سفرهی بازنشستگان این کشور، نه جای صرفهجویی دولت، که خط قرمز کرامت انسانی است. جمعی از بازنشستگان با انتقاد از احتمال ملاک قرار گرفتن ارزش خانه برای قطع یارانه و کالابرگ، تأکید کردند داشتن سرپناهی که حاصل دههها کار و پسانداز است، به معنای برخورداری از درآمد کافی نیست و دولت باید به جای داراییهای ثابت بازنشستگان، به حقوقهای نجومی و تبعیض در پرداختها توجه کند.
به گزارش ایلنا، نگرانی از تأثیر معیارهای جدید دهکبندی بر وضعیت معیشتی بازنشستگان، پس از اظهارات اخیر مسعود پزشکیان دربارهی نحوهی توزیع یارانهها افزایش یافته است. گروهی از بازنشستگان در تماس با این خبرگزاری هشدار دادهاند که اگر مالکیت خانه به عنوان نشانه تمکن مالی در نظر گرفته شود، ممکن است افرادی که درآمد ماهانهی محدودی دارند، صرفا به دلیل داشتن یک سرپناه از حمایتهای دولتی محروم شوند.
انتقاد از معیارهای تشخیص تمکن مالی برای قطع یارانه بازنشستگان
بازنشستگان با تأکید بر تفاوت میان دارایی و درآمد، معتقدند خانهای که طی ۳۰ سال کار و پسانداز تهیه شده، لزوما نشانهی رفاه اقتصادی نیست. به گفتهی آنها، ارزش یک ملک به تنهایی نمیتواند وضعیت واقعی معیشت خانوار را نشان دهد؛ به ویژه زمانی که حقوق بازنشستگی حتی هزینههای ضروری زندگی را پوشش نمیدهد.
بازنشستگان در انتقاد از قطع یارانه گفتند: «اگر هدف از این سخنان، مبارزه با رانت و ویژهخواری است، ما نیز ایستادهایم؛ اما اگر قرار است سقفِ خانهی قدیمیِ بازنشستهای که با ۳۰ سال خونِ دل خوردن ساخته شده، معیارِ تشخیصِ مرفه بودن قرار گیرد، باید صریح بگوییم؛ این نه عدالت، که جفا به طبقهی زحمتکش است.»
آنها همچنین هشدار دادند که در صورت استفاده از ارزش خانه برای تعیین مشمولان یارانه و کالابرگ، بازنشستگانی که درآمد ناچیزی دارند، ممکن است از حمایتهایی محروم شوند که برای تأمین نیازهای اولیه زندگی به آن وابستهاند.
دارایی بازنشستگان در برابر هزینههای درمان و زندگی
به گفتهی بازنشستگان، خانه برای بسیاری از آنها نه یک کالای سرمایهای با هدف کسب سود، بلکه تنها پشتوانهای در برابر تورم و ناامنی اقتصادی است. آنها با اشاره به افزایش هزینههای درمان و دارو، تأکید کردند که مالکیت مسکن نمیتواند معیار مناسبی برای سنجش توان پرداخت هزینههای روزمره باشد.
این بازنشستگان افزودند: «بازنشستهای که خانهای دارد، سرمایهدار نیست؛ او کسی است که تنها سنگرِ دفاعیاش در برابر تورمِ کمرشکن، همین سقفِ بالای سر است. وقتی این سقف را به بهانهی مرفهبودن ملاکِ حذفِ یارانه و کالابرگ قرار میدهید، یعنی دارید از سفرهی نان کسی میزنید که حتی برای خریدِ یک ورق قرصِ فشار یا دیابتِ ساده هم درمانده است.»
آنها با تأکید بر اینکه داشتن خانه نباید به عنوان نشانهی تجمل تلقی شود، گفتند حقوق برخی بازنشستگان حتی برای تأمین هزینههای یک ماه زندگی نیز کافی نیست. به اعتقاد این گروه، ارزیابی وضعیت اقتصادی خانوارها باید بر پایهی درآمد واقعی، هزینههای ضروری و قدرت خرید آنها انجام شود، نه صرفا ارزش داراییهایی که امکان تبدیل آنها به درآمد مستمر وجود ندارد.
