گزارشها از آمادهسازی ارتش اسرائیل برای حملهای چندروزه به ایران و رایزنیهای مکرر «دونالد ترامپ» و «بنیامین نتانیاهو» دربارهی ازسرگیری جنگ حکایت دارند؛ عملیاتی که ظاهراً به دلیل مخالفت رئیسجمهوری آمریکا با حمله پیش از انتخابات متوقف شده است. همزمان، اختلاف بر سر برنامهی هستهای ایران و تنگه هرمز، فشار اقتصادی بر تهران و رقابتهای انتخاباتی، احتمال حملهی دوباره تا پایان سال ۲۰۲۶ را به ۶۳ درصد رسانده است. با این حال، برخی تحلیلگران احتمال دستیابی به توافق پس از انتخابات را بیشتر میدانند. آیا انتخابات فقط زمان جنگ را عقب انداخته یا دیپلماسی هنوز میتواند مانع درگیری تازه شود؟
تعویق حمله؛ فرصتی برای بازنگری یا آمادهسازی؟
روزنامهی فایننشال تایمز گزارش داده است که بنیامین نتانیاهو اوایل اکتبر به نهادهای نظامی اسرائیل دستور داد برای یک عملیات تهاجمی بزرگ علیه ایران آماده شوند. ارتش اسرائیل در حال برنامهریزی برای بمباران چندروزه در روزهای منتهی به ۱۰ اکتبر بود؛ عملیاتی که میتوانست تأسیسات هستهای، مراکز مرتبط با حکومت و زیرساختهای غیرنظامی، از جمله نیروگاهها، را هدف قرار دهد.
این عملیات در نهایت اجرا نشد. به گفتهی منابع آگاه، دلیل اصلی تعویق آن مخالفت دونالد ترامپ با ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر بود.
گزارش فایننشال تایمز در کنار گزارشهای اکسیوس دربارهی گفتوگوهای مکرر ترامپ و نتانیاهو، نشان میدهد گزینهی نظامی همچنان روی میز است. منابع مطلع گفتهاند احتمال ازسرگیری حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در هفتههای آینده را نمیتوان نادیده گرفت؛ هرچند هنوز مشخص نیست واشینگتن مستقیماً در عملیات احتمالی مشارکت خواهد کرد یا نه.
در همین حال، ارتش اسرائیل آمادهباش خود را افزایش داده و مرخصی سربازان را تا انتخابات «کنست» در ۲۷ اکتبر لغو کرده است. گزارشها همچنین از ارائهی فهرست تازهای از اهداف احتمالی ایران به مقامهای آمریکایی حکایت دارند.
با این همه، آمادهسازی نظامی به معنای صدور فرمان حمله نیست. ترامپ اعلام کرده است که پیش از انتخابات آمریکا حملهای انجام نخواهد داد، اما همزمان تهران را تهدید کرده که اگر رویکردش را تغییر ندهد، واشینگتن و تلآویو بهزودی «کار را تمام خواهند کرد».
احتمال حمله ۶۳ درصد است؛ اما توافق هم ممکن است
برآورد منتشرشده در ۱۵ اکتبر، احتمال حملهی دوباره آمریکا یا اسرائیل به خاک ایران تا پایان سال ۲۰۲۶ را ۶۳ درصد اعلام میکند؛ یک واحد درصد بیشتر از ارزیابی قبلی.
در این مدل، احتمال حمله پیش از انتخابات آمریکا ۷ درصد در نظر گرفته شده است. اگر توافقی حاصل نشود، احتمال حمله پس از انتخابات به ۷۸ درصد میرسد. در مقابل، تحلیلگران احتمال دستیابی به توافق تا اوایل نوامبر را ۲۸ درصد برآورد کردهاند.
این ارقام پیشبینی قطعی نیستند و بخشی از آنها بر فرضهای تحلیلی دربارهی احتمال درگیری استوارند. اهمیت اصلی این ارزیابی در آن است که بخش عمدهی خطر را به دورهی پس از انتخابات و شکست احتمالی مذاکرات مرتبط میکند.
