دکتر فریده نوریان: صبور باشیم، به هم اعتماد کنیم و همدیگر رو دوست داشته باشیم

1028
فریده نوریان farideh nourian
Farideh Nourian

گزارشگر – افراد تلاشگر و زحمت کشی که برای رسیدن به هدف خود سختی های زیادی را متحمل شده اند همیشه از نگاه رسانه هدهد جایگاه ویژه و قابل احترامی دارند. خوشبختانه تعداد این افراد در جامعه فارسی زبان کانادا کم نیست.

یکی از این انسانهای نیک روزگار که سعادت آشنایی با ایشان را داریم خانم دکتر “فریده نوریان” است. مدت زیادی بود که می خواستیم مصاحبه ای را با ایشان تهیه کنیم اما به دلیل سفر دو هفته ای ایشان به ایران، این مصاحبه با کمی تاخیر خدمت شما ارائه می شود. متنی که در ادامه می خوانید حاصل گفتگوی چند ساعته رسانه هدهد باخانم فریده نوریان است.

خانم نوریان گرامی! بسیار سپاس گزاریم که وقت خود را جهت تهیه این گزارش به ما دادید، ایران خوش گذشت؟

ایران همیشه خوش می گذرد بخصوص غذاهای ایران که یک طعم دیگری دارند. قابل مقایسه با هیچ غذایی در اینجا نیستند.

خانم فریده عزیز در این باره قطعا با شما هم عقیده هستیم به خصوص قرمه سبزی و دیگر غذاهای خونگی.

بله به نظرم فقط مواد اولیه نیست و همان حال و هوا و عشق فامیل و خانواده هم به این غذاها طعم های خوبی میدهند.

خانم نوریان عزیز باز هم ممنون از اینکه به ما این فرصت رو دادید. برای سؤال اول میخواستم از شما بخواهم خودتون رو به طور اجمالی معرفی کنید و بهمون بگید که چه دانشگاه‌هایی تحصیل کردید، درچه رشته هایی وچی شد این رشته ها رو انتخاب کردید؟ از کی به کانادا اومدید؟

من تحصیلات دانشگاهی‌ام رو در دانشگاه شهید بهشتی تهران شروع کردم لیسانسم را در رشته بیولوژی گرفتم. بعد از اون در دانشگاه علوم پزشکی تهران در رشته میکروبیولوژی پزشکی در مقطع فوق لیسانس ادامه تحصیل دادم. بلافاصله پس از اتمام تحصیلم در فوق لیسانس به دلیل آنکه در رشته خودم رتبه اول شده بودم دانشگاه شهید بهشتی به من پیشنهاد کار رو داد. البته اساتید دپارتمان بیولوژی شناخت کامل روی من داشتند چرا که من در دوره لیسانس رتبه دوم و در دو کنکور فوق لیسانس در یکسال هم رتبه اول رو احراز کرده بودم. به هر حال  به عنوان جوانترین عضو هیئت علمی به مدت 5 سال در این دانشگاه مشغول به کار بودم. در این پنج سال با بزرگتر شدن خانواده، تصمیم به آمدن به کانادا روگرفتیم. در سال 1997 که مصادف با بزرگترین طوفان یخ هم بود! وارد کانادا شدیم.

من در دو ماه اول امتحان تافل رو پشت سر گذاشتم چون در آن زمان امکان برگزاری این امتحان در ایران نبود. پس از پشت سر گذاشتن این امتحان وارد دانشگاه مک گیل شدم در رشته بیوتکنولوژی مشغول به تحصیل شدم. اون زمان بچه‌هام سه و پنج ساله بودند.

درس خوندن در این شرایط برای شما چطور بود؟ سخت بود، درسته؟

برای ما با وجود داشتن بچه‌های کوچک و نداشتن خانواده در یک کشور جدید واقعاً سخت بود. اون زمان خیلی از تکنولوژی هایی که الان به سادگی از اون استفاده میکنیم نبود. برای مثال پیدا کردن آدرس‌ها و فاصله ها از روی نقشه های عادی کار ساده‌ای نبود. اما ما به خودمان متکی بودیم و تمام تلاشم رو برای موفقیت در این مقطع کردم. به این ترتیب من در سال 2002 از دانشگاه مک گیل فارغ التحصیل شدم. بلافاصه پس از آن دانشگاه مک گیل من رو به عنوان Research Associate استخدام کرد. در آن مدت در دپارتمانهای مختلفی کار کردم. به عنوان مثال، دپارتمان ایمونولوژی بود که در مقطع پست دکترا مشغول به کار شدم. این پست دکترای اول من بود و پس از آن من وارد Agriculture and Agri-Food Canada شدم و پست دکترای دوم را گذراندم.

پس از آن وارد حوزه تخصصی pharmaceutical در شرکت kiadis pharma  و سپس وارد شرکت Charles River Laboratories شدم که به مدت تقریبی 7 تا 8 سال در آنجا به عنوان  Research Scientist مشغول بودم.در نهایت وارد شرکت Algorithme Pharma به عنوان   Principal Research Scientist شدم.

