فیلم هفته: Interstellar، مرزی میان علم و احساسات عمیق انسانی

145

ما همیشه خودمان را با توانایی غلبه بر غیرممکن‌ها تعریف کردیم. ما این لحظات رو می‌شماریم، لحظاتی که جرات می‌کنیم جایی بالاتر رو نشونه بریم، که موانع رو درهم بشکنیم، تا به بی نهایت ستاره‌‌ها برسیم، تا ناشناخته را به شناخته‌شده تغییر بدیم – (دیالوگی از متیو مک‌کانهی در نقش کوپر)

در این هفته فیلم بین ستاره‌ای Interstellar محصول سال 2014 را با کارگردانی کریستوفر نولان معرفی می کنیم. کریستوفر نولان یکی از افراد موثر در تولید بلاک‌باسترهاست. درون مایه‌های فلسفی فیلم‌های او، به همان اندازه هیاهو و شلوغی و جلوه‌های ویژه‌اش از نکات کلیدی و مهم فیلم‌هایش محسوب می‌شوند.

او پیش از این کارگردانی فیلم های زیادی را برعهده داشته است. فیلم هایی مانند تعقیب (1999)، ممنتو (2000)، بی خوابی (2002)، بتمن آغاز می‌کند (2005)، پرستیژ (2006)، شوالیه تاریکی (2008)، اینسپشن (2010) و شوالیه سیاه برمی‌خیزد (2012).

بین ستاره ای را می توان دقیق ترین فیلم سینمایی ساخته شده در تاریخ سینما درباره مباحث فضایی عنوان کرد که جزئی ترین این مباحث را به زیبایی در چارچوب یک داستان احساسی روایت کرده است. نولان مانند تمامی آثار گذشته اش اینبار نیز در این فیلم تماشاگر سینما را با انواع و اقسام لحظه ها و دیالوگ های ناب سینمایی که احتمالا فقط خود و برادرش قادر به نگارش آن هستند به وجد آورده و اجازه نمی دهد که لحظه ای از فیلم را از دست دهد.

این فیلم مرزی است میان علم و احساسات عمیق انسانی که در چارچوب یک داستان آخرالزمانی به تصویر کشیده شده است. آخرین اثر نولان به خوبی شکوه یک اثر بلاک باستری را یادآوری می کند و ما را مجبور به ایستادن و تشویق می کند. احتمالا سالها طول خواهد کشید که اثری با این کیفیت بتواند اینچنین داستان پیچیده ای را در قالب مفاهیم انسانی با ساده ترین زبان ممکن روایت کند.

کمی درباره فیلم:

شاید درباره داستان این فیلم نمی توان توضیحاتی را ارئه کرد چراکه احساس درونی که به بیننده در هنگام دیدن این فیلم شکل می گیرد قابل بیان نیست.

تصویر عجیبی در این فیلم به نمایش در‌می آید. طوفان‌های عظیم گرد و خاک آنچنان پیاپی و مکرر شده که کشاورزی را مختل کرده و آهسته آهسته ذرت که تنها گیاه باقی مانده ی قابل کاشت بوده نیز به عمل نمی‌آید و کشاورزان مزرعه‌های بی‌حاصل‌شان را به آتش می‌کشند و خوراکی برای ادامه حیات بشریت باقی نیست و اینگونه بحران حیات در زمین به اوج خود می‌رسد.

کوپر ( متیو مک کناهی ) که سابقا یک خلبان تست پرواز بوده، هم اکنون به همراه پسر و دخترش در مزرعه شان زندگی می کنند. دختر کوپر به نام مورف ( مکنزی فوی ) دختری بسیار باهوش است که وابستگی شدیدی به پدرش دارد و کوپر هم نمی تواند لحظه ای خود را جدای از او احساس کند با اینحال کوپر بزودی با یک ایستگاه مخفی روبرو می شوند که در آن فضاپیمایی قرار گرفته است. مدیر این مجموعه دکتر برند ( مایکل کین ) می باشد که قصد دارد برای نجاب بشریت سفینه ای را به فضا ارسال کند تا بتواند وارد گودالی که در نزدیکی سیاره زحل وجود دارد شده و راهی برای نجات ساکنین زمین در آن جستجو کند. برند از کوپر می خواهد که به همراه یک تیم ، هدایت این فضاپیما را برعهده بگیرند و کوپر نیز علی رغم مشکلات شخصی که دارد تصمیم می گیرد برای نجات بشر این فرصت را از دست ندهد اما….

“کیپ تورن” فیزیکدان نظری، مشاور علمی فیلم بود تا تصاویر کرم‌چاله و نسبیت تا بیشترین حد ممکن دقیق باشد. در ابتدای شروع تولید فیلم، تورن دو قانون گذاشت: نخست: هیچ کدام از قوانین فیزیکی نباید نقض شوند. دوم: تمامی حدسیات باید از علم سرچشمه بگیرند، نه ذهن فیلم‌نامه‌نویس. برای ساختن “سیاه‌چاله کر” کلان‌جرم تورن با پل فرانکلین، سرپرست تیم جلوه‌های ویژه و 30 متخصص جلوه‌های کامپیوتری همکاری کرد. تورن چندین صفحه از معادلات نظری را در اختیار متخصصان قرار داد، که آن‌ها بر پایهٔ آن، برنامهٔ نرم افزاری جدیدی برای خلق تصاویر نوشتند تا شبیه‌سازی همگرایی گرانشی رخ داده بر اثر این پدیده‌ها با دقت بیشتری صورت گیرد.

این فیلم با فروش بیش از 675 میلیون دلار یکی از پرفروشترین فیلم های تاریخ سینما لقب گرفته است.

منابع:

http://www.imdb.com/title/tt0816692/

http://www.ew.com/article/2014/10/16/interstellar-christopher-nolan-anne-hathaway

http://www.boxofficemojo.com/movies/?id=interstellar.htm

http://moviemag.ir/cinema/movie-reviews/world/9967-نقد-و-بررسی-فیلم-در-میان-ستارگان-interstellar