در مقابل، «جیمز استاوریدیس»، دریاسالار بازنشسته و تحلیلگر ارشد نظامی سیانان، احتمال دستیابی ترامپ به توافق با ایران پس از انتخابات میاندورهای را ۶۰ درصد دانسته است. به اعتقاد او، فشار اقتصادی بر تهران و دشوارتر شدن وضعیت ایران میتواند دو طرف را به میز مذاکره بازگرداند.
تفاوت این دو برآورد نشان میدهد مسیر بحران هنوز مشخص نیست: شکست دیپلماسی میتواند احتمال حمله را افزایش دهد، اما دستیابی به توافق نیز همچنان یکی از سناریوهای جدی است.
چرا ترامپ فعلاً با حمله مخالفت میکند؟
محاسبات انتخاباتی آمریکا یکی از موانع اصلی حمله پیش از سوم نوامبر است. جنگ تازه میتواند قیمت نفت و سوخت را افزایش دهد و به وعدههای اقتصادی ترامپ آسیب بزند؛ موضوعی که برای جمهوریخواهان در رقابت بر سر کرسیهای کنگره هزینهی سیاسی دارد.
در دولت آمریکا نیز بر سر ادامهی فشار اقتصادی یا توسل به نیروی نظامی اختلاف وجود دارد. به گزارش اکسیوس، «پیت هگست»، وزیر جنگ، و فرماندهان سنتکام از حامیان جدیتر ازسرگیری حملات هستند، اما گروهی از مشاوران ترامپ معتقدند تحریمها و محدودیتهای اقتصادی در حال تضعیف ایران هستند و باید ادامه یابند.
این رویکرد به واشینگتن امکان میدهد بدون ورود فوری به جنگ، هزینهی ادامه تقابل را برای تهران افزایش دهد. ترامپ نیز با ترکیب تهدید نظامی و اعلام آمادگی برای مذاکره، میکوشد ایران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کند.
با این حال، مشخص نیست این فشارها در نهایت به توافق منجر شوند یا تهران را به تشدید اقدامات تلافیجویانه سوق دهند.
تنگه هرمز و پرونده هستهای؛ خطر حمله دوباره به ایران
اختلاف بر سر تنگه هرمز، محاصرهی بنادر ایران و برنامهی هستهای، همچنان مانع اصلی پیشرفت مذاکرات است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از ایران، تهران به «عاصم منیر»، رئیس ستاد ارتش پاکستان، اعلام کرده است که تا زمان برآورده شدن خواستههایش مذاکره با واشینگتن را از سر نخواهد گرفت. «محمدباقر قالیباف»، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد ایران، نیز گفته است آمریکا برای بازگرداندن اعتماد تهران باید شروط هفتگانهی ایران دربارهی بازگشایی تنگه هرمز را اجرا کند. این مطالبات شامل پایان محاصره بنادر، رفع تحریمهای صادرات نفت و توقف درگیریها در جبهههای منطقهای است.
در مقابل، واشینگتن خواهان کاهش معنادار ظرفیت غنیسازی اورانیوم ایران است. «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهوری آمریکا، اوایل اکتبر تأکید کرد که تهران برای پایان جنگ باید در این زمینه امتیاز بدهد. ایران نیز اعلام کرده است مواد هستهای غنیشده خود را از کشور خارج نخواهد کرد.
بنابراین، توافق احتمالی فقط به توقف درگیریها محدود نمیشود؛ دو طرف باید دربارهی برنامهی هستهای، تحریمها و کنترل وضعیت تنگه هرمز نیز به تفاهم برسند.
آیا نتانیاهو از حمله احتمالی به ایران سود میبرد؟
انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر، محاسبات نتانیاهو را پیچیدهتر کرده است. عملکرد او پس از حملهی حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و جنگهای منطقهای، به یکی از محورهای اصلی رقابت سیاسی تبدیل شده و نظرسنجیها از رقابت نزدیک مخالفان و ائتلاف راستگرای او حکایت دارند.
