مهاجرت، چالشی برای فرد، خانواده و اجتماع (بخش سوم)

363

در  بخش اول و دوم این نوشتار به مفهوم مهاجرت پرداخته و تعریفی از مهاجرت و علل و عوامل عام و خاص آن در قالب مدل های نظری مطرح در علوم اجتماعی ارائه گردید. در ادامه با هدف پرداختن به اثرات مهاجرت و ارائه راهکارهای مناسب برای مواجهه با این اثرات و آمادگی لازم برای یک مهاجرت موفق مفاهیمی از حوزه های اجتماعی و روانشناسی  ارائه می شود.

مفهوم پایگاه اجتماعی ( social status ) :

پایگاه اجتماعی یا موقعیت اجتماعی به جایگاهی گفته می شود که فرد در گروه یا در مرتبه اجتماعی یک گروه، در مقایسه با سایر گروه های دیگر احراز می کند.  پایگاه و موقیعت اجتماعی فرد، حقوق و مزایای شخص را تعیین می کند.

انواع پایگاه :

پایگاه انتسابی :

این پایگاه از آغاز تولد به فرد محول می شود و بیشتر بر زمینه های خانوادگی نوزاد استوار است. مانند جنسیت،  دین، نژاد و… که همگی از طریق والدین (نسبی) به فرد منتقل می شوند.

پایگاه اکتسابی :

این پایگاه به موقعیتی گفته می شود که بر اساس تلاش و کاری که فرد از خود بروز داده و یا بر اساس استعدادها و مهارت هایی که شخص از خود نشان می دهد، استوار است. به عبارتی دیگر موقعیتی است که فرد از طریق شایستگی‌هایش به دست می آورد.

بی ثباتی و تضاد پایگاه اجتماعی :

به طور کلی از نظر تاریخی، در ادوار گذشته در اکثر جوامع (قبل از صنعتی شدن)، پایگاه هایی که افراد به دست می آوردند، تا اندازه‌ایی پایدار و ثابت و حتی با یکدیگر متناسب و هماهنگ بودند. ولی با وجود جوامع صنعتی، پایگاه ها از حالت ثبات خارج شده و اگر فرد تعداد زیادی پایگاه در یک زمان داشته باشد، دچار تضاد یا ناهمسانی پایگاه می شود که در روند انجام فعالیت تاثیر منفی دارد.

مفهوم نقش ( Role ) :
در اصطلاح دانش جامعه‌شناسی، نقش عنوان یا برچسبی است که با آن جایگاه و الگوهای رفتاری شخص در بین جامعه تعیین می‌شود. نقش‌ها ممکن است توسط شرع، عرف یا قانون تعیین گردند. در تعیین و تعریف نقش‌ها، توافق و تأیید جامعه ضروری است. به‌معنی‌دیگر،نقش به رفتاری اطلاق می‌شود که دیگران از فردی که پایگاه معینی را بدست آورده، انتظار دارند. نقش های مناسب به صورت بخشی از فرآیند اجتماعی شدن به فرد آموخته می‌شود و سپس او آنها را می‌پذیرد. لذا از رهگذر یادگیری و پذیرش نقش های مختلف در جامعه فرآیند جامعه پذیری فرد کامل می شود.

از نظر والتر کوتو نقش معرف رفتاری است که هر کس با توجه به مقام و پایگاه اجتماعی فرد حق دارد از او انتظار داشته باشد.

بروس کوئن می‌نویسد: نقش به رفتاری اطلاق می­شود که دیگران از فردی که پایگاه معینی را احراز کرده است، انتظار دارند. نقش­های مناسب،  به‌صورت بخشی از فرآیند اجتماعی‌ شدن به فرد آموخته می­شود و سپس او آن‌ها را می‌پذیرد.

از نظر لینتون (Ralph Linton: 1893-1953) نقش شامل نگرش­ها، ارزش­ها و رفتاری است که از سوی جامعه به فرد یا افرادی که این پایگاه را اشغال می­کنند، داده می­شود.

انواع نقش‌ها :

نقشهای محول (Assigned)   :

این دسته از نقش ها برحسب جنس، سن، نژاد یا سایر ویژگی‌ها به فرد محول می‌شوند به عبارتی به شیوه ایفای نقش طبق انتظارات جامعه، نقش محول گویند.

نقش‌های محقق (Achieved)  :

این دسته از نقش ها از طریق انتخاب و تلاش فردی، محقق می‌شوند و در واقع  شیوه‌ای که فرد در عمل بر طبق آن ایفای نقش می‌کند. در جوامع سنتی و همگون قدیم، اغلب نقش‌ها و پایگاه ها، از نوع محول بودند، در حالی که در جوامع پیچیده و پیشرفته امروز، بیشتر آنها، غالبا از نوع محقق می‌باشند. یادگیری بعضی از نقش‌های خانوادگی و اجتماعی، در دوران کودکی و غالبا ناآگاهانه و بطور غیر مستقیم صورت می‌گیرد.

شخصیت ( Personality) :
شخصیت را می‌توان آن الگوهای معین و مشخصی از تفکر، هیجان و رفتار تعریف کرد که سبک شخصی فرد را در تعامل با محیط اجتماعی و مادی‌اش رقم می‌زنند. به عبارت دیگر شخصیت شامل ویژگی‌های نسبتاً با ثبات و پایدار است که در توصیف آن‌ها از صفاتی همچون زودرنج، مضطرب، پر حرف ، درونگرا و برون‌گرا و غیره استفاده می‌شود.

شخصیت یعنی «مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی‌های بی همتا بودن، ثبات ( پایداری) و قابلیت پیش بینی مشخص می‌شود. به نظر می رسد
گوردن آلپورت، بهترین تعریف در مورد شخصیت ارایه داده است. او اشاره می کند، شخصیت، سازمان بندی پویایی در درون فرد است و شامل آن دسته از نظام های روانی – فیزیکی است که رفتار و تفکر او را تعیین می کند.  از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است.

بر پایه تعاریف بالا نکاتی درباره اصطلاح شخصیت روشن می‌شود :

بی همتایی و تفاوت:
شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجو د ندارد.

ثبات داشتن (پایداری):
اگر چه افراد در شرایط و محیط های گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلاً چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک ثبات نسبی دائمی است.
قابلیت پیش بینی:
با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.

از تعریف گوردن آلپورت می توان دریافت :

شخصیت مجموعه ای از عناصر است و به عنوان یک نظام با یکدیگر در رابطه هستند.
شخصیت مفهومی روانی در قالب یک کلیت فیزیکی دارد.
علت تعامل انسان با جهان،شخصیت است.
تعامل فرد نتیجه ویژگی های شخصیتی و موقعیتی است.
تجلی شخصیت به دو روش رفتار و تفکر است.
شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگارانه باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطاف پذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد.  اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند. بنابراین، اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت‌ها.

ادامه دارد…