«گادی آیزنکوت»، رهبر حزب «یاشار» و گزینه تازه تشکیل دولت اسرائیل، در صورت رسیدن به نخستوزیری احتمالا سیاست فشار نظامی و امنیتی علیه ایران را ادامه خواهد داد. با این تفاوت که برخلاف «بنیامین نتانیاهو»، سرنگونی حکومت ایران را هدف اصلی جنگ نمیداند و بر مهار برنامه هستهای و موشکی تهران، عملیات اطلاعاتی و دستیابی به نتایج مشخص نظامی تمرکز دارد.
«اسحاق هرتزوگ»، رئیسجمهوری اسرائیل، روز یکشنبه ۸ نوامبر ماموریت تشکیل دولت را به آیزنکوت سپرد. بررسی مواضع او در ماههای گذشته نشان میدهد که اختلاف اصلیش با نتانیاهو نه بر سر ضرورت مقابله نظامی با ایران، بلکه درباره اهداف نهایی این تقابل و چگونگی دستیابی به آنهاست.
سیاست آیزنکوت در قبال توان هستهای ایران
در مرکز راهبرد پیشنهادی آیزنکوت، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و خارج کردن ذخایر اورانیوم غنیشده از این کشور قرار دارد. او هفتم مارس در مصاحبه با شبکه ۱۲ اسرائیل، جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «عادلانهترین جنگ چند دهه اخیر» توصیف کرد. همچنین خواستار نابودی یا خروج ذخایر اورانیوم غنیشده ایران شد.
او ششم اکتبر نیز به «تایمز آو اسرائیل» گفت که اسرائیل باید با واشینگتن برنامهای جامع برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، نابودی توانایی ساخت آن و ایجاد نظام بازرسی سختگیرانه تدوین کند.
پیشنهادهای عملیاتی آیزنکوت نیز نشان میدهد که او برای اعمال محدودیت نظامی بر فعالیتهای هستهای ایران برنامه مشخصی دارد. جروزالمپست سوم سپتامبر گزارش داد که او ایجاد یک «منطقه هدفگیری» در اطراف محل نگهداری اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را پیشنهاد کرده است. بر اساس این طرح، آمریکا باید هشدار دهد که هرگونه تلاش برای انتقال این مواد به خارج از محدوده جغرافیایی تعیینشده، ممکن است با حمله هوایی مواجه شود.
آیزنکوت در اظهاراتی که ۲۶ اکتبر در اسرائیل هیوم منتشر شد، پیشنهاد کرد ورودی چهار مجموعه اصلی هستهای ایران بمباران و این مناطق به محدودههایی تحت نظارت شبانهروزی تبدیل شوند. بهگونهای که نزدیک شدن به آنها با تهدید حمله نظامی روبهرو باشد. به گفته او، این وضعیت باید تا زمان دستیابی به توافقی درباره خروج تمام اورانیوم غنیشده از ایران ادامه پیدا کند.
موشکهای بالستیک و عملیات مخفی موساد
برنامه موشکی ایران نیز در محاسبات امنیتی آیزنکوت جایگاه مهمی دارد. او هفتم مارس مقابله با توان موشکی تهران را پس از برچیدن برنامه هستهای، دومین هدف اصلی جنگ معرفی کرد.
آیزنکوت ۱۳ اکتبر نیز گفت وارد کردن ضربهای گسترده به برنامه موشکی ایران و قطع ارتباط تهران با حزبالله باید از اهداف اصلی عملیات نظامی باشد.
او همچنین خواستار آن شده است که حملات نظامی به نتایجی روشن و پایدار منجر شوند تا وضعیت عملیات ژوئن ۲۰۲۵ تکرار نشود؛ عملیاتی که به گفته آیزنکوت، با وجود اعلام تحقق اهدافش، هشت ماه بعد به جنگ دیگری انجامید.
در کنار حملات نظامی آشکار، استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی نیز بخشی از سیاست آیزنکوت در قبال ایران است. جروزالمپست سوم سپتامبر گزارش داد که آیزنکوت در صورت رسیدن به نخستوزیری، خواهان ازسرگیری عملیات مخفی موساد در ایران و گسترش دامنه این عملیات به برنامه موشکهای بالستیک خواهد بود.
از این نظر، میان رویکرد او و نتانیاهو اختلاف بنیادینی وجود ندارد. زیرا نخستوزیر کنونی اسرائیل نیز نابودی توان موشکی ایران را از اهداف اصلی جنگ اعلام کرده است. تفاوت احتمالی بیشتر به شیوه اجرای عملیات، نقش اقدامات اطلاعاتی و میزان هماهنگی با آمریکا مربوط میشود.
چرا آیزنکوت تغییر حکومت ایران را هدف جنگ نمیداند؟
مهمترین مرز میان دیدگاه آیزنکوت و نتانیاهو به موضوع سرنگونی حکومت ایران بازمیگردد.
آیزنکوت ۱۳ اکتبر در مصاحبه با رادیو ارتش اسرائیل گفت: «سرنگونی حکومت ایران هدفی دستیافتنی نیست. قرار دادن آن در شمار اهداف عملیات اخیر اشتباه بود. این چیزی است که باید از درون مردم ایران شکل بگیرد.» او پیشتر، دوم اکتبر، در گفتوگو با روزنامه اسرائیل هیوم نیز تاکید کرده بود که سرنگونی حکومت ایران از طریق حملات هوایی نباید هدف جنگ باشد.