بر اساس نظرسنجی مورد استناد «شموئل روزنر»، تحلیلگر سیاسی اسرائیلی، ۴۷ درصد پاسخدهندگان گفتهاند اگر دولت پیش از انتخابات به ایران حمله کند، به انگیزههای آن اعتماد نخواهند کرد؛ در مقابل، ۳۳ درصد اعلام کردهاند که به دولت اعتماد دارند.
این نتایج نشان میدهد حملهی پیشدستانه لزوماً به سود نتانیاهو تمام نمیشود. اگر ایران ابتدا حمله کند، پاسخ اسرائیل ممکن است اقدامی ضروری تلقی شود؛ اما آغاز جنگ از سوی اسرائیل در آستانهی انتخابات میتواند این ظن را تقویت کند که نخستوزیر برای بهبود موقعیت سیاسی خود از بحران امنیتی استفاده میکند.
سناریوی مهم دیگر، آغاز جنگ پس از انتخابات آمریکا اما پیش از تشکیل دولت ائتلافی جدید اسرائیل است. در صورت بنبست سیاسی، نتانیاهو ممکن است همچنان بهعنوان نخستوزیر موقت در قدرت بماند. برخی تحلیلگران احتمال دادهاند که آغاز جنگ در این دوره بتواند زمینهی تشکیل دولت اضطراری یا جذب مخالفان به ائتلاف را فراهم کند؛ هرچند این سناریو قطعی نیست.
یک حملهی دریایی میتواند جرقهی جنگ شود
تنش در خلیج فارس خطر دیگری برای مذاکرات ایجاد کرده است. گزارشها از حمله به کشتیهای تجاری و استفاده از روشهای تازه برای تهدید کشتیرانی حکایت دارند. ایران میکوشد با افزایش هزینهی انتقال انرژی، بر محاسبات آمریکا اثر بگذارد؛ اما این راهبرد ممکن است نتیجهی معکوس داشته باشد.
در جنگ نفتکشها در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸، حملات به کشتیها و مینگذاری دریایی به درگیری مستقیم آمریکا با ایران انجامید. امروز نیز حملهای که به کشته شدن نیروهای آمریکایی، آسیب جدی به کشتیها یا اختلال گسترده در انتقال انرژی منجر شود، میتواند فشار برای پاسخ نظامی را افزایش دهد.
پیامدهای جنگ تازه نیز به ایران و اسرائیل محدود نخواهد ماند. کشورهای عربی حاشیهی خلیج فارس ممکن است در معرض حملات تلافیجویانه قرار گیرند و آسیب به زیرساختهای نفت و گاز، همراه با افزایش قیمت انرژی، هزینههای اقتصادی بحران را گسترش دهد.
حمله دوباره به ایران؛ جنگ هنوز قطعی نیست
مجموع تحولات نشان میدهد گزینهی نظامی جدی است، اما زمان و احتمال اجرای آن همچنان به نتیجهی انتخابات، وضعیت مذاکرات و رفتار دو طرف در خلیج فارس بستگی دارد.
پایان انتخابات میتواند بخشی از محدودیتهای سیاسی ترامپ را کاهش دهد. اگر توافقی حاصل نشود، فشار حامیان اقدام نظامی و احتمال وقوع یک حادثهی دریایی ممکن است خطر حمله را افزایش دهد. در مقابل، ادامهی اثرگذاری فشار اقتصادی و دستیابی به توافق دربارهی برنامهی هستهای و تنگه هرمز میتواند مسیر جنگ را مسدود کند.
بنابراین، برآورد ۶۳ درصدی را باید هشداری دربارهی شکنندگی وضعیت کنونی دانست، نه نشانهی قطعی آغاز جنگ. مهمترین خطر زمانی ایجاد میشود که تهدیدهای دو طرف برای افزایش قدرت چانهزنی، به حمله و پاسخ تلافیجویانه تبدیل شود و کنترل بحران از دست طرفین خارج شود.
منابع: گلفنیوز, mediaite, thepoliticalgroup, یورونیوز, یورونیوز, بیبیسی