اين يك حيف بزرگ است

35

ماني باغباني – نگاه متفاوت غربي ها باعث مي شود خيلي از مسائل و مواردي را كه روزانه با آنها سروكار داريم و احتمالابرايمان عادي شده اند دوباره مرور و معني سازي كنيم. اساسا معتقدم برقراري چنين ديالوگ هايي ضروري است. هربار كه با مهمانان خارجي درباره فيلم ها يا افراد پشت فيلم ها صحبت مي كنم، مواردي به يادم مي آيد كه قبلامي دانستم ولي حالااز ياد برده ام. امروز يكي از مهمانان سراغ «پرتو مهتدي» را از من گرفت. متاسفانه خبر فوت پرتو را به او دادم. مدل و جنس ناراحتي او باعث شد تا يك بار ديگر به يادبياورم كه چه عزيزي را از دست داده ايم. اين فكر كه شايد آنها پرتو را از ما بهتر فهميده اند تا ابد با من خواهد ماند. تلخي و نگاه محزون او، خبر از نبود يك انسان درجه يك مي داد. نكته ديگر اينكه از پس اين مكالمات مي توانيم بفهميم كه چقدر مديوم سينمايي مان، دروني، ايزوله و غير بين المللي است. در مورد فيلم «چ» بعدا مفصل خواهم نوشت اما فيلم براي من ايراني هم گيج كننده بود چه برسد براي مخاطب غربي. اكثرا موضوع فيلم و داستان را درست متوجه نشده بودند. در حد يك نظر ابتدايي، فيلم در اسارت شعار، در نهايت در حد يك ايده باقي مانده و هرگز فراتر از آن نرفته. لازم نيست فيلم هايي در پاسخ به آرگو و 300 بسازيد، كافي است همين «چ» را جوري بسازيم كه نگاه غربي آن را بفهمد و بپسندد. انتخاب موضوع هوشمندانه حاتمي كيا هرگز در ارتباط با نگاه جهاني موفق نخواهد بود. اين يك حيف بزرگ است. متاسفانه خيلي مواقع، نقد با دشمني مترادف مي شود. البته اين پديده هم ترادف سازي فقط در ايران اتفاق مي افتد. برنامه هفت آدينه پيش، يكي از بدترين برنامه هايي بود كه مي توانست باشد. در آستانه مهم ترين اتفاق فرهنگي اين مملكت، برنامه خالي از ذوق و شوق روي آنتن رفت . نمي دانم مجري محترم برنامه هفت، ديگر انگيزه اجراي اين برنامه را ندارد يا مشكلات پشت پرده اين برنامه را به اينجا رسانده. سينماي ايران چه در اوج باشد و چه در بدترين احوال، سرزنده و جذاب است. «اصطلاح كمدي» ناخواسته اتفاقا از همين بدترين حال سينماي ما بيرون آمده. نه سينما مرده و نه قرار است اين اتفاق بيفتد.