خوب با این توصیف شما تقریباً 19 سال هست که به کانادا مهاجرت کرده اید. در این مدت آیا به ایران هم سفر داشته اید؟ نظرتون نسبت به ایران چی هست پس از طی این همه سال؟

بله این مدت سفرهای زیادی داشته‌ام، تقریبا هر یکی دو سال که آخرینش همین چند هفته پیش بود! هنوز که هنوزه امکان نداره که من سوار هواپیما بشم و زمان رسیدن به آسمان تهران اشک توی چشمان من نشینه. همه خاطرات خوب من از کودکی و نوجوانی من اونجاست و میتونم بگم قلب من اونجا مونده. ولی با وجود این در اینجا هم مزایای زیادی داره که ما به خاطرش اینجا هستیم.

بسیار عالی. خوب شما سابقه طولانی دارید در کمک کردن به ایرانی‌ها در کانادا. من این رو به خوبی میدونم اما شما خودتون هم میتونید بیشتر توضیح بدید؟

خب ممنون از حسن نظرتون، شما لطف دارید. البته بنده کسانی رو میشناسم که ید طولانی در این زمینه دارند. فکر میکنم چون خودمون این سختی‌ها رو کشیده بودیم و از ابتدا خیلی از این تجارب کاری و زندگی به مرور کسب کردیم، بطور مثال ما خوش شانس بودیم که روابط کاری و دوستی و اجتماعی زیادی رو ایجاد کنیم. دوست داشتم اونها رو در اختیار ایرانی های تازه وارد قرار بدم. سالها قبل زمانی که اینترنت و این نرم افزارهای ارتباطی نبود، با تلفن پاسخگوی سؤالات مردم بودم. اما در سالهای اخیر و با توسعه ارتباطات اینترنتی، ایرانی های زیادی از این طریق من را پیدا میکنند و پیام میدهند. من تا جایی که در توانم بوده به ایرانی های عزیزی که درخواست کمک دادند کمک کردم و خوشبختانه افرادی رو میشناسم که در زمینه شغلی خودشون، شغل‌های خوبی پیدا کرده اند.

نظرتان نسبت به دوستانی که رشته شان شیمی و بیوشیمی است چیه؟ خیلی‌ها فکر میکنند شیمی فقط به درد مهاجرت میخوره و بعد از اون باید تغییر رشته داد.

من روراست بخوام بگم، هر رشته ای رو توی ایران خونده اید وقتی به اینجا می آیید، شاید موفق نشید بلافاصله کار پیدا کنید. فکر میکنید مشکل از شما و یا رشته تونه و باید رشته تون رو تغییر بدید. فکر میکنید که به اصطلاح زمین همسایه سبزتره! ( یا مرغ همسایه غازه!! ). ولی به هیچ وجه اینطور نیست. البته شما در ایران به خاطر کنکور ناچار بودید توی هر رشته ای که قبول شدید ادامه تحصیل بدید. اما اینجا واقعاً به علاقه تون نگاه کنید. اگر از رشته تون راضی نیستید و دوستش ندارید، خب عوضش کنید. در هر رشته ای که هستید و یا میخواهید که بودید، تخصص تون رو بیشتر کنید. مثلا در رشته شیمی و بیوشیمی، اطلاعات خودتون رو بیشتر کنید تا بدونید شرکت های داروسازی چه تخصص هایی رو احتیاج دارند. بر اون اساس رزومه تون رو تنظیم کرده و اقدام کنید.

خوب ما پیش از این صحبت کردیم که در آینده نزدیک سمیناری رو در مونتریال با کمک شما برگزار کنیم. نظر شما چیه در این مورد؟

حتما خوشحال میشم. من به شخصه دوست دارم موضوع ها متفاوت باشه. قصد دارم که در قسمت اول این سمینارها همه چیز در مورد این رشته رو به صورت تیتر وار و کلی بیان کنم و بعد از اون با سمینار های تخصصی که هر کدام عنوان خاص خودشون رو دارند مطالب رو به طور جزئی تر ارایه کنم. در صورتی که افراد در این سمینارها شرکت کنند با تمامی جزئیات این رشته و شغل‌های مرتبطش کاملاً آشنا میشوند.

بسیار عالی. خوب سخن آخر؟ هر چه دوست دارید بفرمایید.

من میخوام تنها بگم که هیچ وقت نباید ناامید باشیم. صبور باشیم و به خود و دیگران اعتماد کنیم. همدیگر رو دوست داشته باشیم. فکر میکنم شانس موفقیت ما با حمایت از دیگران و دیگران از ما زیادتر میشود. کسی که تازه وارد شده رو جزئی از افراد خانواده خود بدونیم. اما این رو هم بدونید کسانی که سالها پیش وارد این کشور شده و وارد سیستم و بازار کار شده‌اند همیشه نمیتوانند به راحتی و به زودی به شما برای وارد کردن شما به همان سیستم کاری خود کمک کنند. باید به اونها هم فرصت داده بشه تا بتونند در طول زمان با شناخت بهتر از شما و شناخت بهتر شما از جامعه جدید، بهتون کمک کنند. آرزوی موفقیت برای تک تک هموطنانم رو دارم.

خانم دکتر فریده نوریان عزیز بسیار از شما سپاس گزاریم