگ روانی و رسانهای نیز نقش بسیار مهمی ایفا میکند. همانطور که در جنگ ۱۲ روزه و همچنین در درگیریهای اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل مشاهده شد، رسانهها نقش قابل توجهی بر عهده داشتند.
در این میان، شبکه ایران اینترنشنال بار دیگر ماهیت واقعی خود را آشکار کرد. این شبکه که تحت نظارت سرویسهای اطلاعاتی عبری-غربی فعالیت میکند، در این جنگها، یکبار دیگر عملاً به تریبون رسمی موساد برای جنگ روانی علیه مردم و حاکمیت جمهوری اسلامی بدل شد.
مستندات و تحلیلهای موجود حاکی از آن است که بیش از ۸۰ درصد محتوای این شبکه به ظاهر ایرانی در طول جنگ تحمیلی اخیر کاملا همسو و بعضاً ترجمه مستقیم از رسانههای اسرائیلی بوده است.
شباهت محتوای این شبکه به ظاهر ایرانی با رسانههای اسرائیلی، نهتنها تصادفی نیست بلکه نشانهای روشن از پیوند سازمانیافته و هدفمند میان این شبکه و نهادهای اطلاعاتی اسرائیل است.
حمایت مالی، توجیه اطلاعات از اسرائیل
یکی از نکات مهم در رابطه با شبکه ایران اینترنشنال موضوع حامیان مالی آن است. این شبکه پیشتر به صورت غیرمستقیم از سوی خاندان سلطنتی عربستان سعودی تأمین مالی میشد. اما اکنون با تغییر معادلات منطقهای و ازسرگیری روابط ایران و عربستان، بخش عمده حمایت مالی خود را از دست داده است. در نتیجه، این شبکه برای تامین مخارج خود به سمت اسرائیل رفت و در فضای رسانهای فارسیزبان به «صدای دوم اسرائیل» تبدیل شد. این تغییر جهت مالی و سیاسی، زمینهساز جهتگیریهای مغرضانهتر و هماهنگ با سیاستهای ضدایرانی اسرائیل در پوشش اخبار مذاکرات شده است.
ایران اینترنشنال، رسانهای با یک پوسته ساده و یک پشتصحنه چندلایه
آنچه مخاطب عادی میبیند، یک شبکه فارسیزبان با مجری، استودیو، برنامه تحلیلی و وبسایت خبری است. اما در لایه حقوقی، ماجرا به یک شرکت ختم نمیشود. اسناد رسمی بریتانیا نشان میدهد که دستکم چند شرکت در این ساختار نقش دارند. از جمله شرکتهای «ولانت مدیا یوکی» در لایه عملیاتی، «گلوبال مدیا سیرکیولیتینگ» در لایه مجوز پخش، «اور مدیا» در لایه تولید محتوا، و «اور هولدینگز اند اینوستمنتس» در لایه بالادستی. در تمام این زنجیره، نام «عادل عبدالکریم» یا بهعنوان مدیر، یا دبیر شرکت، یا شخص دارای کنترل معنادار تکرار میشود. خود ایران اینترنشنال نیز در وبسایتش اعلام کرده که حقوق قانونی سایت متعلق به «ولانت مدیا» است.
عادل عبدالکریم؛ اسم محوری در قلب ساختار
در شرکت «ولانت مدیا یوکی»، عادل عبدالکریم از سال ۲۰۱۶ بهعنوان مدیر و دبیر شرکت ثبت شده و در بخش «اشخاص دارای کنترل معنادار» نیز بهعنوان فردی معرفی شده که حق انتصاب یا عزل مدیران را دارد. در شرکت «گلوبال مدیا سیرکیولیتینگ» نیز همین فرد هم مدیر است، هم دبیر شرکت، هم شخص دارای کنترل بالای ساختار. این فقط یک اسم تشریفاتی نیست؛ بلکه نشان میدهد او در لایه ثبتی و کنترلی، ستون اصلی این منظومه شرکتی است.
اما پرونده به همینجا ختم نمیشود. در تاریخچه کنترل «ولانت مدیا»، پیش از او نام «فهد ابراهیم الدغیثر» دیده میشود. فردی که در مقطعی در بخش کنترل این شرکت ثبت شده بود. همچنین یک شرکت آفشور در جزایر کیمن نیز در تاریخچه همین ساختار دیده میشود. این یعنی از همان ابتدا، شبکهای که امروز با نام ایران اینترنشنال شناخته میشود، در یک ساختار ساده و کاملاً شفاف تکشرکتی شکل نگرفته است.
