«جیمیسون گریر»، نماینده تجاری آمریکا، آب پاکی را روی دست اتاوا ریخت و گفت واشنگتن برای رسیدن به توافق تجاری تازه با کانادا «هیچ عجلهای ندارد»؛ موضعی که نشان میدهد شکاف میان دو کشور پس از شکست مذاکرات ماه اوت همچنان پابرجاست. تنها چند روز بعد، «دونالد ترامپ» از احتمال بازگشت کانادا به میز مذاکره و دستیابی به توافق طی هفتههای آینده سخن گفت. با این حال، تا ۲ اکتبر هیچ دور تازهای از مذاکرات رسمی اعلام نشده و تعرفهها و محدودیتهای متقابل همچنان بر بخشهایی از تجارت دو کشور سایه انداختهاند.
چرا جیمیسون گریر میگوید آمریکا برای توافق با کانادا عجله ندارد؟
از نگاه دولت ترامپ، بخش بزرگی از تجارت حیاتی میان دو کشور همچنان ادامه دارد. گریر در گفتوگو با سیانبیسی گفت آمریکا هنوز نفت، گاز، پتاس و محصولات کشاورزی را با کانادا مبادله میکند و بنابراین کاخ سفید احساس نمیکند برای تغییر فوری وضعیت موجود تحت فشار باشد. او گفت کاناداییها «گاهی تماس میگیرند» و درباره توافقهای احتمالی گفتوگو میشود، اما از طرف آمریکا فوریتی وجود ندارد.
این موضع برای اتاوا مهم است. واشنگتن میخواهد نشان دهد که هزینه ادامه وضعیت فعلی برای آمریکا آنقدر بالا نیست که مجبور به امتیازدهی سریع شود. در مقابل، اقتصاد کانادا به بازار آمریکا وابستگی بیشتری دارد، هرچند این وابستگی کاهش یافته است. دادههای اداره آمار کانادا نشان میدهد که سهم آمریکا از صادرات کالایی کانادا از ۷۵٫۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۷۱٫۷ درصد در ۲۰۲۵ کاهش یافت؛ همزمان صادرات کانادا به بازارهای غیرآمریکایی در ۲۰۲۵ حدود ۱۷٫۲ درصد افزایش یافت.
با این حال در سایه این مذاکرات، آمریکا همچنان با فاصله بزرگترین مقصد صادرات کالایی کانادا است و زنجیرههای تولید در بخشهایی مانند خودرو، فولاد، انرژی و کشاورزی بهشدت در دو سوی مرز به هم متصلاند. بنابراین ادامه اختلاف، حتی بدون توقف کامل تجارت، برای شرکتهایی که به قیمتگذاری و دسترسی باثبات به بازار نیاز دارند هزینهزا است.
ترامپ چه گفت و آیا موضع او با گریر تناقض دارد؟
سه روز پس از اظهارات گریر، دونالد ترامپ در ۲۸ سپتامبر رویه متفاوتی پیش گرفت و با لحنی خوشبینانه از احتمال حلوفصل اختلافات تجاری با کانادا خبر داد. او گفت که اتاوا احتمالاً در سه یا چهار هفته آینده برای برداشتن تعرفهها جلو میآید تا دو طرف به یک توافق «منصفانه» برسند. البته ترامپ در لابهلای همین صحبتها، دوباره از بخش کشاورزی کانادا انتقاد کرد و تجارت آنها را ناعادلانه خواند.
اما آیا این حرفها به معنی شروع مذاکرات است؟ پاسخ فعلاً منفی است. تا ۲ اکتبر هیچ خبر رسمی از توافق جدید یا برنامهریزی برای مذاکره منتشر نشده است. در واقع، ما با دو لحن متفاوت روبهرو هستیم: گریر میگوید واشنگتن هیچ عجلهای برای توافق ندارد، و ترامپ میگوید کانادا بالاخره تسلیم میشود و برمیگردد.
در عالم سیاست، هر دوی این حرفها میتوانند درست باشند. دولت آمریکا هیچ فشاری برای سازش احساس نمیکند، اما پیشبینی میکند که موتور مذاکرات خیلی زود دوباره روشن شود. با این وجود، تا زمانی که تعرفهها و ممنوعیتهای وارداتی سر جای خود هستند و زمان مشخصی برای مذاکره تعیین نشده، همهچیز در حد حرف باقی میماند.
