فیلم کانادا: اتاق (Room) – الهام گرفته شده از یک داستان واقعی – هفته چهارم

0
فیلم اتاق محصول کانادا

امروز در فیلم کانادا قصد دارم در مورد یکی از فیلمهای مورد علاقه خودم صحبت کنم.  کارگردانی استادانه ، سوژه ای جذاب و بازیهای بی نظیر این فیلم رو به یکی از قویترین درامهای چند سال اخیر تبدیل کرده است. ایجاد هیجان معمولا باعث از دست رفتن یکدستی در فیلمهای اینچنینی میشود ولی اینبار یک سناریو قوی در کنار یک کارگردانی بی نقص باعث ایجاد یک شاهکار شده که تماشایش لذت بخش است.

اتاق (Room) محصول مشترک چهار کشور است: کانادا، ایرلند، انگلستان و آمریکا، با این حال فیلم به صورت کامل در تورنتو فیلمبرداری شده و قسمت اعظمی از دکورهای فیلم در ” Pinewood Toronto Studios” ساخته شد.

این فیلم بر اساس رمان موفقی به همین نام اثر: “اما داناهیو Emma Donoghue” ساخته شده است. فیلمنامه این اثر توسط خود اما داناهیو نوشته شده که همین موضوع باعث شده هیچ کدام از جذابیت های اصلی داستان از دست نرود. نویسنده رمان از یک داستان واقعی الهام گرفته است. اتفاق الهام بخش، ماجرایی جنایی بود که در سال 2008 در کشور اتریش فاش شد. پدری، دختر 19 ساله خود را به مدت 24 سال در زیرزمین خانه زندانی می کند و در این مدت بارها او را مورد آزار جنسی قرار می دهد. حاصل آن اتفاقها تولد 7 فرزند بود. این اتفاق تکان دهنده ایده نابی را در ذهن اما داناهیو پروراند تا رمان و در نهایت فیلم اتاق به وجود بیایند.

وجود یک سناریو خوب همیشه نقطه آغازین تولید یک فیلم بی نظیر است. کارگردانی ماهرانه “لنی آبراهامسون Lenny Abrahamson” و بازی زیبای “بری لارسون Barie Larson” دو ضلع دیگر مثلث این فیلم برنده اسکار هستند. فیلم در سایت IMBD امتیاز بسیار خوب 8.2 و در سایت منتقدین فیلم “Rotten Toamtoes” امتیاز 94 از 100 را دریافت کرده است. اسکار و گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش اول زن از دیگر افتخارات این فیلم و بری لارسون می باشند. گفته شده بری لارسون قبل از شروع فیلمبرداری، واقعا خود را به مدت یکماه در یک اتاق کوچک حبس کرده و در طول فیلمبرداری صورت خود را نمی شسته که واقعی تر به نظر برسد.

این فیلم روایتگر زندگی زن جوانی به نام جوی است که هفت سال قبل در سن ۱۷ سالگی توسط مردی که ادعا کرده بود سگ مریضش نیاز به کمک دارد ربوده شده و در یک آلونک (کانکس) حدوداً ۱۰ متری زندانی شده است و هیچ ارتباطی با دنیای خارج ندارد. وی در سال دوم حصر، از آن مرد، که از وی به عنوان «نیکِ پیر» یاد می‌کنند، صاحب یک پسر به اسم جک نیز شده است. در ابتدای فیلم، مادر و فرزند تولد ۵ سالگی جک را جشن می‌گیرند. در ادامه فیلم از زبان “جوی” می‌شنویم که وی بارها قصد فرار داشته اما موفق به این کار نشده است. ادامه داستان را باقی می گذارم تا دیدن فیلم برای شما لذت بخش تر باشد.

زیباترین چالش فیلم از دست رفتن دنیای دو نفره مادر و فرزند است. پسر کوچولوی پنج ساله “جوی” تنها امید و آرزوی مادر جوانش است. آنها در آن اتاق مخفی یک زندگی زیبا برای خود ساخته اند. در تمام لحظات تلخ و شیرین این چند سال آنها فقط به انداره همین اتاق 10 متر مربعی با هم فاصله داشته اند. تحمل دنیای بیرحم خارج از اتاق شاید برای آنها، آغاز زندگی جدیدی باشد. پسر بچه هیچ گاه دنیایی به غیر از آن اتاق را تصور نکرده. هیچ گاه با انسان دیگری صحبت نکرده و هیچ گاه مورد توجه کس دیگری نبوده است. همه ای جذابتها باعث خلق سکانسهای بی نظیری می شوند که مطمئن هستم شما هم بعد از دیدن فیلم با من هم نظر خواهید بود.

نویسنده: امیر کریم پور

مطالب مرتبط توصیه شده:

فیلم کانادا:داستانهایی که ما می گوییم (Stories We Tell) – هفته سوم

فیلم کانادا: هنوز مال من (Still Mine)

فیلم کانادا: مروری بر تاریخ سینمای کانادا