لایه بالادستی؛ جایی که نامهای سعودی ظاهر میشوند
یکی از مهمترین بخشهای پرونده شبکه ایران اینترنشنال، شرکت «اور هولدینگز اند اینوستمنتس» است. در اسناد رسمی بریتانیا، در کنار نام عادل عبدالکریم، نام «عبدالرحمن الراشد» نیز بهعنوان شخص دارای کنترل معنادار در این شرکت ثبت شده است. سوابق مدیریتی همین شرکت همچنین نشان میدهد که «عبدالرحمن الراشد» و «عثمان العمیر» در مقاطعی در فهرست مدیران آن حضور داشتهاند. دو نامی که در فضای رسانهای عربستان سعودی چهرههای شناختهشدهای به شمار میروند.
این بخش دقیقاً همان جایی است که گزارشهای رسانههای معتبر غربی هم اهمیت پیدا میکنند. گاردین در سال ۲۰۱۸ در گزارشی مهم نوشت که ایران اینترنشنال به ساختارها و چهرههای نزدیک به عربستان گره خورده و حضور عادل عبدالکریم در این شبکه از شرکتها، درباره استقلال واقعی تحریریه سؤالهای جدی ایجاد میکند. فایننشال تایمز نیز در سال ۲۰۱۹ از شبکه اینترنشنال بهعنوان رسانهای با پشتوانه سعودی یاد کرد. اینها دیگر صرفاً حرف فضای مجازی یا گمانهزنی سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از پوشش رسانهای معتبر بینالمللی درباره این شبکه است.
مدیران تحریریه؛ چهرههایی که خود شبکه معرفی کرده است
در لایه تحریریه نیز خود شبکه اینترنشنال چند نام را علناً معرفی کرده است. «مهدی پرپنچی» در وبسایت رسمی شبکه بهعنوان سردبیر اجرایی معرفی شده است. «علیاصغر رمضانپور» نیز در مطالب رسمی شبکه در سالهای اخیر با عنوان سردبیر اجرایی دیده میشود. این دو نفر را میتوان از چهرههای مرکزی در ساختار تصمیمگیری و مدیریت تحریریه دانست؛ کسانی که در کنار ساختار ثبتی و شرکتی، چهره رسانهای و محتوایی شبکه را شکل دادهاند.
«علی حسین قاضی زاده»، مجری و از سردبیران ایران اینترنشنال در راستای خوش خدمتی به آمریکا و اسرائیل با انتشار توئیتی ترامپ را نسخه مشابه ترومن (رئیس جمهور آمریکا در جنگ جهانی دوم) خواند و به او پیشنهاد «بمباران اتمی ایران» به عنوان «راه حل نهایی» در مبارزه با ایران را داد.
اما این توییت حتی در ایران اینترنشنال با واکنشهای منفی شدید مواجه شد.
«محمد رهبر»، کارمند سابق اینترنشنال در این رابطه نوشت: «علی حسین قاضی زاده که ترامپ را تشویق به استفاده از بمب اتم میکند، دشمن ایران است. اگر شرفی مانده کنار دشمن ننشینید.»
موج گسترده انتقادات و فشار افکار عمومی نسبت به این توییت در نهایت موجب شد قاضی زاده عقب نشینی کند و در یک توییت دیگر تاکید کرد که منظورش توصیه به استفاده از سلاح هستهای نبوده و توییت اول را که به انگلیسی هم نوشته بود، پاک کرد و در یک توییت فارسی ماجرا را به یک سوتفاهم به خاطر طولانی بودن توییت قبلی تقلیل پیدا کرد.
دعوت به استفاده از بمب اتم علیه مردم ایران چنان کاربران را عصبانی کرده بود که بسیاری از واکنشها با فحش و ادبیات ناشایست همراه بود. همچنین بسیاری نیز ضمن حفظ متانت و با رویکرد معقول خشم خود را نشان دادند.