مذاکرات کانادا و آمریکا چگونه در ماه اوت فروپاشید؟
مذاکرات دو کشور در اواخر اوت تا آستانه توافق پیش رفت، اما در مرحله پایانی شکست خورد. روایت واشنگتن و اتاوا درباره علت این شکست متفاوت است. گریر گفته بود آمریکا تصور میکرد توافق تقریباً نهایی شده و کانادا در آخرین مرحله با خواستهها و تغییرات تازه بازگشت. دفتر نماینده تجاری آمریکا نیز گفته بود پیشنهاد واشنگتن شامل کاهش قابل توجه برخی تعرفهها در حوزه فولاد، آلومینیوم، خودرو و چوب میشد.
«مارک کارنی»، نخستوزیر این کشور، درباره روند این توافق و روابط تجاری با واشنگتن، روایت متفاوتی از مواضع کانادا ارائه کرد و گفت آمریکا در روزهای پایانی شروط جدیدی مطرح کرد که از نظر اتاوا «غیرمنصفانه» و از نظر اقتصادی نامناسب بود. کارنی همچنین گفت کانادا حاضر نبود در موضوعاتی که دولتش آنها را مرتبط با حاکمیت اقتصادی، توانایی عقد توافق با سایر کشورها، حمایت از فرهنگ و زبان و صنایع کلیدی میدانست عقبنشینی کند.
اختلاف بر سر مدیریت عرضه در بخش لبنیات، دسترسی محصولات آمریکایی به بازار کانادا، تعرفههای خودرو و فلزات، فروش مشروبات آمریکایی در استانهای کانادا و دامنه آزادی اتاوا برای تنظیم روابط تجاری با کشورهای دیگر از محورهای اصلی بوده است. چون دو طرف نسخههای متفاوتی از مذاکرات نهایی ارائه کردهاند، نمیتوان مسئولیت شکست گفتوگوها را صرفاً بر اساس روایت یکی از آنها تعیین کرد.
تعرفهها و ممنوعیتهای تازه چه تغییری در تجارت دو کشور ایجاد کردهاند؟
پس از شکست مذاکرات، آمریکا تعرفه ۵۰ درصدی خود را بر نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار آمریکا از واردات کانادایی تحت بخش ۳۳۸ قانون تعرفه ۱۹۳۰ اجرا کرد؛ دولت کانادا ارزش تقریبی همان بسته را حدود ۲۸ میلیارد دلار کانادا اعلام کرده بود. اتاوا نیز از ۸ سپتامبر تعرفههای متقابل بر ۲۷٫۶ میلیارد دلار کانادا از کالاهای آمریکایی اعمال کرد. این اقدامات در کنار تعرفههای بخشی دیگری قرار گرفتهاند که پیشتر بر کالاهایی مانند فولاد، آلومینیوم و خودرو وضع شده بود.
کاخ سفید در ۸ سپتامبر ممنوعیت واردات شماری از کالاهای کانادایی را نیز اعلام کرد. این ممنوعیتها از ۲۹ سپتامبر اجرایی شدند و از جمله برخی محصولات الکلی، شماری از فرآوردههای لبنی و موتورسیکلتهای با حجم موتور بالاتر از ۸۰۰ سیسی را در بر میگیرند. دولت آمریکا همچنین دامنه برخی تعرفهها را تغییر داده و فهرست کالاهای مشمول را جابهجا کرده است.
واشنگتن این اقدامات را پاسخ به سیاستهای تجاری و اقدامات تلافیجویانه کانادا معرفی میکند. در سوی مقابل، دولت کانادا میگوید تعرفههای خود را برای پاسخ متقابل و حمایت از صنایع داخلی وضع کرده و ریشه بحران را در اقدامات یکجانبه آمریکا میبیند.
سرنوشت توافق کانادا، آمریکا و مکزیک چه میشود؟
تنش کنونی فقط درباره یک بسته تعرفهای نیست؛ آینده توافق کانادا، آمریکا و مکزیک نیز در مرکز اختلاف قرار گرفته است. در بازبینی مشترک ۱ ژوئیه ۲۰۲۶، ایالات متحده با تمدید توافق در شکل موجود موافقت نکرد. با این حال، این تصمیم به معنای پایان فوری پیمان نبود و توافق همچنان در حال اجراست، در حالی که سه کشور درباره تغییرات مورد نظر خود مذاکره میکنند.
