افزایش تبلیغات مهاجرتی در شبکههای اجتماعی تنها نشانهای از رونق یک بازار خدماتی نیست؛ پشت این آگهیها، شکاف میان میل فزاینده به مهاجرت و امکان واقعی خروج از کشور قرار دارد. در ایران، تورم، نااطمینانی اقتصادی، جنگ و محدودیتهای داخلی و خارجی انگیزه رفتن را تقویت کردهاند، اما هزینههای مهاجرت و سختتر شدن قوانین کشورهای مقصد باعث شده است افزایش میل به مهاجرت، الزاماً به افزایش خروج از کشور منجر نشود.
چرا تصمیم به رفتن عملی نمیشود؟
مهاجرت در ایران دیگر صرفاً مسئله دانشجویان یا متخصصانی نیست که برای تحصیل و کار راهی کشورهای دیگر میشوند. «بهرام صلواتی»، پژوهشگر و تحلیلگر حوزه مهاجرت، معتقد است در صورت تداوم شرایط اقتصادی و اجتماعی موجود، این پدیده میتواند به گروههای سنی بالاتر و طبقه متوسط نیز گسترش پیدا کند.
او میگوید: «وقتی شرایط اقتصادی و اجتماعی اینگونه پیش میرود، مهاجرت تنها دغدغه قشر جوان نخواهد بود و به طبقه متوسط و سنین بالاتر هم که مهاجرت برایشان سختتر است نیز توسعه پیدا میکند.»
بررسیهای سالهای اخیر نیز از گستردگی این تمایل حکایت دارد. پژوهش «گزارش مهاجرت ایرانیان: علل و انگیزهها» در سال ۱۴۰۲ نشان داد تنها ۱۶ درصد پاسخدهندگان اصلاً به مهاجرت فکر نکردهاند. در سال ۱۴۰۳ نیز «سیدرضا صالحیامیری» از رسیدن تمایل عمومی به مهاجرت به ۶۰ درصد و این رقم در میان دانشجویان در سال ۱۴۰۱ به ۶۷ درصد خبر داده بود.
در پیمایشی که جماران در سال ۱۴۰۵ منتشر کرد نیز حدود ۴۵ درصد افراد زیر ۲۹ سال و ۵۵ درصد افراد دارای تحصیلات دانشگاهی تمایل به مهاجرت داشتند. این بررسی همچنین نشان میدهد هرچه از تهران به سمت مناطق روستایی حرکت کنیم، میل به مهاجرت کاهش مییابد.
اقتصاد؛ عامل شرایط خروج جوانان از کشور
صلواتی عامل اقتصادی را مهمترین نیروی محرک مهاجرت در شرایط فعلی میداند و میگوید: «ما در شرایط بسیار استثنایی از نظر اقتصادی هستیم و افزایش مهاجرت یکی از پیامدهای آن خواهد بود.»
از نگاه او، برای کنترل این روند باید ابتدا نیروهای دافعه در داخل کشور کاهش یابد. او تاکید میکند آرامسازی شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، بهبود وضعیت معیشتی و ایجاد چشمانداز روشن برای جوانان میتواند بر تصمیم افراد اثر بگذارد.
در همین حال، «محمود مشفق»، دانشیار گروه جمعیتشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، بر تفاوت میان «میل» و «اقدام» تاکید دارد؛ به گفته او، ممکن است فشارهای اقتصادی میل به مهاجرت گروهی از مردم ایران را ایجاد کند، اما فرد به دلیل ناتوانی مالی نتواند تصمیم خود را عملی کند: «در واقع اقدام به مهاجرت یک مسئله است و میل به مهاجرت و ظرفیت مهاجرت کردن مسئله دیگری است. میل به مهاجرت میتواند بر اثر شرایط بد اقتصادی ایجاد شود؛ اما چون افراد امکان تامین هزینههای مهاجرت را ندارند، تا زمانی که ظرفیت و توانایی مهاجرت کردن برایشان وجود نداشته باشد، مهاجرتشان عملیاتی نمیشود.»
چرا موج مهاجرت جنگی از داخل ایران شبیه اوکراین نشد؟
با وجود افزایش نااطمینانی ناشی از جنگ، الگوی مهاجرت ایرانیان با تجربه کشورهایی مانند اوکراین یا سوریه یکسان نبوده است. طی یکسالونیم گذشته، برخلاف انتظار درباره شکلگیری موج گسترده خروج از کشور، هجوم وسیع ایرانیان به مرزها رخ نداد. حتی در داخل کشور نیز واکنشها یکدست نبود؛ در تهران میل به ترک پایتخت مشاهده شد، اما چنین الگویی در جنوب کشور به همان شکل دیده نشد.
مشفق این تفاوت را به عواملی مانند گستردگی جغرافیایی، تفاوتهای اقلیمی و قومی و سطح خطر ادراکشده مرتبط میداند. او معتقد است بسیاری از مردم هنوز شرایط جنگی را به اندازهای خطرناک نمیبینند که به ترک کشور منجر شود و در عوض ممکن است به جابهجایی در داخل کشور روی بیاورند.
مسیر مهاجرت هم دشوارتر شده است
به گفته مشفق، مهاجرت در سالهای اخیر در سراسر جهان فراگیرتر شده، اما همزمان رقابت برای فرصتهای شغلی در کشورهای مقصد و قوانین پذیرش مهاجر سختتر شده است. کاهش ارزش پول ملی، هزینه سفر و اقامت، محدودیت آزمونهای زبان و تحریمها نیز ظرفیت عملی مهاجرت ایرانیان را کاهش دادهاند.
صلواتی در مقابل هشدار میدهد که سخت شدن شرایط و محدود شدن مسیرهای قانونی برای خروج افراد از کشور ممکن است پیامد معکوس داشته باشد: «حتماً اینطور خواهد بود. در همه جای دنیا چنین موضوعی را داریم و هرجا که روندهای منظم و قانونی به طریقی بسته شود و سیاستهای مهاجرتی سخت و غیرقابل دسترس شود، چنین اتفاقی رخ خواهد داد.» او معتقد است افزایش موانع میتواند بخشی از متقاضیان را به سمت مسیرهای غیرقانونی، پناهندگی و حتی قاچاق انسان سوق دهد؛ مسیرهایی که هزینه و ریسک بیشتری دارند.
گسترش دامنه سنی برای مهاجرت اقشار مختلف از ایران
صلواتی همچنین معتقد است ادامه نااطمینانی میتواند سن مهاجرت را تغییر دهد. به گفته او، دوره معمول مهاجرت که اکنون حدود ۲۵ تا ۳۵ سالگی است، ممکن است به سنین پایینتر و بالاتر گسترش پیدا کند و حتی گروههای زیر ۲۰ سال یا افراد ۴۵ و ۵۰ ساله را نیز بیشتر دربرگیرد.
در مجموع، دو پژوهشگر بر یک نکته مشترک تاکید دارند: میل به مهاجرت هموطنان از مرزهای ایران بهتنهایی برای توضیح رفتار آنها کافی نیست؛ بلکه وضعیت اقتصاد داخلی، توان مالی افراد، سیاستهای مقاصد هدف، روابط خارجی و دسترسی به مسیرهای قانونی همزمان تعیین میکنند که این میل تا چه اندازه به تصمیم و اقدام واقعی برای خروج از کشور تبدیل شود.
منبع: دنیایاقتصاد