پرسش از حقوقهای نجومی مدیران
بخش دیگری از انتقاد بازنشستگان به آنچه نابرابری در نظارت بر داراییها و درآمدها میدانند، مربوط است. آنها میپرسند چرا در بحث قطع یارانه، خانههای بازنشستگان زیر ذرهبین قرار میگیرد، اما فاصلهی میان دریافتی این گروه و حقوقهای چندصد میلیونی برخی مدیران کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
این گروه با اشاره به دریافتی مدیران عامل پتروشیمیها، اعضای هیاتمدیرهی بانکها، وزرا و برخی مدیران دستگاههای دولتی و مجلس، خواستار شفافیت بیشتر در پرداختها و برخورد با درآمدهای غیرمتعارف شدند.
بازنشستگان در اینباره گفتند: «چرا دوربین نظارتیِ دولت همیشه روی خانههای کوچکِ ما زوم است، اما بر سقف حقوقهای نجومیِ مدیر عاملان پتروشیمیها، هیاتمدیرههای بانکی، وزرا و حقوقهای چندصد میلیونی در دستگاههای دولت و مجلس خاموش میماند؟ چرا یارانه را از سفرهی آنها قطع نمیکنید؟ چرا نگران درآمد نجومی نیستید، اما نگران سقف خانهی ما هستید؟»
آنها تأکید کردند که اجرای سیاستهای حمایتی باید با مقابله با رانت و تبعیض در پرداختها همراه باشد و فشار اصلاح نظام یارانهای نباید عمدتا بر خانوارهایی وارد شود که با درآمد ثابت و محدود زندگی میکنند.
کاهش توان بازنشستگان برای تأمین نیازهای خانوادگی
بازنشستگان همچنین از پیامدهای فشار اقتصادی بر روابط خانوادگی و کیفیت زندگی خود سخن گفتند. به گفتهی آنها، افزایش هزینهها و ناکافی بودن حقوق باعث شده است برخی از آنها حتی برای دیدار با بستگان، شرکت در مراسم خانوادگی یا پذیرایی از فرزندان خود با مشکل روبهرو شوند.
این گروه با اشاره به آسیبهای روانی و اجتماعی مشکلات معیشتی افزودند که نادیده گرفتن شرایط واقعی زندگی بازنشستگان و تلقی مالکیت خانه به عنوان نشانه رفاه، میتواند احساس محرومیت و بیعدالتی را تشدید کند.
آنها در انتقاد از این وضعیت پرسیدند: «رئیسجمهور؛ عدالت یعنی جیب خالی، سفرهی تهی و داروی گران؟!»
تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی
این انتقادها پس از سخنان مسعود پزشکیان در مراسم گرامیداشت روز جهانی پست در دوشنبه ۲۰ مهرماه مطرح شده است. رئیسجمهور در آن مراسم بر ضرورت توزیع عادلانهی یارانهها تأکید کرد. همچنین گفت برخورداری افراد از منابع عمومی، از جمله یارانهی گاز، برق و بنزین، باید با توجه به شرایط اقتصادی آنها مورد بررسی قرار گیرد.
پزشکیان با اشاره به تفاوت میان فردی که خانهای مجلل و چند خودروی شخصی دارد و فردی که در روستا زندگی میکند و وسیلهی نقلیه ندارد، برخورداری یکسان این دو گروه از یارانهی بنزین را زیر سوال برد و بر توزیع عادلانهی منابع عمومی تأکید کرد.
با این حال، بازنشستگان معتقدند اجرای عدالت در نظام یارانهای مستلزم تشخیص دقیق وضعیت اقتصادی خانوارها و تمایز میان درآمد بالا و مالکیت داراییهای ضروری است. آنها خواستار آن شدند که دولت پیش از هرگونه تصمیمی که به حذف حمایتهای معیشتی منجر شود، شرایط واقعی زندگی بازنشستگان و فاصلهی میان حقوق آنها و هزینههای ضروری را در نظر بگیرد.
این گروه در پایان تأکید کردند: «اگر میخواهید عدالت اجرا شود، پس ابتدا سراغ آنهایی بروید که حقوقهایشان به ریال نیست. همچنین داراییهایشان در خانه و آپارتمان خلاصه نمیشود. سفرهی بازنشستگان این کشور، نه جای صرفهجویی دولت، که خط قرمز کرامت انسانی است. با این معیارها، عدالت را قربانی نکنید.»
منبع: ایلنا