آمریکا همزمان مذاکرات دوجانبه خود با مکزیک را پیش برده و درباره قواعد مبدأ، امنیت اقتصادی، کشاورزی، کار، محیط زیست، فولاد، آلومینیوم و خودرو گفتوگو کرده است. برخی تحلیلگران احتمال دادهاند واشنگتن ممکن است ابتدا با مکزیک به تفاهم گستردهتری برسد و سپس با اهرم بیشتری سراغ اتاوا بیاید.
برای کسبوکارهای کانادایی، مسئله اصلی میزان دسترسی بدون تعرفه به بازار آمریکا و پیشبینیپذیری قواعد است. حتی اگر بخش بزرگی از تجارت تحت قواعد توافق سهجانبه ادامه پیدا کند، تعرفههای بخشی میتواند برای صنایع خاص هزینههای سنگینی ایجاد کند.
کانادا در برابر فشار تجاری آمریکا چه راهبردی را دنبال میکند؟
دولت کارنی تلاش کرده کاهش وابستگی به آمریکا را به محور سیاست اقتصادی خود تبدیل کند. نخستوزیر کانادا میگوید اتاوا باید همزمان اقتصاد داخلی را تقویت کند و بازارهای صادراتی جدیدی پیدا کند. توسعه زیرساختهای حملونقل و انرژی، افزایش ظرفیت صادرات و گسترش توافقهای تجاری با اروپا و آسیا از بخشهای اصلی این راهبرد معرفی شدهاند.
آمار تجارت نشان میدهد بخشی از این تغییر جهت در حال رخ دادن است. در سال ۲۰۲۵ صادرات کانادا به آمریکا ۵٫۸ درصد کاهش یافت، در حالی که صادرات به کشورهای دیگر ۱۷٫۲ درصد رشد کرد. البته بخشی از این افزایش به صادرات فلزات گرانبها مربوط بود و بنابراین نمیتوان آن را بهتنهایی نشانه جایگزینی پایدار بازار آمریکا دانست.
وابستگی جغرافیایی، خطوط لوله، زنجیره تولید خودرو و حجم بزرگ مبادلات باعث میشود فاصله گرفتن کامل دو اقتصاد در کوتاهمدت واقعبینانه نباشد. راهبرد اتاوا بیشتر بر کاهش ریسک تمرکز دارد: حفظ دسترسی تا حد ممکن به بازار آمریکا، در کنار ایجاد مسیرهای صادراتی جایگزین.
آیا توافق تجاری کانادا و آمریکا در هفتههای آینده ممکن است؟
فعلاً نشانهای از عقبنشینی سریع واشنگتن دیده نمیشود. جیمیسون گریر صریحاً میگوید که آمریکا برای توافق عجله ندارد؛ در مقابل، دونالد ترامپ انتظار دارد کانادا دوباره برای کاهش تعرفهها سر میز مذاکره برگردد. همین دو موضع نشان میدهد که مسئله اصلی دیگر صرفاً رسیدن به یک توافق نیست، بلکه شرایطی است که هر طرف حاضر است برای رسیدن به آن بپذیرد.
برای کانادا، ادامه این وضعیت به معنای تحمل تعرفهها و فشار بیشتر بر صنایعی است که به بازار آمریکا وابستهاند. برای واشنگتن نیز طولانی شدن اختلاف میتواند زنجیرههای تولید بههمپیوسته دو کشور را، بهویژه در بخشهایی مانند خودرو، فلزات و انرژی، پیچیدهتر و پرهزینهتر کند.
بنابراین آزمون واقعی در هفتههای آینده نه اظهارات تازه ترامپ یا گریر، بلکه از سرگیری مذاکرات نمایندگان کانادا و بازگشت رسمی هیئت آمریکا به میز گفتوگو خواهد بود. تا زمانی که چنین اتفاقی نیفتد و یکی از دو طرف حاضر به تغییر شروط خود نشود، جنگ تعرفهای کانادا و آمریکا عملاً ادامه دارد؛ حتی اگر هر دو دولت همچنان از احتمال دستیابی به توافق صحبت کنند.