مجریان و چهرههای روی آنتن شبکه اینترنشنال؛ از استودیو تا میدان
در بخش چهرههای روی آنتن شبکه اینترنشنال، «پوریا زراعتی» از برجستهترین نامهاست. برنامه «حرف آخر با پوریا زراعتی» در خود وبسایت شبکه اینترنشنال بهعنوان یکی از برنامههای محوری معرفی شده است. همین برنامه در مقاطع حساس منطقهای، از جمله در اوج تنشهای امنیتی، حتی از تلآویو روی آنتن رفته است. موضوعی که خود شبکه اینترنشنال در وبسایتش به آن اشاره کرده است.
در کنار او، «بابک اسحاقی» بارها از سوی خود شبکه بهعنوان خبرنگار اینترنشنال در تلآویو یا در اسرائیل معرفی شده است. در ویدیوها و گزارشهای رسمی شبکه، او از تلآویو، جنوب تلآویو و صحنههای مربوط به جنگ و ناامنی گزارش داده است. این حضور موردی و محدود نیست؛ بلکه یک حضور مداوم و ساختاریافته رسانهای است.
نسبت ایران اینترنشنال با اسرائیل
در این بخش باید دقیق بود. آنچه با سند روشن است این است که ایران اینترنشنال در سالهای اخیر حضور پررنگ، مکرر و برجستهای در اسرائیل داشته، خبرنگار فعال در تلآویو داشته، برنامه از تلآویو پخش کرده و حتی گفتوگوی اختصاصی با «بنیامین نتانیاهو« را با برند برنامه یکی از مجریان اصلی خود منتشر کرده است. اینها همه در خروجی رسمی خود رسانه دیده میشود.
اما آنچه هنوز با سند عمومی قطعی نشده، رابطه مستقیم مالکیتی یا مالی این شبکه با دولت اسرائیل یا نهادهای اسرائیلی است. به بیان روشنتر: همراستایی رسانهای و حضور میدانی در اسرائیل اثباتشده است، اما رابطه ثبتی یا مالی مستقیم با اسرائیل در اسناد عمومی بررسیشده ثابت نشده است. این تفاوت، تفاوتی مهم میان «قرینه سیاسی» و «مدرک حقوقی» است.
چرا این پرونده مهم است؟
اهمیت این پرونده فقط در این نیست که بدانیم یک شبکه فارسیزبان را چه کسانی اداره میکنند. اهمیت اصلی در این است که رسانهای که هر روز برای میلیونها فارسیزبان روایت میسازد، دستور کار تعیین میکند، تیتر میزند، مهمان دعوت میکند و در بحرانها افکار عمومی را شکل میدهد، خودش تا چه اندازه درباره ساختار مالکیت، شبکه نفوذ و پشتصحنه قدرتش شفاف بوده است.
وقتی در لایه بالادستی نام چهرههای رسانهای سعودی دیده میشود، وقتی در لایه ثبتی یک فرد محوری در چند شرکت کلیدی تکرار میشود، و وقتی در لایه پوشش و اجرا، حضور در تلآویو به بخشی عادی از هویت رسانه تبدیل میشود، دیگر پرسش درباره استقلال واقعی ایران اینترنشنال، یک پرسش حاشیهای نیست.
سخن آخر
شبکه اینترنشنال در ظاهر یک شبکه خبری فارسیزبان است. اما در باطن، بر شانههای یک ساختار چندلایه شرکتی ایستاده که در مرکز آن «عادل عبدالکریم» قرار دارد. ساختاری که در لایههای بالادستی آن نام چهرههای رسانهای سعودی دیده میشود و درباره آن، گزارشهای معتبر غربی نیز بارها از پیوند با عربستان سخن گفتهاند. همزمان، این رسانه در سالهای اخیر حضور میدانی و محتوایی بسیار پررنگی در تلآویو داشته و به یکی از برجستهترین تریبونهای فارسیزبان برای بازتاب دیدگاهها و روایتهای اسرائیلی تبدیل شده است.
آنچه امروز دیگر نمیتوان نادیده گرفت این است که پشت چهره آشنا و روزمره شبکه اینترنشنال، یک معماری حقوقی، رسانهای و سیاسی بسیار پیچیدهتر قرار دارد؛ معماریای که شناخت آن، برای هر مخاطب فارسیزبان، دیگر یک کنجکاوی ساده نیست، بلکه بخشی از فهم قدرت رسانه در زمانه جنگ روایتهاست.