با این حال، مخالفت او با تبدیل تغییر حکومت به هدف اصلی عملیات نظامی به معنای مخالفت با چنین تحولی نیست. آیزنکوت هفتم مارس در مصاحبه با شبکه ۱۲ اسرائیل گفته بود ایجاد شرایط برای سرنگونی حکومت ایران میتواند یک «هدف جانبی بسیار مطلوب» باشد. بنابراین، او مطلوب بودن تغییر حکومت را از امکان تحقق آن از طریق حملات نظامی جدا میکند.
این موضع در تضاد با اظهارات نتانیاهو قرار دارد. نخستوزیر اسرائیل ۲۰ اکتبر سرنگونی حکومت ایران را «هدف اصلی» این کشور اعلام کرد و پیشتر، سوم سپتامبر، گفته بود تحقق این هدف «در دسترس» است.
سابقه نظامی آیزنکوت؛ از دکترین ضاحیه تا عملیات پیشگیرانه
مواضع آیزنکوت درباره محدود بودن اهداف جنگ به معنای اتخاذ رویکردی محتاطانه در استفاده از نیروی نظامی نیست. او از چهرههای شناختهشده در طراحی راهبردهای تهاجمی ارتش اسرائیل به شمار میرود.
آیزنکوت از معماران «دکترین ضاحیه» است؛ راهبردی که پس از جنگ لبنان در سال ۲۰۰۶ شکل گرفت و بر استفاده از آتش سنگین و وارد کردن خسارت گسترده برای ایجاد بازدارندگی در برابر گروههای مسلح استوار بود.
در دوران فرماندهی او بر ارتش اسرائیل، راهبرد «کارزار بین جنگها» نیز توسعه یافت. این راهبرد مجموعهای از عملیاتهای پیشگیرانه و عمدتا مخفی را شامل میشود که هدف آن جلوگیری از تقویت توان نظامی ایران و متحدان منطقهای آن، بدون ورود به یک جنگ تمامعیار است.
آیزنکوت در مقالهای مشترک با «گابی سیبونی» در سال ۲۰۱۹، این رویکرد را راهبردی برای تضعیف مستمر توان نظامی دشمن، به تعویق انداختن جنگ و تقویت بازدارندگی توصیف کرد.
این سابقه نشان میدهد که تاکید او بر دستیابی به اهداف مشخص نظامی، لزوما به معنای کاهش فشار بر ایران نیست؛ بلکه با الگویی از عملیات مستمر، پیشگیرانه و هدفمند مطابقت دارد.
فشار اقتصادی و تفاوت در تعامل با واشینگتن
آیزنکوت در کنار ابزارهای نظامی، از فشار اقتصادی علیه ایران نیز حمایت میکند. او ۲۴ اکتبر در مصاحبه با نیویورکپست از سیاست دونالد ترامپ برای اعمال فشار اقتصادی بر تهران حمایت کرد و هشدار داد که ایران در پی تبدیل شدن به «کره شمالی دیگری» است.
با این حال، او درباره نحوه استفاده از فشار اقتصادی و محدودیتهای منطقهای نیز دیدگاهی متفاوت از رویکرد صرفا تقابلی دارد. اسرائیل هیوم ۲۶ اکتبر گزارش داد که آیزنکوت از رفع محاصره و بازگشایی تنگه هرمز در چارچوب توافقی با ایران حمایت میکند؛ توافقی که محور اصلی آن حلوفصل مساله هستهای باشد.
او همچنین پیشنهاد تشکیل یک ائتلاف امنیتی شبیه ناتو در خاورمیانه را مطرح کرده است که با حمایت آمریکا و مشارکت کشورهای عربی و اسرائیل فعالیت کند.
نحوه مدیریت روابط با واشینگتن نیز از دیگر حوزههای احتمالی اختلاف او با نتانیاهو است. به نوشته جروزالمپست، نتانیاهو تمایل بیشتری به مخالفت علنی با توافق هستهای نامطلوب دارد، در حالی که آیزنکوت احتمالا ترجیح میدهد اختلافات را از طریق مذاکرات پشت پرده حلوفصل کند.
با وجود این تفاوتها، هر دو سیاستمدار در شرایط مشخص احتمال حمله مجدد به ایران را منتفی نمیدانند.
شانس نخستوزیری آیزنکوت چقدر است؟
با وجود دریافت ماموریت تشکیل دولت از رئیسجمهوری اسرائیل، مسیر آیزنکوت برای رسیدن به نخستوزیری هموار نیست.
دو فهرست انتخاباتی عرب که در مجموع ۱۹ کرسی در اختیار دارند، از سپردن ماموریت تشکیل دولت به او حمایت کردهاند. با این حال، ائتلاف چهارحزبی آیزنکوت تنها ۴۸ کرسی دارد و مخالفت شخص او و برخی متحدانش با اتکا به احزاب عرب، دستیابی به اکثریت لازم برای تشکیل دولت را دشوار کرده است.
در نتیجه، حتی اگر آیزنکوت بتواند دولت جدید اسرائیل را تشکیل دهد، نباید انتظار تغییر اساسی در سیاست امنیتی این کشور در قبال ایران را داشت. مواضع اعلامشده او از تداوم فشار نظامی، مقابله با برنامه هستهای و موشکی و استفاده از عملیات اطلاعاتی حکایت دارد.
تفاوت اصلی احتمالا در تعریف هدف نهایی این سیاست خواهد بود: نتانیاهو سرنگونی حکومت ایران را هدف اصلی اعلام کرده است. اما سیاست آیزنکوت در قبال ایران بر محدود کردن توان نظامی و هستهای و دستیابی به نتایج مشخص از طریق ترکیب عملیات نظامی، اقدامات اطلاعاتی و توافق با تهران تمرکز دارد.
منبع: یورونیوز

